هماهنگ با نسخه‌های زیر

アルジャーノンに花束を Flowers For Algernon E04 ❤️(Barcode)❤️
ناشر Mary_fall
❤️@Barcodesubtitle❤️

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-08-04
تعداد دانلود: 18
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

I !من دلم میخواد باهوش بشم به انتخاب خودش میخوایم جراحی رو انجام بدیم-

من میخوام احساسات انسانی مورد آزمایشی رو ثبت کنم

علاقه به جنس مخالف- عروس؟-

دختری که توی دنیا بیشتر از همه دوسش داری. کسی رو داری؟ یه دخترِ اینجوری؟

قلبت اصلا برای من تند نمیزنه؟

قراره باهوش بشم- به نظرم همینطوری که هستی خوبه-

اون دختر کیه؟- اون دخترِ کاواگوچی، رئیس صنایع پزشکی کوتِی هست-

اما از حالا به بعد مغزش مرحله به مرحله شروع به تحلیل شدن میکنه...اون اصطلاحا وارد حالت زندگی نباتی میشه

از ساکوتو سان...به عنوان خوکچه هندی استفاده میکنین؟ برای اینکه اون دختر رو نجات بدین

!لطفا بگین من دارم اشتباه میکنم! دکتر هاچیسوکا

هاروکا...اون دختریه که توی دنیا بیشتر از همه دوسش دارم

از اینجا، اولین مورد آزمایشی، شیراتوری ساکوتو، تست های بالینی رو شروع میکنه

...ساکوتو سان

ساکوتو سان؟ ساکوتو سان؟

بیداری؟

عذرمیخوام، لطفا اجازه بدین به زخمتون یه نگاه بندازم

الان عادیه؟- همونطور که توقع داشتیم داره تحول پیدا میکنه-

ما پیشرفت های پس از جراحیش رو ثبت میکنیم

جراحی موفقیت آمیز بود. چه حسی داری؟

...جراحی

...من

الان باهوش شدم؟

...آه

الان جنبه های تخصصی عمل رو توضیح میدم

ما یک لایه نازک الکترود درون مغز قرار دادیم تا بتونیم از سلول های عصبی نقشه برداری کنیم

.و امواج مغزی و جریان خون رو در لحظه اندازه گیری کنیم

...به طور خلاصه، بخش مصنوعی

حالتون خوبه؟

چی میبینین؟- ...آه-

بیاین بریم به تست بعدی- بله-

من میبرمش- باشه-

...خب، ساکوتو، بیا شروع کنیم. بعدی

این وضعیت مغز یک هفته بعد از جراحیه

تا به حال، تغییر قابل توجهی دیده نشده

تا اونجایی که ما میدونیم، وضعیت آلجرنون، چند روز بعد از جراحی

...از هر جنبه ای، مثل ادراک و حافظه...

بهبود چشمگیری داشته...

الان تقریبا زمانیه که باید تاثیر ثابتی در مورد آزمایشی مون مشاهده کنیم

ناحیه پشتی و جانبی قشر جلوی مغز در حال ضخیم شدنه

بزن عکسش بیاد- بله، قربان-

میزان ماده خاکستری مغز، نسبت به حالت پیش از عمل در حال افزایشه

شروع به کار کنه(ACC) بعلاوه، اگر قشر کمربندی جلوی مغز

مسئول احساس حسادت است(ACC)توجه: قشر کمربندی جلوی مغز،

...تمامی مغز فعال میشه...

...منظورتون اینه که

احساساتش مغزش رو تحت تاثیر قرار میده؟

دکتر هاچیسوکا گفتن فردا میتونی به زندگی عادیت برگردی

خوبه که بعضی وقتا برای داروهات به اینجا سر بزنی

من...الان باهوش شدم؟

...هنوز که عمل هیچ تاثیری نداشته

اما اگر یکم بیشتر صبر کنیم، تاثیراتش ظاهر میشه

.عذرمیخوام، لطفا دو تا همبرگر

من کی باهوش میشم؟

کی میشه من باهوش بشم؟

الان واقعا نمیتونم بگم چون نمیدونم

...آه

آهان، چطوره اینجوری بهش نگاه کنیم؟

...مثلا

...هر چی بیشتر توی صف منتظر همبرگر وایستی

بیشتر گشنت میشه و همبرگر برات خوشمزه تر میشه...

