نخستین 200 خط.
گروه مهروماه با افتخار تقدیم می کند
دختر گوشواره دار
قسمت اول
جولای 1920 دفتر پست چین تلگراف را برای استفاده افراد غیر نظامی پیشنهاد داد.
بعدش شین شین،یا می و ژونگ هوا و بقیه ایستگاه های خصوصی شروع به تغییر کردند
مولتی میلیونرها هم ایستگاه های خودشونو زدن
خیلی از مدرسه های خصوصی و عمومی هم آموزش تلگراف را دنبال کردند<
این سریال داستان یه دختر تلگرافی به نام روان چینگ تیان
و موسس شرکت رن هائو مینگ را نشان می دهد
آن آن همه امیدمون به توئه
مدرسمونو رسوا نکن
مسابقه از الان شروع میشه
بگردید
مردای با شال آبی برای از راه بدر کردن دخترا مظنونن
یه شال آبی اونو باهامون بیار
بیا بریم - ولم کن
ولم کن
شش
اون خوبه
دو
یک سه دو
ما قطعا می بریم
راند دوم این رقابت بین خانم چو ان ان از مدرسه بازرگانی
و متخخص مخابره آلمان,لویی
چو ان ان شگفت انگیزه
اون همراه لویی جوابا رو می داد
آره آن آن قدرت شنواییش بالاست
اون هیچوقت یه مسابقه رو نباخته
آه چان - رئیس
پلیس رسیده
چهار
درسته
چه اتفاقی داره می افته؟
اونا چی می خوان؟
چی شده؟
سه
یک
درسته
شال آبی چهارخونه
شال آبی چهارخونت کجاست؟
شالت کجاست؟
چرا؟ - دوباره اون شال آبی چهارخونه رو نپوش
برادرم دنبالت می گرده زیردستش از قرارمون عکس انداخته
تو عکس صورتت تار افتاده
اما اونا درمورد شال آبی چهارخونه می دونن.دوباره نپوشش
برادرم گفت که حتما تورو پیدا می کنه
برات بد می شه اگه پیدات کنه اون آدم سختیه
اشکال نداره
این دختره
اون مرد داره چی کار می کنه
کسی این وضعیت رو کنترل می کنه؟
آقا من وسط مسابقم بودم.چرا شالمو دراوردی؟
دارم باهات حرف می زنم
ولم کن
فکر می کنی کی هستی؟
کسی تاحالا جرات نکرده بهم دست بزنه
بذار برم
تو سال سگ به دنیا اومدی؟
تو تنها کسی هستی که اجازه داره گاز بزنه؟
بذار بهت بگم من تو سال سگ به دنیا اومدم
رئیس رن اونجا یه مرد میان سال با شال آبی چهارخونه ای دیده شده
کی این اطلاعاتو بهتون داده؟معتبره؟
اه چون به کاپیتان لی توضیح بده
رئیس معذرت می خوام این از غفلتمون بود
داور بگو کجا رو اشتباه گفتم؟
این باید 5،5،2،2،1 باشه
آخریش باید یک میشد,اما جوابت سه بود
من می دونم چی شده اون مرد سبدو تکون داده
من اونو تو معین کردن امتیازا پیدا کردم
همونجا وایسا
بذار برم
من کلی دختر آزار دهنده دیدم
ازت می خوام برگردی و تاییدم کنی
من وقتی برای تایید کردنت ندارم حالم مثل خونه سینما تاریکه
حال منم مثل... سینمای دا گوان مین تاریکه
تو خونه سینمای من بودی؟
علاقه ای با بحث سر سینما با تورو ندارم
منم علاقه ای با بحث کردن با تورو ندارم
باشه پس لطفا به چیزی که می گم گوش کن
خیلی واضح بهت گفته بودم
من مسابقه می دادم تو بودی که
مسابقه رو خراب کردی
می تونستم ببرم
تو بودی که سبدو تکون دادی
و موجب شد عدد روی تاس تغییر کنه بخاطر همین باختم
الان می تونی احساساتمو درک کنی؟
تو همینطور روی شالی که بابام صبح بهم داده بود لقد زدی
و باعث شدی مسابقه رو ببازم
که نمی خواستم ببازم
چه رقابت باورنکردنیه.اگه ببری چقدر می تونی در بیاری؟
هزار یوان
این دو هزار دلاره حالا از جلو چشام گم شو
پولتو نمی خوام فقط می خوام تاییدم کنی
وقت ندارم سه هزار دلار
می گم که پولتو نمی خوام
خانم - برگرد و تاییدم کن
به حرفم گوش می دی؟
ولم کن
خانم پولتون
نمی خوامش
چرا امروز بدشانسم
این پول اون آشغاله؟اون اینطوری انداختش دور
خیلی عصبانیم کرد
این صدای بابائه
بابا اینجا
بابا
جرا انقدر قلبت تند می زنه؟
چرا انقدر پول داری؟
یکی با این پول برام جبران کرده؟
جبران؟چرا؟
خوبی؟ - خوبم . بیا دیگه درموردش حرف نزنیم
پولو نگه دار
تیان تیان بذار بهت بگم در آینده
بابا مگه بهت نگفتم بیرون منو چو ان ان صدا بزن؟ تیان تیان صدام نکن
باشه. من گیجم
مسابقه تموم شده؟
اومدم که مسابقتو ببینم و تشویقت کنم
فکر کنم تونستم زمانو مدیریتش کنم
دیر نکردم درسته؟
بابا
می دونم داری دروغ می گی
با شنیدن به صدای قلبت که انقدر تند می زنه
یه مرد بالاتر از چهل سال سن
چطور جرات کرده نقششو رو خواهرم اجرا کنه
دنیا در حال شورشه.
