SPY x FAMILY

SPY x FAMILY (SPY×FAMILY)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Spy x Family - 39
ناشر Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

برچسب‌ها

hdtv
تاریخ انتشار: 2025-10-11
تعداد دانلود: 68
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

رادن

بله ، مادام شلاگ

ماموریت : 39 اجتناب از گرفتن رعد و برق تونیتروس

باوقار نیست

این اواخر تاخیر و دیر تحویل دادن تکالیف مدرسه زیاد شده

مطمئن بشید که بعد از استراحت در آخر هفته خودتون رو جمع و جور کنید

واضح بود ؟

چرا داری به آنیا نگاه میکنی ؟

دیروز اونقدر مشغول ورزش شده بودم که تقریباً تکلیفم رو فراموش کرده بودم

آنیا لازم نیست نگران اون موضوع باشه چون بابا یه شیطانه

!بلند شو ! تکلیفت رو انجام دادی ؟

اوه ، چه دوست داشتنی

درباره ی چی حرف میزنی ؟ بعضی وقتها دیر میکنی

آره ، آره ، موقع کلاس هم خوابت می بره

یه پیشگویی میکنم

اولین نفری که توی کلاسمون هشتا رعد و برق تونیتروس میگیره و اخراج میشه تویی

... حالا وقت حرکت کشنده ی منه

حالا وقت مشت از پا درآورنده ی استاد ... یوره که بهمون یاد داده بود

کار عجولانه ای نکن ، بکی

! همـ ! شنیدم تو هم قبلاً خواب موندی

می تونی مطمئن باشی که رعد و برق تونیتروس نمیگیری ؟

! عمراً ! دامین-ساما رو با شما عوامها مقایسه نکن

! امکان نداره هیچوقت اون اتفاق بیوفته

درسته ! احتمال اتفاق افتادنش به اندازه ی ! رعد و برق زدن از پایین به بالاست

... اگه تا اون حد پیش برید ، تحت فشار قرار میگیرم

اگه دامین-ساما یه وقتی یه رعد و برق تونیتروس بگیره

هر سه تای ما لخت میشیم و با لباس زیر ! یه دور ، دور مدرسه می دویم

!ها ؟

! باشه ، شرط قبوله

! یه مرد هیچوقت از حرفش برنمی گرده

مگه نه ، دامین-ساما ؟

... ها ؟! هی ، صبر کنید

! د د د دردسر

چی شده ، بیل-کون ؟ حالت خوبه ؟

... فرار کنید

ها ؟

! همگی باید همین الان از اینجا برید بیرون

... یه فاجعه

! یه فاجعه ی سهمگین ظاهر شده

اون یاروها از کلاس 1 خیلی اعصاب خردکنند

بیا بعداً حسابشون رو برسیم

رادن

بله ، مادام شلاگ

همونجا وایسید

زدن حرفهای زشت ، لباس فرمهای نامرتب

توطئه برای انجام خشونت

! ضربه ی تونیتروس

اهدای رعد و برق تونیتروس باشکوهی بود ، مادام شلاگ

همـ ، سالن سوان کلاین با چیزی بجز دانش آموزان شرم آور پر نشده

می بینم که عوض نشدید ، شلاگ-سنسه

آه ، هندرسون-سنسه ، خیلی وقت بود ندیده بودمتون

حالتون چطوره ؟

همونطور که می بینید ، در بهترین شرایط بدنی ام

... هرچند

... رعد و برق تونیتروس ... رعد و برق تونیتروس

احتمالاً یه کمی زیاده روی کرده باشید ؟

اوه ، اون آخرین حرفیه که انتظار داشتم از شما بشنوم ، آقای باوقار

ظاهراً رفتارت خیلی نرم شده

شنیدم الان مسئول دانش آموزان سال اولی شدی

علتش همونه ؟

خوب حالا ، باید برم به این بره کوچولوهای تو یه سلامی بکنم

بااجازه

دونا شلاگ-سنسه از کمیته ی انضباطی

گفته میشه که زمانی قلب دانش آموزان ایدن رو با ترس آشنا کرد

بخاطر یه بیماری جدی توی بیمارستان بستری شده بود ، اما ظاهراً ، الان برگشته

ترس ؟

برای کوچکترین تخلفی فوراً رعد و برق تونیتروس اهدا میکنه

! صدها دانش آموز رو اخراج کرده

گفته میشه حتی یه ساقه ی علف هم توی هر مسیری که اون حرکت میکنه رشد نمیکنه

! اونو ... بانوی پیر تونیتروس صدا می کنند

... بانوی پیر تونیتروس

! زود باشید فرار کنید

! کلاس چهار هم کلی تلفات داشت

! قبل از اینکه خیلی دیر بشه فرار کنید

! بیل-کون

چیکار باید بکنیم ؟

! بیا فوراً بریم یه جای امن

از آشنایتون خوشحالم ، بچه های کلاس 3-1

من شلاگ از کمیته ی انضباطی هستم

این بانوی پیر تونیتروسه ؟

یه صف تشکیل بدید

الان وسایلتون رو می گردم

هیچکدومشون نمی تونند از دست من فرار کنند

و این چیه ؟