بیا- من گشنمه-

ممنون بابت غذا

خوبه، مگه نه؟- آه، آره خوبه-

.آه، همینجا وایستا

جراحی هم همینه

...هر چقدر مجبور باشی بیشتر صبرکنی

از باهوش شدنت خوشحال تر میشی

آره- ...تو قطعا باهوش میشی-

پس سعی کن صبور باشی، باشه؟

!بله

خوب زدی! اگه اینو بگم بازی بعدی رو میبازیم، نه؟

درسته. مهم نیست چقدر تلاش کنیم، نه؟- بدبخت تر از اونیم که ساکو رو توی زمین درست بذاریم-

این درست نیست

این بار تازه کار بزرگ رو داریم

هیاما، درسته؟

چی داری میگی؟- دارم راجب تو که جای ساکو رو گرفتی حرف میزنم-

وای، حرفای شیطانی میزنی- خیلی وقت بود ندیده بودمت-

وای، ساکو- کدوم گوری رفته بودی؟-

اینجا.

وای، ساکو چان، میخوای بازی کنی؟

ساکو، بیا، اینو یادت رفت

ساکوتو، عملت چطور پیش رفت؟- ...آه-

سرش بهتر شده؟

به نظر نمیاد چیزی عوض شده باشه

اون عمل شکست خورده، هه

ساکو هنوزم ساکوئه، مگه نه؟

به هر حال این خوبه که الان حالش خوبه- درسته-

شما بچه ها، برگردین سر کارتون

!به سلامتی !صداتون خیلی بلند بود-

چرا باید اینجا مشروب بزنیم؟

راه دیگه ای نیست. فردا روز گرفتن حقوقاست و ما هم هیچ پولی نداریم- آخه چرا توی جای به این کوچیکی؟-

هرچی بزرگتر باشه که بهتر نیست- ...دستشویی خونه تفریحی ریو چان

خیلی بزرگ بود. توش راحت نبودم و دستشوییم نمی اومد

تمومش کن. وسط شامیم ها- ماهی چان، مگه تو نمیرینی؟-

نخیر- تو یه الهه ی دوره ی شووایی؟-

مایی چان میرینه- کی میرینه؟-

به چه دلیل کوفتی داریم راجب چیزای توالتی صحبت میکنیم؟

بخاطر همین گفتم هرچی بزرگتر باشه بهتر نیست

...هرکس برای خودش تعریفی از فاصله داره- اتاق من توی بیمارستان بزرگ بود-

بیمارستان؟ اون بیمارستانی که توش عملت کردن، نه؟

ولی من وقتی فهمیدم رفته عمل کنه که ذهنش رو بهتر کنه کلی شوکه شدم- ساکوتو، داری میخوری؟-

هیچیش عوض نشده، شگفت انگیزه، نه؟- باید برم یه کاری رو انجام بدم-

!به هیچ وجه

من فکر میکنم خوبه که ساکوتو سان تغییری نکرده

خب...من فکرکنم باهوش تر شدن براش بهتر باشه

اون خوبه. ساکوتو سان همینجوریش هم خوبه

چی شده؟ تو خیلی جدی شدی. ماها فقط داریم راجب یه آرزو صحبت میکنیم

آرزو...آره فکرکنم راست میگی

ساکو! کفشای میخ دارت رو میخوای کجا بذاری؟ بذارشون همون پایین

من گشنمه

راستش، ساکو از هیچ جهت تغییر نکرده

عالیه، عالیه

از حالا به بعد...من باهوش میشم- فهمیدم، فهمیدم-

...راستی، راجب اون مسابقه ای که قبلا راجبش حرف زدم

...اگه ریو چان و مایی چان بیان ما رو تشویق کنن

انگیزه مون خیلی میره بالا، مگه نه هیاما؟...

