Bloody Heart (Red Single Heart / Beulgeun Danshim / 붉은 단심)

Bloody Heart (Red Single Heart / Beulgeun Danshim / 붉은 단심)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Bloody Heart E07 HD-WEB[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

برچسب‌ها

web
HD
تاریخ انتشار: 2022-05-23
تعداد دانلود: 12
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

::::::::: آيــــ(قلب خونین)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

...چرا

اینجایی؟

من صیغه شما هستم

به عنوان همسر شما زندگی میکنم

،برای همین

ملکه میشم

توضیح بده

...دلیل اصلیتو

بهم بگو

این انتخابمه

،به عنوان قدردانی از زحماتش

اجازه میدم تور روی صورتش رو برداره

از مهربونیتون ممنونم، سرورم

::::::::: آيــــ(قسمت هفتم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

تو کی هستی؟

بانو پارک کجان؟

کجا قایمشون کردی؟

بانو پارک تو مراسمن

چرا اینجا دنبالشون میگردین؟

!سکوت

شما دو تا چه حقه‌ای سوار کردین؟

ما هرگز همچین جسارتی نمیکنیم

من به بانو چو خدمت میکنم

چی؟

وقتی ایشون ازم کمک خواستن ...برای رسوندن پیام بانو چو

به چه اوک دانگ رفته بودم

لطفاً باور کنین

چطور جرئت میکنی تو صورتم دروغ بگی؟

همین الان حقیقتو بگو

بانو پارک کجان؟

لطفاً بس کنین، هیچ ایده‌ای ندارم که راجع به جی صحبت میکنین

!ای آشغال

!خواجه‌ی ارشد

با بانوی دربار از اینجا برین

ارباب

بانو پارک نمیتونه زیاد دور شده باشه

باید عجله کنیم- بانو پارک تو مراسمن-

تو منو فریب دادی

...من

جسارت نمیکنم شما رو فریب بدم

مطمئنم داشت نقشه‌ی فرار میکشید

وگرنه از کجا خبر دار شدم که خواجه جونگ قرار بوده قصر رو ترک کنه؟

،من تشخیص میدم

که داری دروغ میگی یا نه

!ارباب

لطفاً این کارو با من نکنین

!ارباب

منو ول کنین

!ارباب

چی شد؟

بانو تصمیم گرفتن تو قصر بمونن

باید اصرار میکردی که باهات بیان

مگه بهت نگفتم به نفع خودشه که بره؟

گفتن کار ناتموم دارن

،تنها دلیلی که چیزایی رو که گفتین انجام دادم این بود که

فکر میکردم بانو میخوان فرار کنن

باید بمونن اگه خواستشون اینه

چطور میتونین اینقدر نسبت به خواجه‌ی ارشد بی‌رحم باشین؟

اون با یه دروغ افتضاح به خانواده‌ی سلطنتی توهین کرد

،مگه بهم نگفتی

...که بانو پارک تصمیم به فرار از قصر گرفتن؟

اینم گفتین که اعلیحضرت تو این قضیه بهشون کمک میکردن

...و این که اعلیحضرت و بانو پارک

رابطه‌ی خاصی دارن

!دروغه

من هرگز جسارت نمیکنم همچین دروغیو به زبون بیارم

لطفاً

من همچین حرف عبثیو نزدم

کافیه دیگه

این یه توهین به اعلیحضرته

وقتی یه خادم به کسی که بهش خدمت میکنه آسیب بزنه

خواجه‌ی ارشد اینو بهتر از هرکسِ دیگه‌ای میدونه

هیچوقت دهنشو باز نمیکنه

چیه که میخوای تایید کنی؟

حس کردم شما و اعلیحضرت چیزی رو ازم مخفی میکنین

،اگه قضیه بانو پارک میبود

شک‌های منم برطرف میشدن

...برادرزاده‌ام

علاقه‌ی پادشاه رو نسبت به خودشون جذب کردن

،این میتونه توضیح دهنده‌ی این باشه که چرا

اعلیحضرت انقدر شب دیدارشون رو با بانو چو عقب میندازن

بهت نگفته بودم وزیر؟

به اعلیحضرت اعتماد نکن

!همین الان شمشیرو پایین بیار

یادت رفته؟

...من و تو

همراهانی بودیم که مرگ و زندگیو باهم چشیدیم

دوست هم بودیم

ارباب

،من کارهای ستمگرانه‌ی وزیر چو رو

به اعلیحضرت گزارش میدم

!چطور جرئت میکنه

جرئت کرد هم به شما و هم به بانو پارک تهمت بزنه

دیگه لطف پادشاه شاملت نمیشه

دیگه هیچ خادمی ازت حساب نمیبره

