نخستین 200 خط.
جنگل سنگی
آب داری؟
اونجاست
خودت بردار
.اون تابلو رو ببین آقا تو مسیر ایستگاه بنزین دیگه ای نیست. بهتره باک رو پر کنی
باشه، پرش کن
بوز
هی بوز
بوز
بوز
بنزین میخواد، برو - باشه رییس -
هرکسی هر جور بخواد میتونه فکر کنه
شما آقایون بازم قهوه میخواید؟ - آره -
،نیک، نمیدونم چرا ولی تو همیشه غر میزنی
حق دارم. من چیکار میکنم؟
من از دکل بالا میرم و سیمها رو نصب میکنم ...که یه کارگزار از نیویورک
بتونه به یه یارو در لسآنجلس زنگ بزنه و بهش بگه که پول هاش از دست رفته
ما پیشگامان آمریکایی نیستیم. تعمیرکاریم
دوست من، از پیشگامان آمریکایی که حرف میزنی میتونم دربارش بهت بگم
چون من از پیشگامان آمریکایی بودم - خفه شو بابابزرگ -
نمیخوام خفه شم - با مهمانها بگو مگو نکن -
گوش کن، من میتونم به این پسرها چیزی بگم که از شنیدنش خوششون میاد مگه نه بچهها؟
البته - بگو. موضوع رو عوض کن -
گوش کنید، من 56 سال پیش اومدم به این بیابون
از ویرجینیا اومدم. اون زمان باید آدم سرسختی میبودی که بیای به اینجا
من در در راهاندازی خط تلگراف آلبوکرکی کمک کردم
آره جانم
راستی، تو همون یارویی هستی که به بیلی بچه شلیک کرد؟
من هرگز به بیلی بچه هیچ شلیکی نکردم. نه
عقلم سر جاش بود
با این حال اون چندتا تیر به من شلیک کرد
میشه گفت من تنها کسی هستم که از شلیکش جان به در برده
هرچند اون داشت منو دست میانداخت پس چندان به حساب هم نمیاد
باشه، باباجان
میخواستم بهتون بگم
آیا میدونی نخستین پیامی که از اون خط ارتباطی فرستاده شد چی بود؟
گفته شد "خداوند جمهوری ما را نگهدار باشد"
بهتره دوباره این پیام رو بفرستید باباجان
چون جمهوری ما بدجوری به نگهداری شدن نیازمنده
هرکدوم پنجاه و پنج سنت
.بهانه خوب میارن از جمهوریای که داریم بهانه خوب از نظم و قانون
درباره کشتار گنگستریای که در اوکلاهاما رخ داد خوندی؟
این یه نمونهشه
دولت ما شوخی گنگستریای بیش نیست
یک چیزی هست که باید بهت گوشزد کنم برادر
درباره ایالات متحده آمریکا درست حرف بزن
بسه نیک - وایستا ببینم -
بزار ببینم این میهن پرست کوچولو چی میخواد بگه - پذیرایی شدید -
.اینم از بقیه پولتون حالا آروم از اینجا برید
مگه نگفتی با مهمانها بگو مگو نباشه؟
...تو بهتره سرت به کارت باشه - !به کار خودم -
کدوم کار؟ ایستگاه بنزین و سرویس اونم تو ناکجاآباد
خب شاید این همون چیزی باشه که درش خوب هستی
من کی در زندگیم بهش شانس و فرصتی داده شد تا نشون بدم چی ازم بر میاد؟
تو در جنگ بودی، درسته؟ بزرگترین جنگ تاریخ تا به امروز
شرط میبندم فکر میکنی شکست خوردم چون با هیچ مدالی به خونه برنگشتم
کسی وادارت نکرده بود که از میدان جنگ دور باشی
من واسه جنگ برای جایی نامنویسی کردم که از دانشم از مکانیک بیشترین بهره برده بشه
پایولا ترسیده - از چی ترسیده؟ -
دوک مانتی با دار و دستهاش اومدن به این مسیر