نذار پیدات کنم.
امروز صبح وقتی که بهم شالو دادی و گفتی برام شانس میاره اما
تو نبردی؟
اگه نبری اشکالی نداره
دخترم بهترین شنونده تو شانگهای می شه
یا حتی بهترین تو چین
هزکی ازت انتقاد کنه میرم باهاش صحبت می کنم
بابا داور هنوز داخل منتظرمه زودی برمیگردم
باشه بابا هنوز چندتا کار داره که باید بهشون برسه
مامان بزرگ منتظرمه برگردم تا باهاش شام بخورم
بابا وقتی کارت تموم شد زود برگرد خونه
میرم تو
رئیس واقعا نمی دونم خانم دوم کجا رفتن
مرده کی بود؟
واقعا نمی دونم
حتی اسم و لقبشو نمی دونم
هیچی نمی دونم لطفا باور کنید
پس چرا قبلا نگفتی؟
من...من فقط می دونستم خانم دوم یه دوست جدید داره
تو بهتره بری خدا رو شکر کنی که بلایی سر خانم نیومده
رئیس نگران نباشین هیچ اتفاقی برای خانم نیفتاده
شیائو شیائو معمولا مطیعه حتما اون مرده گمراهش کرده
بهتره نذاره پیداش کنم
خانمت کجاست - داره داخل لباسشو عوض می کنه
پس به کارت ادامه بده
لطفا بیا تو
ان ان من اینجام
تیان تیان به لباسم نگاه کن خوشگل نیست؟
آره چرا داری به من نگاه می کنی؟
بیا اینجا بشین
این دوهزار دلاره بگیرش
نمی تونم پولی بگیرم
واقعا نمی تونم پولی قبول کنم
تیان تیان بهم گوش کن
ازت می خوام بازم به اینکه خودتو جای من بزنی ادامه بدی
چند روز دیگه خانوادم از سوماترا برمی گردن
تیان تیان من با خانوادت خوب بودم
این همه سال ،درسته؟
ببین مامان بزرگت خیلی پیر شده
فکر نمی کنم که ازش بخوای دستمالی که خودش دوخته رو تو خیابون بفروشه،مگه نه؟
ان ان وقتی هدفمو از دست دادم تو بودی که با دادن پول دوباره اونو بهم برگردوندی
ما رابطه خونی نداریم
فقط غریبه هایی هستیم که تصادفا همدیگرو ملاقات کردیم
اما وقتی نیازت دارم بهم کمک می کنی
پس واقعا نمی تونم پولو قبول کنم
اگه دربرابرم سپاس گذاری
پس پولو بگیرو بازم بجای من برو مدرسه
دیگه بی میل نباش. قبولش کن
الان خیلی دیره کجا رفتی
شیائو شیائو
شیائو شیائو همشو بخاطر تو انجام می دم نمی تونی فقط بهم گوش کنی؟
شیائو شیائو به کسی اجازه نمی دم بهت صدمه بزنه
برادر من خستم
بالاخره پول کافی دارم
تا گوشواره رو برگردونم
گوشواره ها, شما باید تو مغازه وثیقه برای از گرو دراوردن منتظرم باشین
صاحب مغازه وثیقه گفت که بیام اینجا
باید اینجا باشه
همینکه صاحب مغازه رو پیدا کنم می تونم دوباره گوشواره ها رو بخرم
گوشواره ها ارثیه هاییه که از اجدادم بهم رسیده
این واقعا تویی فکر کردم یکی دیگه رو دیدم
خدایا ممنون بالاخره پیدات کردم
داشتم فکر می کردم چطوری پولتو بهت برگردونم
پول؟
تو واقعا منو درک نمی کنی
هرچی که می دم یا از بقیه می گیرم
حرف آخرمو می زنم
چه آدم خودشیفته ای هستی اولش فکر کردم که این یه عیب طبیعی شخصیتیه
پس می تونم تحملش کنم
اما تو مهارت مخصوص منو برای تحمل این عیب روحی از بین بردی
وقتی که اومدم تو شنیدم که ازم چند تا عکس گرفتی
هزینه عکسمو می دم لطفا فیلمو بهم بده
من ناراحت نمی شم
دختر مدرسه ای مثل تو, معلمت بهت یاد نداده
وقتی که یکی عکس می گیره تو محدوده عکاسی نباشی
No comments yet. Be the first to leave one.