نخستین 200 خط.
شخصیتها، مکانها، سازمانها و رویدادهای این درام، ساختگی هستن
تو کی هستی؟
تو کدوم خری هستی که این ساعتو داری؟
شنیدم ته هو وقتی داشته با شماها میگشته مرده
ته هو هیچوقت نگفته بود که یه پسرعمو داره
حالا فهمیدی که ته هو رو کشته یا نه؟
برای همین پاشدی اومدی اینجا؟
داریم دنبالش میگردیم
حتما داری سر به سرم میذاری
الآن دقیقا چی تفت دادی؟
هی- برو به جهنم-
ولش کن
چیشده بعد این همه وقت داری سراغ ته هو رو میگیری؟
اونش دیگه به تو ربط نداره
داشتین چه غلطی میکردین؟
رفیقتون مرده ها
دیدن احمقایی مثل شما حسابی میرینه به اعصابم
عوضی آشغال
که چی؟
ینی واقعا اسم خودتونو میذارین رفیق؟
رفیقین شما؟
خب من چه توقعی باید از شما بدبختا داشته باشم؟
مگه نه؟
کجا میخوای بری؟
قطعا میخوام برم دنبال مادر به خطایی که ته هو رو کشته
خب، بعدش؟
به قطعات مساوی تقسیمش میکنم
بعضی وقتا یه سری هم به دفتر من بزن
بیا راجع به ته هو صحبت کنیم
!تکون بخور
جدی میخوای بذاری همینجوری راهشو بکشه بره؟
اوضاع چطور پیش رفت؟
دعوتم کرد دفترش
ما اینیم دیگه
آره؟
بازیگریم انقد خوبه که اصن اوف
ای سگ توله
بدترین شیطان
هفته پیش رفتم سر قبر ته هو
ساختمون تازه ایه و خوب حفظ شده
برای همین راحت بود
از اینا گذشته
به نظرتون ته هو چرا هیچوقت اشاره ای به پسرعموش نکرده بود؟
چرا خودتون ساعتو نگه نداشتین؟
نگه دارم چکارش کنم؟
تاحالا هیچ عکسی ازشون که باهم باشن، ندیدم
سونگ هو
از وقتی عضو گروه ماهیگیری شد، دیگه ازش خبری نداشتم
ولی حالا برگشته و ازم سراغ ته هو رو میگیره
داداشم توی وونجو زندگی میکرد
وقتی ته هو میرفت ابتدایی
توی تعطیلات تابستون اونجا پیش سونگ هو میموند
همیشه خدا باهم بودن، مثل دوقلو ها
حالا تصور کن
وقتی راجع به ته هو شنیده چقدر براش سخت بود
من حتی یه قرون از پولی که بهم دادیو خرج نکردم
بگیرش و گورتو گم کن
...و
هرگز برنگرد
هروقت میبینمت یاد ته هو میوفتم
و باعث میشه ازت بدم بیاد
بستگی داره که برن با پدر ته هو صحبت کنن یا نه
تا جد آبادمو در بیارن
خودتونو براش آماده کنین خواهشا
بار کارائوکه، ماساژ
جونگ کی چول
این آشغالا رو نگا
اومدی؟
واینسا اونجا، بگیر بشین
داشتم فکر میکردم
پسرعمویی که کلا از دسترس خارج شده بوده، یهو از ناکجا آباد ظاهر میشه و
غوغا به پا میکنه
راجع به همچین موقعیتی چه نظری داری؟
من میدونم چه قصد و غرضی داری
برش دار
و دیگه انقد اسم اونو نیار تا سر مردم کلاه بذاری
شاید عضوی از خانواده اون باشی ولی صبر منم حدی داره، خب؟
بگیرش و بزن به چاک
شما ارازل و اوباش واقعا خیلی خوار زندگی میکنیدا
چه زری زدی؟
فکر میکردین که
با گرفتن چندرغاز پول خوشحال میشم و گورمو گم میکنم حرومزاده ها؟
پدرسوخته عوضی
ها؟ چیه؟