،انگار که اعلیحضرت

ترجیح میدن پاسبان باشی

ازش باخبر شدی

واسه همین برای نجات دادن خودت دنبال یه راه میگشتی

گوش کن، خواجه‌ی ارشد

ثابت کن که چقدر میتونی مفید واقع شی

...حیوانی که نفعی نداشته باشه

چیزی جز یه طعمه نیست

به بازرس کل یون بگو

که دفتر حساب خواجه هو رو توقیف کنه

پیامتون رو میرسونم

چرا برگشت؟

آخه چرا؟

یه چیزی تو این قصر هست

که باید انجام بدم

یه روزی میاد

که میتونم بهتون بگم

یه فرصت دیگه ایجاد میکنم

نیازی نیست

میخوام تو قصر زندگی کنم

بانوی من

بله

من بانو پارک هستم یه صیغه‌ی درجه دوم

برادرزاده‌ی مشاور پارک

حتی ممکنه یه روزی ملکه بشم

چرا یهویی تصمیمتون رو عوض کردین؟

همونطور که گفتم، مردمی که به چشم خانوادم نگاشون میکنم، زندانی‌ان

اونارو نجات میدم

چطور میخوای این کارو اینجام بدی؟

به فرمانده اطلاع میدی که به دستور پادشاه آزادشون کنن؟

یا تصمیم داری که با رهبری یه ارتش نجاتشون بدی؟

،حتی اگه همچین چیزی ممکن بود

باز جون یه نفر دیگه

برای این کار فدا میشه

دیگه بهت اعتماد ندارم

...من ملکه میشم

و خودم آزادشون میکنم

جوابمو بهتون دادم مشاور

...جوابم

کفایت کرد؟

بله کفایت کرد

پس مردم روستای بامبو گروو رو آزاد کنین

منو تهدید کردین که صیغه شم

اما موندن توی قصر خواسته منه

...من

به قلب و حرف دیگران اعتماد نمیکنم

اختیار من به زندگی یا مرگ اونا

به من کمک میکنه بهت اعتماد کنم، بانو پارک

...من

نقشه ای برای استفاده از محبت پادشاه دارم

پس قبل از اینکه اعلیحضرت بانو چو رو از روی کینه نسبت به شما ملکه کنن

عجله کنین و منو به عنوان ملکه منصوب کنین

...قلب پادشاه رو

میتونی تکون بدی؟

سوالمو جواب بدین

شما اصلا میتونین این موضوع رو در دربار سلطنتی ذکر کنین؟

شنیدم به دلیل سه سال عزاداری نمیشه مطرحش کرد

...این توجیح رو

میتونین نابود کنین؟

میتونین؟

مشکلی نیست

من آماده بودم

که زبونم رو گاز بگیرم و در عوض بمیرم

قسم میخورم

به اونا نگفتم که منو برای جاسوسی بانو پارک به چه اوک دانگ فرستادین

به همین دلیل

حتی زمانی که توسط رئیس خواجه دستگیر شدم

من اصرار کردم که اینطور نیست

که هرگز همچین دستور ندادین

به این ترتیب من به بیرون از قصر رسیدم لطفا باورم کنین

ناله کردن بسه، ما رو تنها بذار

بله بانوی من

چطور تونستین به خدمتکارتون بگین که جاسوسی بکنه؟

خودش اول اصرار کرد، پس بهش اجازه دادم

بله، مطمئنم که اینطور بوده

جدی میگم

ولی چرا یه دفعه ای گفتی دونگ گوم بیاد؟

منم نمیدونم

من فقط دستور پدر رو دنبال می کردم

اون از کجا می دونست که دونگ گوم قصر رو ترک کرده؟

با استفاده از هر وسیله ای که لازمه محبت پادشاه رو جلب کنی

من راهی برای توجیح نیاز به انتصاب ملکه پیدا میکنم

یونگ هوا دانگ رو بررسی کردم

اون دختره دونگ گوم، حتی با اینکه به شما تهمت زد

از پیش بانو چو نرفته

بهش گفتم دور بشه

بانوی دربار چوی

پیامی از ملکه مادر اومده؟

بله، ایشون گفت که شما الان میتونین به اونجا برین

برای ملکه مادر سایه بان تهیه کنم سرورم؟

همینکارو کن

خودم بهش رسیدگی میکنم

ملکه مادر از بوی اینجا متنفرن

قصدشون از اومدن به اینجا چیه؟

یا بانو پارک پشت این ماجراست؟

اعلیحضرت

ملکه مادر خبر دادن که به دلیل ناراحتی معده غیبت میکنن

چقدر بد

پزشک سلطنتی رو میفرستم

ممنون از لطف شما

همه اسب ها مطیع به نظر میرسن

چقدر آرومه

بیرون رفتن برای سواری در چنین روز زیبایی عالیه

آرزو داشتم صورتتون رو توی روز روشن ببینم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left