.هیچکس نمیتونه مانتی رو بگیره اون بهشون کلک میزنه
تا ابد که نمیتونه به همه کلک بزنه
گابی، تو اینجارو بچرخون. میرم لباس بپوشم - برای چی؟ -
برای نشست گروه پارتیزان اسبهای سیاه
بابا، از اینکه خودت رو سرباز جا میزنی خسته نشدی؟
اون دارو و دستهی راهزن بهتره این وری آفتابی نشن
میخوای چیکار کنی؟ در شیپور میدمی و یه مشت سرباز به دردنخور راهی درگیری میشن؟
...من امیدوارم که دخترم
چیزهایی که پاش میایستم رو ارجمند بدونه
روزنامه است
روزنامه رسیده
درود دک چه خبر؟
.چندان خبرهای خوبی نیست شنیدم که مانتی و دار و دستهاش یه جایی این دور و برن
...راستی؟
.پایولا درست میگفت ...روزنامه رسان بهم گفت که
دوک و مانتی و دار و دستهاش یه جایی همین نزدیکیها هستن
بس کن
چیشده عسلم؟ ازم خوشت نمیاد؟ - نه. چندان نه -
من می بخشمت، از اونجایی که چندان فرصتش رو نداشتم کاری که باید رو انجام بدم
ولی همین که انجام بدم تو رفتارت رو با من زود عوض میکنی
چی داری میخونی؟ - تو خوشت نمیاد -
شعر
چه سکسی
چیه؟
همش در شک بودم که نکنه یکم انگیزه نیاز داری تا با هم خودمونی شیم
شعر بسیار خوبیه - البته، بسیار خوبه -
ولی من می تونم به چیز بسیار بهتری فکر کنم
من آنچنان هم داغون نیستم، درسته؟ - تو بیش از اندازه درباره خودت فکر می کنی، مگه نه؟ -
فهمیدنش آسونه که یه دختر چه زمانی - دلش می خواد بهش عشق ورزیده شه آسونه؟ -
البته
از کجا میفهمی، بوز؟ - ...خب -
یه راهش اون زمانیه که دختره برای نخستین بار تو رو با نام و نام خانوادگی صدا میکنه
.یه راه دیگه هم اینه که خودم حس می کنم دو تا چیز، برنامه رادیویی رو روبهراه میکنه
یکی اونی که میفرسته یکی اونه که دریافت می کنه
...زمانی که با یه دختر زیبا و خوشگل با چشمای آبی بزرگ هستم
موجهای الکتریکی که ازم می گذرن رو حس میکنم
من به روشنی می فهمم که دختره اونی هستش که داره موجها رو میفرسته چه خودش اینو بدونه یا ندونه
هماکنون برنامه رادیوییای هست اینجا؟
.انگار که پرشورترین آهنگ تاریخ باشه نمیشنویش عسلم؟
اگه بخوای میتونی بهم بگی نادون ولی من دارم گرفتار عشق تو میشم
ببشتر از اونچه که باید هم دارم خواهانت میشم
بوز، تو هرگز عشق به دختر دیگه ای نداشتی؟ - نه -
ولی به دخترها گفتی که بهشون عشق داری، نه؟ - البته، بارها -
اونا باور کردن؟ - چه جورم! بزار بهت بگم چرا -
چون اونا همهشون خنگ هستن اینجا جایی هستش که تو با اونا فرق داری، گبی
من نمیتونم گولت بزنم - من باهوشم، آره؟ -
برای بیشتر مردها تو بسیار باهوشی ولی من همینو میخوام
بهتر که منو بشناسی بیشتر ازم خوشت میاد
تو بهتره مراقب باشی اگه میخوای کارت رو از دست ندی
بابا از کمکدستی که بخواد با من رومانتیک بشه خوشش نمیاد
گابی، تو بهم عشق پیدا خواهی کرد عشق بسیار
بپا، یکی داره میاد
روز خوش
...میتونم
چیزی سفارش بدم؟...