دیگه بسه. مردی بیا جلو
...فقط لطفا- چی؟-
دیگه بسته؟ اوکی بیا جلو ببینم چند مرده حلاجی
میخوای بفهمی بعدش چی میشه؟
دهنتو نمودم دزد سرگردنه
باز بازی راه انداختی؟
برو بذا باد بیاد
عقب بکشین اسکولا
ما که جوجه خفت گیر نیستیم
یونگ ده
بله قربان
...بزغاله
!ای مادر خراب
!گاومیشای وحشی
!برو بچه خوشگل
ریدم دهنت
جمعش کنید پسرا
چشم قربان
به همین مینازید؟
کی بود الآن منو زد؟
حرومزاده ها
ازونجا گمشو پایین
...عوضی های
چند پدر
پی پی کوچولو
!خودت پی پی کوچولویی، بی مصرف
!هی
حرومزاده آشغال
!دهنتو
...ریقو
!ولم کن میمون
باسن سوراخ
کثافت
آَشغال
...کوچولو
!بسه دیگه
فهمیدم به خاطر پول نیومدی اینجا
پدرسوخته
هی
گوش کن حرومزاده
میدونی عموم وقتی ساعت ته هو رو
دور مچم دید چی گفت؟
گفت تا موقعی که این ساعت دستمه، ته هو کنارمه
پس انتقام گرفتن رو فراموش کن
ولی میدونی چیه؟
چون ته هو فکر میکرد شما لاشیا رفیقاشین
خیلی دلم به حالش میسوزه
...من
برای گرفتن انتقام ته هو، هرکاری که لازم باشه میکنم
افتاد؟
جوجه لات پایین شهر
فعلا این آشغالدونی رو تمیز کن و سرجات وایسا
چون قراره برات سر اون حرومزاده ای که
ته هو رو کشته بیارم
لاشیای خائن
اسمش کوان سونگ هو بود؟
بله، چرا؟
نباید ازش بخوایم بیاد تو تیم ما؟
میشه به جای ته هو فرضش کنیم
چی داری میگی؟
خودت که دیدی چقد خوب بود
عالی نمیشه اگه یکیو به غیر از رئیس سو داشته باشیم
که کارش توی دعوا کردن حرف نداشته باشه؟
چجوری میتونیم بهش اعتماد کنیم آخه؟
گفت پسرعموی ته هو عه
آخه
از کیتاحالا انقد راحت به مردم اعتماد میکنی؟
بیخیال
چه زری زدی؟
خودت منظورمو فهمیدی
نمک استخراج نمیکنیم که
برا همین باید احتیاط کنیم، باشه؟
و انقدم بیفکر نباش
تو احترام حالیت نمیشه مردک
هی
این چندوقت از هرچی میگم یه غلط املایی درمیاری
خب دیگه چی میتونم پیدا کنم؟ ای تو روحش
"تو روحش؟"
تو روحش"؟"
هی
زودباش برو سرکار
خب حالا هرغلطی میخوای بکن
سلام قربان شما قبلا این شخص رو دیدین؟
سلام قربان- سلام-
...شما تاحالا
دیروز محشر نبود؟ عالی بود
...دیروز
چی؟
این کوان سونگهو نیست؟
...هی عوضی- هی-
چیه؟ ولم کن- !بیا-
دنبالم بیا
سلام- سلام-
داشت راجب چی میپرسید؟
داشت راجب این بروشور میپرسید
مظنون به قتل
اگه دیدیش به پلیس زنگ بزن- یکم سوپ، لطفا-
مرسی- بیا-
خسته نباشین
سلام قربان
تاحالا این شخص رو دیدین؟
اگه دیدینش لطفا به پلیس گزارششو بدین
...اون حرومزاده
لطفا به پلیس گزارششو بدین مرسی
بوسان،کرهی جنوبی
بدش من- بله رییس-
کارت خوب بود
برا ناهار
مرسی رییس
برو
مشتاق دیدار
!کثافت
!توئه تخمسگ حرومزاده
باشه صبر کن
آروم باش و بهم گوش بده
من بدون اینکه به کیچول چیزی بگم اومدم
No comments yet. Be the first to leave one.