نخستین 200 خط.
آنچه در"گزارش اقليت" گذشت...
مي بيني؟
تو يکي از اونايي
من از برداشتن تيکه ها خسته شدم
فقط واسه يه بارم که شده ميخوام قبل از وقوع جلوشو بگيرم
ما قول داديم که دخالت نکنيم
ميدوني که چقدر بيرون رو مي بينم
نميتونم بذارم اين اتفاق بيفته
بايد بريم پيش آرتور
اين قراره چقدر واسم تموم شه؟
حرف باشه برا بعد
نه
بايد بري
تو هنوز رويات رو مي بيني
- بايد به دَش بگيم - نه
نه تا وقتي که بفهميم اون چه نقشي رو داره
- پس همينه ها؟ - ببخشيد؟
حموم شير...اوناهاش؟
سيستم مهارکننده فوتوني
بهشون کمک ميکنه که توي يه مغز کندويي يکي بشن
که روياشون رو به تصوير واضح تري از آينده تبديل ميکنه
اوهوم
خوب...وقتشه که بياريمشون بيرون نه؟
نقشه اي داري؟
نه که بتونم بهت بگم
از اونجايي که تو داشتي تو
لانگلي پينت بال بازي ميکردي خودم ترتيبشون رو دادم
اون سي آي اي ــه من از دي آي اي هستم
ولي...باش
دَش کدومه؟
اونا اسم دارن؟
آره اسم دارن ميدوني چرا؟ چون اونا هم آدم هستن
وقتي رفتن تو هنوز بچه بودن
هرکدوم نسبت به ديگري فرق داشت
همونطور که همه ي بچه ها باهم فرق ميکنن
خيلخوب
آگثا ميشه شخصي که آينده رو پيش بيني ميکنه
انگار که خودش رو ول کرده
ذهن آرتور مثل يه آنتني ميمونه که
اسامي،وقايع و اطلاعات رو دريافت ميکنه
که اونو تبديل به يه بچه ي فوضول کرده
ولي دَش،دَش
ترس رو مي بينه
تصور کن که
چشم تماشاگر قتلي باشي که نتوني براي جلوگيري ازش کاري کني
به نظر مي ياد يکي جور افتاده
اونا بايد آماده بشن
چون مطمئن نيستم که تو اون دنياي بيرون،دست گلي به آب ندن
خوب ما همين الآن مي فهميم نه؟
گاو ميگه...
- هي - هي
بازي ميکني يا نه؟
کيش
کيش
کيش
- کيش مات - من حتي يه قدم هم برنداشتم!
متاسفم
اوه نه نه
هي رفيق حالت خوبه؟
همه چي مرتبه؟کمک لازم داري؟
- برد هات رو يادت رفت مرد! - شــــش
سه نفر بودن
دَش،آرتور و آگثا
بهشون ميگفتن الهام پذيران
ميتونستن قتل ها رو قبل از وقوع ببينن
براي 6 سال،پليس ما برخلاف خواسته شون اونا رو نگه داشته بود
و ازشون براي نجات جون انسان ها استفاده ميکرد
ولي بعد از اينکه برنامه ي پيش از وقوع جرم دولت متوقف شد
بالاخره آزاد شدن
اونا خودشون رو تا الآن از دنيا مخفي و امن
نگه داشتن
گروه ترجمه ايران فيلم تقديم ميکند
کاري از ســـامـــان StarTak
صبر کن پس تو سيلک ديوا رو نميشناسي؟
اون شبيه چيز گنده ي بعديه که از شهر لاگوس بيرون مي ياد
خواننده ي پاپ چيني آفريقايي - بيانس واسم بهتره
صبر کن ببينم اون ديگه کيه؟
شوخي کردم
قديمي ها رو دوست دارم
کلاسيکي ها
تک تيرانداز ساعت 3
آکيلا،يه بازخواني لازم دارم
خوب آه الآن وقت خوبي براي حرف زدن
- راجب انعام کريسمسه؟ - ها ها
برو برو
کوران کوران
کوران
لنزسس حرارتي رو بهم نشون بده
- من 5 نفر ديگه تو ساعت 10 و 2 مون مي بينم - خيلخوب
- با هم ميريم - نه تو منو پوشش بده
صبر کن وگا،احمق نباش
يک
دو
سه
چهار
پنج
خوب تو"شش" رو فراموش کردي
آکيلا
- چه خبره؟ - دوست دختر،به مدير شليک نکن
من فقط سيستم رو راه انداختم
اين ايده ات براي پوشش دادن من ــه بليک؟
اين ايده ات براي کار کردن مثل يه تيم ــه وگا؟
آخرين باري که چک کردم تو ديگه همکار من نبودي
- تو... - رئيس هستم،اوه اين هيچ وقت تکراري نميشه
ولي هميشه يادم مي اندازه
من کل هفته رو مشغول پاک کردن خراب کاري هات تو پرونده ي راتلج بودم
خراب کاري؟ من جلوي يه حمله ي تروريستي رو گرفتم
آره و تو 2 مظنون رو بدون فعال
بودن دوربيني که رو بدنت نصبه کُشتي
ماموراي فدرال زياد سوال ميکنن
مثلا؟
چطور تونستي اون همه کارو انجام بدي
تنهايي
وقت و مکان صحيح
اون تهديد حتي رو رادارشون نبود
فکر کنم کار پليسي خوبي بود
ولي تو گرفتن افتخارش،راحت باش
اوه همين کارو کردم همينطور گفتم که ممکنه کمکي بهت رسيده باشه
از طريق يه خبرچين و من اولين نفري هستم که ميدونم
خوب...