البته. خانم میپل خوشحال میشن بهتون رسیدگی کنن
سپاسگزارم
وایستا بابات داره میره شهر؟
آره
باشه
نمیشنید آقا؟
سپاس
شما اینجا زندگی میکنید؟ - نه. نه، یه توریستام با پای پیاده -
آخرین ماشینی که نشستم 10 مایل پیش انداختم بیرون
با این حال بازم شگفتانگیزه که چه اندازه میشه پیشروی کرد با انجام این کار
سپاسگزارم
"منوی ویژه امروز"
میشه بگی "بار-بی-کیو" چی هستش؟
ساندویچ هبرگره همراه با سبزی
منوی ویژه امروز همیشه همینه
خوراک خوبیه - راستی؟ -
مگه اینکه توفان شن بیاد
.باشه همین رو بدید ...پیش از هر چیز، یه سوپ ذرت خامهای میخوام. یه آبجو
دسر رو هم بعدن سفارش میدم - باشه -
.سپاس... یه پرسش دیگه من کجام؟
به اینجا میگن بلک میسا
بلک میسا (تپه سیاه)
چه گیرا
برنامه دارید کجا برید؟
برنامههای من، پیدا نیست چی هستن
دوره گردی میکنید
"بهش میگن "کولی گری
ایده گنگی داشتم که دلم میخواد اقیانوس آرام رو ببینم
.یا توش غرق بشم ولی این بستگی داره
از کجا میای؟
از راه دوری میام، خانم میپل
نام شما همینه، درسته؟ - آره، درسته -
انگلیسی هستی؟ - نه -
میشه بهم گفت که یک نسل پیشتر آمریکایی بودم
...ولی اگه ایرادی نداره - آره، سوپتون تا یه دقیقه دیگه آمادست -
سرویس بهداشتی هم اگه خواستید از اون در برید
سپاس
روز خوش - روز خوش -
کسی سفارشتون رو گرفته؟ - آره، یک دختر جوان زیبا -
اون دخترمه
جی ویلیکرز، باحال نیست؟ ایناهاش - چی باحال نیست؟ -
دوک مانتی و دار و دستهاش یه جایی همین دور و برن
عکسش اینجاست - ...راستی؟ اگه به این مسیر بیاد -
،ما، یعنی گروه پارتیزان اسبهای سیاه کارش رو میسازیم
راستی؟ - البته. برای همین این گروه رو ساختیم -
اگه ازم پندی بخوای بهت میگم در چنین درگیریای دست به تفنگ نشو
چرا؟ - چون براشون جوجهای -
آره؟ نیازی نیست برای من بترسی
.ترس؟ من نمیترسم ولی اگه جای تو بودم میترسیدم
گابی، پنج دلار برداشتم - این همه پول رو می خوای چیکار؟ -
.برای زمانی که نیاز اورژانسیای پیش بیاد ...میگم شما دوتا
فکر میکنین من در اندازهای نیستم که به پول بردن، ایده دادن یا هرچیزی بهش مطمئن باشین
پس بزارین به شما بگم ...به هردوتون، که
!ول کن بابا
بابابزرگ؟ - چیه؟ -
بابابزرگ، اونجا داری چیکار میکنی؟
گابی، نمیشه اجازه بدی بابابزرگ پیرت یه کوچولو شراب بخوره
نه. پیش از خواب یکم میتونی بخوری
خب من همین حالا هم خوابآلودم
بابابزرگ
سوپ شما آماده است دوست من - سپاس -
باید خوشمزه باشه - مرسی -
بپا، بپا این روزنامه است. بفرما
سپاس - آره -
ببین، ببین، ببین این عکس دوک مانتی هستش
"شش کشته"
همهشون رو اون کشته - آره درسته -
به چهرهاش نمیخوره چندان آدم پلیدی باشه، مگه نه؟ - بزار یه چیزی بهت بگم -
.آدمکش رو از چونهاش میشه شناخت چیز بامزهای دربارش هست
.یه آدمکش همیشه چونهاش رو تو نگه میداره هرگز دقت کرده بودی؟
فکر نمیکنم هرگز یه آدمکش دیده باشم - من دیدم. اونم تا دلت بخواد -
از بیلی بچه هرگز چیزی شنیدی؟ - آره. سوپم داره سرد میشه -
من بیلی بچه رو در شهرستان پیکاس دیدم
چندتا تیر بهم شلیک کرد
.خب بهت شادباش میگم چون هنوز در میان ما هستی میگم
.ولی فکر کنم نگرفتی چیشد هوا تاریک بود
بیلی بچه یکم مست بود
فکر میکنم اون میخواست منو بترسونه
نترسوند؟ - نه. نه. نه -
من دیدم که داره شوخی میکنه و برای همین بهش گفتم
"بچه، تو مستی" :اونم بهم گفت
"رو چه حساب همچین فکری می کنی؟" "منم گفتم "چون تیرت به من نخورد
باید صدای خندهاش رو میشنیدی
تو گرسنهای، نه؟
خب با گرسنگی نمیتونی به راهرفتن ادامه بدی
No comments yet. Be the first to leave one.