نخستین 200 خط.
ملکه مادر توی کیمباپی که ملکه درست کرده بودن سم ریختن
اون روز
من هم شاهدش بودم
خفه شو! فکر کردی چند تا جون داری؟
حالا، حقیقت رو بهمون بگین بانوی من
اگه بی گناه بودین
جرم رو گردن ملکه نمینداختین
من اصلا تو رو اون روز توی اقامتگاه مادر ندیدم
با چه جرئتی اینجا داری دروغ میبافی؟
وقتی بدن بی جونشون توی بغلم بود و میخواستم دکتر خبر کنم
اونی که جلوی منو گرفت شما بودی
شما بودین که گفتین باید ملکه رو مقصر نشون بدین
شما بودین که توی غذا سم ریختین
این چرت و پرتا چیه.. عقلتو از دست دادی؟
این تیکه دامن. مال شما نیست؟
...من حتی چک کردم و تایید شد که
سم روی این دامن همونیه که باعث قتل مادربزرگ شده
چرا میخواستین مخفیانه بسوزونینش؟
...اون
...مادربزرگ
چرا فوت کردن؟
کی کشتشون؟
الان باید به جرمتون اعتراف کنین
مادر
حرفای ملکه... اینا حقیقت دارن؟
همش دروغه
منو باور نداری؟
پس توضیح بدین سم روی دامنتون چیکار میکرده
و اون ویدئو چی بود؟
لطفا اینارو توضیح بدین
ملکه با مین یورا توطئه کرده
اون باعث این جنجال مضحکه
واقعا که زبونم بند اومده
...سم روی دامنم
ثابت نمیکنه که من قاتل مادر بوده باشم
...به علاوه، مین یورا یه جادوگر ترسناکه که توی چای مادر
داروی خواب آور ریخته بود
چطور میتونین حرفشو باور کنین؟
پس چرا خانم ها رو زندانی کرده بودین و تهدیدش میکردین؟
اگه گناهکار نبودین نباید همچین کاری میکردین
اینکارو کردم تا تو این اتهامات بی پایه و اساس رو بهم نبندی
چطور میتونی اینقدر نفهم باشی؟
منم موافقم. مادر شاید یکم بدجنس باشه
اما اصلا این حرفا با عقل جور در میاد؟
مادر اونقدر هم آدم فاسدی نیست
...ملکه، اون دامن رو به اداره ی پلیس بفرست
و درخواست تحقیقات رسمی بده
...چرا تو
البته که من بهتون باور دارم مادر
مطمئنم که شما هیچوقت همچین کاری نمیکنین
...حتی اگه بزاریم ملکه هرکاری میخواد بکنه
بازم ضرری به ما نمیرسه
من به مین یورا رسیدگی میکنم. سرپرست چون
بله عالیجناب
خیلی بی پروایی
...خیلی زود میفهمی که متهم کردن من به قتل
اونم بدون مدرک قاطع چه کار احمقانه ای بوده
...چیزی که قطعیه اینه که
شما هم یجوری در قتل مادربزرگ دست داشتین
اگه فکر میکنین ناعادلانه است، برام مدرک بیارین
مدرکی که اثبات کنه مجرم نیستین
چی؟
حالا بگین، جای من بودن چه حسی داره؟
...اوه سانی - ...اگه به هر دلیلی -
من یا خانم ها بخاطر این ماجرا توی خطر بیوفتیم
این ویدئو یه راست میرسه دست مطبوعات
جون ما دو نفر به این بستگی داره
نقشه ی پشتیبان داشتن بنظر چیز خوبی میاد مگه نه؟
چی.. ملکه، ملکه
زنیکه ی عوضی
هی، حالت خوبه؟ بشین
صدمه دیدی؟
از وقتی زندانی شدم، همش سردرد میگرفتم
چرا یهویی سردرد؟
اتاق با دیوارهای بتنی پوشیده شده بود
بوی وحشتناک گل میومد
گل؟
بو اینقدر شدید بود که بهم سردرد میداد
بوی وحشتناک گل؟
سرورم! هرکاری که بهم بگین میکنم
بهم بگین مثل الان دروغ بگم هم میگم
خواهش میکنم... خواهش میکنم از جونم بگذرین سرورم
از جونت بگذرم؟
با جسد مادر نا وانگ شیک چیکار کردی؟
بهم بگو
همین الان
اگه بهتون بگم منو میکشین
اگه دیگه بهم احتیاج نداشته باشین منو میکشین
چطور میتونم بگم؟
بهم نمیگی؟
اول قول بدین
که دوباره منو به اون بیمارستان نمیفرستین
نه. اگه قول بدین دوباره برم می گردونین توی دربار