من کی گفتم این کار رو میکنم؟- احمق-

این برای تو یه شانس خوبه. بیا اینجا

دیدی گفتم؟ ریو چان در واقع یا منو دوست داره یا تو رو

اگه صدای باحال مردونه مون رو بهش نشون بدیم، قلبش تالاپ تولوپ میزنه. گرفتی؟

لطفا بیا. هی، اون تازه کاری که منتظرش بودیم داره بازی میکنه. بیا نگاه کن

ولی شماها فقط یه تیمِ زمین چمنی هستین، مگه نه ریو؟

ساکوتو سان هم بازی میکنه؟- ...آه، ساکوتو سان،...این دفعه-

!من بازیکن ذخیره ام! بازیکن ذخیره

وای! اوی، اوی، اوی

بازیکن ذخیره کردن" ، درسته؟"

با دقت به توپ نگاه کن. محکم ضربه بزن. آماده، به جای خود

خیلی بد بود، خیلی بد بود

ساکو، بیا جاها عوض

هیاما، بیا امتحانش کن. بدو، بدو

تازه کار بزرگ میتونه توپ رو به پرواز در بیاره؟

این تازه کار بزرگ میتونه به توپ ضربه بزنه؟

یا اینکه بهش ضربه نمیزنه؟- آخرش چی میشه؟-

آره، نمیتونه بزنتش

پس نوبت به ساکو هم نمیرسه

بدو بریم ساکو...آماده، به جای خود

...ساکوتو میدونی؟

...فکرمیکنم یه چیزی هست که ساکوتو

بتونه توش بدرخشه...

...و اونموقع مامان

...حتی مامان

یه بار دیگه

درسته

یه بار دیگه

...بابای من

...بهم...خیلی چیزا یاد داد

،ولی چون من خنگم

حتی یه کار کوچیک هم نمیتونم بکنم

اگه من باهوش بشم، بابا خوشحال میشه

...مامان هم

کارن باعث افتخار و خوشحالی مامان میشه. چه دختر خوبی

...مامان هم قطعا

"بهم میگه "پسر خوب، پسر خوب...

مترجمین: Sam ، Mahi

ببخشید

دوره استفاده از داروهای ساکوتو سان به زودی تموم میشه

آه، من هم میخوام تو مهمونی شام امشب شرکت کنم

بله، قربان

...معذرت میخوام که درباره ی

دختر رئیس کاواگوچی حرفی نزده بودم...

ایشون یک خانم جوان بانمک بودن و لبخند شاد و درخشانی داشتن

هیچ شکی وجود نداشت که ایشون در آینده زندگی شادی خواهند داشت

...شبیه

دیدن دوباره ی پسر مرحومتونه؟...

...من دیگه

قابل اعتماد نیستم؟...

...نه، اینطوری نیست

...من هم

بیش از حد خودم حرف زدم...

ممنون که برگشتی

یه بازی بیسبال توی زمین چمن؟

عالیه. کدوم جایگاه هستی؟

من بازیکن ذخیره ام

آه...بازیکن ذخیره هم یکی از اعضای خوب تیمه

توقع دارم که اگه تاثیرات جراحی نمایان شد، بیشتر فعال باشی و شرکت کنی

اگه باهوش بشم، میتونم خوب بیسبال بازی کنم؟

امکانش وجود داره

از اونجایی که همه ی فعالیت های مغزت افزایش پیدا میکنه، توانایی های حرکتیت هم باید افزایش پیدا کنه

ایشون میگن احتمالا بازیت بهتر بشه

آه، برای بازیم میای؟

ساکوتو سان، دکتر هاچیسوکا سرشون خیلی شلوغه

هاروکا، تو میای؟- چی؟-

میای؟

حتما. میام تشویقت کنم

ممنون که صبر کردین. این هم کمپوت سیب شما همراه با بستنی وانیلی

تو عاشق موچیزوکی هستی؟

...هاروکا

دختریه که تو دنیا از همه بیشتر دوسش دارم...

ساکوتو سان، خوشحالم، ولی یکم بلند گفتی

یه افسانه درباره "آدم" و "حوا" هست

...آداموتو

...آدم و حوای معصوم و بیگناه

با خوردن میوه ی ممنوعه صاحب ذکاوت شدن...

...دکتر- ...و در همون زمان-

احساس خجالت عظیمی کردن...

جالت...خجلت...؟- خجالت-

شبیه احساس شرمنده شدنه

اون ها از لخت شدن خجالت کشیدن، در واقع، اونا به طبیعت واقعی خودشون برگشتن

و بر اثر بازگشت به طبیعت حقیقی خودشون، عشقشون پیچیده شد

این دو نفر که عشق ساده ای نسبت به هم داشتن، به صورت دو حس حسادت، به طوری که تمایل داشتن همدیگه رو محدود کنن،

Algernon Ni Hanataba Wo (Flowers for Algernon / アルジャーノンに花束を) subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left