همينطوره؟
کمکي بهت رسيده بود؟
تو منو ميشناسي ويل
هميشه وقتي تنها کار ميکنم بهترم
خوب تيراندازي کردي اونجا
متشکرم شنيدم بليک راجب
پرونده ي راتلج کنجکاوه
که چطور من 2 تا مظنون مسلح رو از پا درآوردم
ميدونم
چيزي بهت گفت؟
نه
ولي...بقيه چرا
گزارشت ميگه که راتلج وقتي خواستي دستگيرش کني
و در حال فرار بوده که از طبقه ي سوم پايين مي افته
ولي پزشکي قانوني چيزي نميگه
اون نه فقط دويد و افتاد
بلکه هُل داده شد
چي ميگي؟
بهشون گفتم
که اگه وگا
گفت اتفاقي افتاده
پس حتماً اتفاقي افتاده
بهت مديونم آکيلا
لارا
چيزي هست که ميخواي بهم بگي؟
ميدونم که اولين بارت نيست ولي تو 2 تا آدم کُشتي
من خوبم
فکر ميکردم من دوستت هستم
همينطوره
بخاطر همين نميتونم بهت بگم
خُب خُب
همينه
آه
گرفتيش؟
آره در حال پردازشه ولي
مغزت هر دفعه ضربانش ميزنه
بايد يه راه بهتري واسش پيدا کنم
به اندازه ي کافي لفتش دادي کارآگاه
کم کم داشتم نااميد ميشدم که بياي
بهت گفتم که تو بخش بهم زنگ نزن
مامورا راجب راتلج سوالاتي ميکنن
مامورا؟ تعقيبت کردن؟
آروم باش من مراقبم
خوب اونا چي ميدونن؟
خوب فعلا هيچي ولي بايد سرتو پايين نگه داري
اگه کسي بفهمه من با يه الهام پذير کار ميکنم
اجباري اخراج و زندانيم ميکنن
ديگه اينو نگم که اگه اشتباه کني واسه اون چه اتفاقي مي افته
ميدوني مثل بردگي؟
نمونه آزمايشي؟ زنده شکافي؟
ولي آه من ميدونم،يه ضربه رو مچ دست توسط مافوق هات
يه هياهوي حسابي ميشه
گرفتم،دوتامون بايد مراقب باشيم
من سيستم نظارت عمومي اطراف صحنه ي جرم راتلج رو هک کردم
و اطلاعاتش رو پاک کردم
هيچ مدرکي دال براينکه اون اونجا بوده وجود نداره
خواهش ميکنم از اونچه که به نظر مي ياد سخت تره
هرچي که بهت کمک ميکنه که بخوابي کارآگاه
فکر ديگه اي داري؟
نه خوشحالم که صدام کردي
خيلخوب بزن بريم
اين روياي جديده؟
آره يه زن ــه،قرباني ــه
قاتل شبيه يه مرد ــه
که عقيمش ميکنه
چرا نميتونيم صورتشون رو ببينيم؟
طوريه که گاهي اوقات هست
من احساسات و اطلاعات رو ميگيرم
ميتوني کمک کني؟
خيلخوب يه...زن با موهاي سياه
جدال
بهش ضربه ميزنه،يه لنگ کفشش مي افته
و اتفاق مي افته
اوه اون چيه؟
اون علامت
نميدونم مگر
اينکه فقط يکي باشه
والي ما ميدونيم که قتل قراره کي اتفاق بيفته؟
گفتنش سخته
تو برنامه،خط افقي زمان فرق ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.