خوراکی برای خوابگاهم ، خانم

و خبر داری که اینها داخل محوطه ی مدرسه ممنوعه ؟

! بله ! خبر دارم

پس این اجتناب ناپذیره

! تونیتروس

این چیه ؟

... کارت بازی ، متاسفم ! نمی دونستم نباید اونها رو بیاریم

... از اونجایی که ظاهراً ساده ترین قوانین رو هم نمی دونی

! تونیتروس

خیلی وقت بود که نتونسته بودم از جشنواره ی رعد و برق تونیتروس لذت ببرم

توی حس و حالیم که می تونم همه رو مجازات کنم

! چه ستمگری

! بعدی

اوه ، ای وای ، داره پشت سر هم حسابشون رو میرسه

عصبی نشید ، ما هیچ چیز بدی همراهمون نداریم

تو ، دستمالت کجاست ؟

ها ؟ ندارم

! رعد و برق تونیتروس

امکان نداره ... بخاطر یه دستمال ؟

! ساکت

! یه ظاهر نامرتب نشان دهنده ی قلب بی نظم یه نفره

یه زمانی یه دانش آموز بااستعداد توی کالج ایدن ما بود

اون فقط یک قدم تا دانش آموز امپراتوری شدن فاصله داشت

اما یه روز ، دستمالش رو فراموش کرد

ای وای ، حالا هر چی ، با شلوارم خشکشون میکنم

! هه هه ، شلوارت خیسه

! شاشیده توی شلوارش

! ها ! آقای شلوار شاشی

! نه ! اشتباه برداشت کردید

افتاد توی راه خلاف

بعدش پشت سر هم مشکل درست کرد و اخراج شد

نتونست یه کار درست و حسابی پیدا بکنه ، به گروه مقاومت ملحق شد و یه فعال سیاسی شد

و شنیدم که توسط پلیس مخفی دستگیر شده

نمی دونم که الان زنده است یا نه

دیگه هیچوقت دلم نمی خواد که ببینم یه دانش آموز ! دیگه به اون سرنوشت گرفتار بشه

اونهایی که به دستمال خندیدند با ! دستمال هم به گریه میوفتند

! و بعدی

... دستمالم کجاست

! خیلی خوب ، من برای خودم رو دارم

! ندارم

چیکار باید بکنم ؟

! با این وضعیت ، یه رعد و برق تونیتروس میگیرم

چیکار باید بکنم ؟

! دامین-ساما ، بخاطر تو توی این وضعیت افتادیم

! دامین-سامای احمق

... نه ! در اونصورت

... هی ، ایون ! بذار برای تو رو قرض

! چی ؟ اون تقلبه

بدرد نخور ، تو از همه بدتری

... نه

کله عن دماغی ، احمق

!نه ! چیکار باید بکنم ؟

پسر دوم ترسیده ، توی مخمصه افتاده

نه ، مهمتر از اون ، اگه حتی یدونه رعد و برق تونیتروس بگیرم

! دیگه هیچوقت نمی تونم دوباره با بابا روبرو بشم

!نمی تونیم غول آخر رو ببینیم ؟ ! نقشه ی بی در خطره

فقط باید کاری باید انجام بدم رو انجام بدم

... هی ، ای

! بعدی

... بله

دیگه تمومه

پسر دوم

می تونی دستمال آنیا رو قرض بگیری

... اما صبر کن ، تو

نترس

همیشه محض احتیاط برای اینکه همچین ! اتفاقی بیوفته دو تا دستمال همراهم دارم

تقلید از بابا

مطمئنی ؟

بگیرش

به دادم رسیدی

! بعدی

... بله

! ممنون ، آنیا-سان

تو پسر دوم رو نجات دادی

الان خوشحالم ، برای همین دیگه جنگ راه نمیندازم

و دنیا در صلح بود

و این دستمال برای توست ؟

! بله

چرا حرف ای روی اون گلدوزی شده ؟

! اوه ... اون ای توی دامینه

... همـ

! بعدی

دستمالت کجاست ؟

معلومه که دستمالم رو دارم

غذای باند

غذای باند

تونیتروس

! دومی اونجا نبود

!چی ؟! ها ؟! چی ؟

تو ... ها ؟

آنیا گند زد

فقط خیال کردم که گذاشتمش این تو

!اونقدر وحشتناک احمقی ؟

! بعدی

بله

... سنسه

اشتباه برداشت کردید ، سنسه

... این

چیه ؟

... ائـ ، اوه

این بچه کوچولوهای گستاخ سعی دارن منو گول بزنند ؟

در اونصورت ، هر دوشون هر کدوم دو تا رعد و برق تونیتروس می گیرند

... اون

... تو

اه

غذای باند

غذای باند

! برات جبران میکنم ! خیلی راحته

فکر نکنم با دونستن اینکه بهت مدیونم بتونم زندگی کنم

اما بدهی ای به آنیا نداری

! خفه شو ، خنگول

! دارم سعی میکنم ازت تشکر کنم

اتفاقی افتاده ؟

قراره برام جبران بکنه ؟

نمی دونم چه خبره ، اما نقشه ی بی پیشرفت داشت ؟

شاید آنیا امروز نبرد رو باخته باشه ! اما جنگ رو پیروز میشه

More Farsi Persian subtitles for SPY x FAMILY

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left