براتون سر نا وانگ شیک رو میارم
مهم نیست حتی اگه یه بانوی دربار سطح پایین باشم
...پاهاتونو براتون میشورم
بزارین حداقل پاهاتون رو بشورم
الان داری با من چک و چونه میزنی؟
من یه نقشه دارم
بدون من نمیتونین نا وانگ شیک رو بگیرین
هیچکس اونو بهتر از من نمیشناسه
...میتونم خیلی راحت بگیرمش
حتی بدون تو
سرپرست چون، از شرش خلاص شو
بله سرورم
عالیجناب! خواهش میکنم بهم اعتماد کنین
قسم میخورم نا وانگ شیک رو میکشم
سرورم! بهم یه فرصت دیگه بدین
ولم کن
هی
از جلوی چشمام گم شو
سرورم
سرورم
سرورم
از شرش خلاص شین
سرورم
نه
سرورم
شما برین
حتما شوکه شدین - قضیه چیه؟ -
چرا مین یورا یهویی پیداش شد؟
...لی هیوک برای متهم کردن
ملکه مادر خبرش کرد
اون آوردش؟
لی هیوک میخواد از زیر کنترل ملکه مادر در بیاد
...برای همین من پیشنهاد
استفاده از یورا رو دادم
داری میگی اون دروغ گفت؟
...مطمئنم اون الان حاصره به هر بندی چنگ بزنه
چون میخواد زنده بمونه
ولی این چیز بدی نیست
ملکه مادر الان محتمل ترین مضنونه
پس اگه بخوایم بگیریمش باید دوره اش کنیم
چون اون مار خوش خط و خالیه
من به حساب مین یورا رسیدم
نمیدونستم زنده مونده و برمیگرده
خیلی سرسخته
میخوام بکشمش
چطور میتونه با اون قیافه یهو پیداش شه و اون حرفا رو بزنه؟
باید آروم باشین
اینجوری فقط بیشتر بهتون مشکوک میشن مادر
اگه بی گناهین نباید از چیزی بترسین
سرورم
بگین ببینم
شبی که ملکه بزرگ کشته شد چه اتفاقی افتاد؟
چرا غافلگیر شدین؟
حتی اگه چیزی نگین هم من همه چیز رو میدونم
میدونم با گیره سر من چیکار کردین
جلسه ی بازرس های سلطنتی صبحه
اون وقت موضوع ملکه سوهیون هم لو میره
تو تنها کسی هستی که میتونه جلوش رو بگیره
باید یه کاری بکنی
درسته. مادربزرگ الان عقلش سر جاش نیست
چطور میتونه گزارش منو بده؟ من پادشاهم
مادربزرگ منو رها کرده
سرورم. کجا دارین میرین؟
مادربزرگ
الان میخواستی منو بکشی؟
امیدوارم اینطور نبوده باشه
به خودم اجازه نمیدم باورش کنم
...از چی اینقدر ترسیدی که میخوای
مادربزرگت رو بکشی؟
اینطور نیست
راستشو بگو. چی رو مخفی کردی؟
راجب مرگ ملکه سوهیونه؟
یا اینکه سعی کردی ملکه سانی رو بکشی؟
جواب بده
درسته. من ملکه سوهیون رو کشتم
اون بهم خیانت کرده بود و بچه ی یکی دیگه رو باردار بود
اون بود که اول منو ول کرد
به این میگی بهونه؟
ملکه سوهیون برای تو زندگی میکرد
چطور تونستی بهش شک کنی؟
تو چطور به این هیولا تبدیل شدی؟
خرفت شدی؟
میخوای خانواده سلطنتی رو از بین ببری؟
کی اهمیت میده؟
یه نگاه به خودت بنداز
دلیلی نداره که خانواده سلطنتی وجود داشته باشه، لیاقتش رو هم ندارن
این خانواده ی سلطنتی منه! من بخاطرش کتک های پدر رو تحمل کردم
تو چه حقی داری؟
من جلوتو میگیرم چون منو خجالت میدی
خودم از تخت پادشاهی پایین میکشمت
هیچوقت راهشو پیدا نمیکنی
پس تسلیم شو
باید نوه خودت رو قاتل کنی؟
جلسه بازرس هارو لغو کن
ولم کن
قسم میخورم من مادربزرگ رو نکشتم
این که مسلمه
چطور پادشاه، ارباب کل قصر
میتونه مادربزرگش رو مسموم کنه؟
من حتی تصورش هم نکردم
حتی اگر هم کشته باشینش
مطمئنم لیاقتش مرگ بوده
مادر
...اگه مشخص شه که اون گیره سر
مال شما بوده، اونوقت باید بیشتر نگران باشین
...من برای مراقبت از شما
شهادت ندادم
No comments yet. Be the first to leave one.