نخستین 200 خط.
آنچه در این ما هستیم گذشت ...
من عاشق زندگیم هستم. من عاشق زندگی الان خودمون هستم
و خیلی از این میترسم که تغییر کنه
من تضمین میکنم که هیچ چیزی بین ما تغییر نمیکنه
نمیخوام با اونها تفاوت داشته باشم
با کی تفاوت داشته باشی؟ کی، با بچههای مدرسه؟
اگه من نمره بیست بگیرم، بستنی میگیرم
و کیت و کوین نمیگیرن، و بعد اونها ازم متنفر میشن
من الان نمیتونم عاشق یه آدم چاق بشم
پس فکر کنم که وزن کم کنم
چطور شایسته این کار شدم؟
تو کارهای خیلی خوبی برای من کردی
برای همین من خواستم جبران کنم
با بریدن این مقواها به شکل مربع های کوچیک
و گذاشتن اونها تو کاسه؟ به به
خب، کوین، الان چند روز شده، می دونی
از وقتی که تو اومدی
- بدون اینکه خبر بدی - درسته
من یه جورایی برام جالبه بدونم ...
کِی میری؟
آره
ماشین لباسشویی
رسماٌ داغ کرده
هنوز داره کار میکنه، حداقل
- شش دور بیشتر میچرخه - جک، ما سه تا بچه کوچیک داریم
ما تا ظهر شش دور لباس باید بشوریم
- جک؟ - بله
به کمکت نیاز دارم
آب همه جا رو برداشته
داره میریزه بیرون
وای خدای من
این بهترین ماشین لباس شویی تو همه دنیاست
من در واقع میخوام این ماشین رو روشن کنم
می خوام بهت روشن کردن رو نشون بدم
- تو؟ - آره، من
- سه گنده بک - سه گنده بک
من میخوام یه کوچولو مدل آشپزخونه رو تغییر بدم
چند تا کابینت جدید، شاید هم تخته کار جدید
اونها رو بده من، راندال اونها توپهای من هستن
اما مامان اونها رو داد به من
تو گفتی اِما، لکنت گرفتی
تو گفتی "توف"
چه غلطی میکنی، کوین
چراغ رو خاموش کن، مرد. ساعت دو صبحه
لعنتی، کوین، خرابشون کردی
همش خراب شد
پسر، من ...
متاسفم، رفیق
نکن
- چی کار میکنی؟ - سعی میکنم کمکت کنم
ببین، من متاسفم که به پتوی گرانبهای تو دست زدم به هرحال بو میده
این پتویی هست که وقتی من رو ترک کردن، توش پیچیده شده بودم، کوین
خب، این یعنی نمیتونی یه بار بشوریش
- مشکل تو چیه؟ - مشکل من چیه؟
آره، مشکل تو چیه؟
مشکل من چیه؟ رفیق، ساعت دو صبحه
- و چراغ روشنه - بچه ها
سر جد اون پدرتون الان دارید
واسه چی دعوا میکنید؟
- اون توپ فوتبال رو پرت کرد تو صورتم - اون هنوز نذاشته من بخوابم
هیس
و من باید بخوابم برای اینکه فردا بازی مهمی دارم
اوکی، کوین، اما راندال تکالیف زیادی داره
و حالا که اون تو تیم فوتبال هست
- وقت کمتری برای انجام تکالیفش داره - و چرا اون یهویی
به تیم فوتبال نیاز پیدا کرد؟
من با شما بچه ها باید چی کار کنم؟
باید اتاقهاتون رو از هم جدا کنم؟
- بله، در واقع عالی میشه - نه، مامان ...
اوکی، اینطوری نمیشه
برای اینکه تنها اتاق خالی تو این خونه
- زیرزمین هست - من میخوامش
کوین ..
- میشه آروم باشی؟ - رفیق، بی خیال
تو مجبور نیستی که بری تو زیرزمین
من چراغم رو خاموش میکنم
و تکالیفم رو تو آشپزخونه انجام میدم
این پیشنهاد خیلی خوبیه
کوین، شنیدی برادرت چی گفت؟
آره، شنیدم
- سلام کوین - اشلی
این بچه دندون درآورد؟
- دندون درآورد بهت خبر میدم - خیلی خب
نیها، آقای هوااا
رو هسته اصلی بیشتر کار کن
- سلام - چه خبر؟
صبح بخیر، آقایون
- سلام - صبح بخیر
اینو ببین، من نه کیلومتر رفتم
- خوش به حالت، رفیق - آره
من هشت کیلومتر رفتم
- ویلیام هنوز خوابه؟ - آره
حس میکنم شیمی درمانی دیروز خیلی براش سنگین بوده
بغلِ صبح بخیر
- به من یه بغل صبح بخیر بده - نه، گنده
بابا، تو خیلی عرق کردی
خیلی خب، یالا دخترا
کوله پشتی ها، نهار، ماشین بریم. من الان میام بیرون
- روز خوبی داشته باشید، خوشگلا - شما هم همینطور
- بابا دوستون داره - خداحافظ بابایی، دوست دارم
خداحافظ بچه ها
کوین
تو توی دفتر من یه نوشته قوانین زرد رو دیدی؟
منظورت اتاق خواب منه؟
به هرحال؟
خیلی خب، الان یه دوش میگیرم
- قبل از شام تو دفتر میبینمت - آره
ببین، من و اون امشب با هم شام میخوریم
پس بذار کوین بعدازظهرش رو آزاد باشه
فقط شما دو تا؟
- تنها؟ - نه، ما با مامانمون قرار داریم
اوکی
چرا؟
نه، فقط نمیتونستم تجسم کنم که تو و کوین با هم قاطی شده باشید
تو .. خب، این پسر زندگی رو به خونه ما آورده، بت
ما همش با هم قاطی هستیم
آره، اما شما پسرا هیچ وقت
با هم تو یه اتاق تنها نمی مونید
ما همین الان با هم دویدیم
با هم؟
واقعا؟
خب، منظورت از "واقعا" چیه؟
هابیل و قابیل داستانشون پایان خوبی نداشت، عزیزم
فقط همین رو میگم
خب، ما هابیل و قابیل نیستیم
خب، اونها کمتر همدیگه رو سرکوب میکردن
اما اگه ما هابیل و قابیل باشیم، من هابیل هستم، درسته؟
برای اینکه به برادرش غلبه پیدا کرد؟
خیلی خب
- دوست دارم - دوست دارم
این سریعترین دویدن شما تا به حال بوده
لعنتی درست میگه
درسته
- من باید برم دستشویی - تازه دستشویی کردی
- هر گرم شمرده میشه - راست میگی
و من وزنم رو میچلونم
فهمیدم
خیلی خب، کیت، آماده ای؟
بله. خیلی خب. بیا انجامش بدیم
- این رو برام نگه میداری؟ - بله
خیلی خب. تبریک میگم، خانوم
ششصد و سی و پنج گرم پایین اومدی
ششصد گرم؟
آره، و .. و سی و پنج
و سی و پنج
اوکی، من خودم رو چند هفته کشتم و ششصد گرم وزن کم کردم؟
- ششصد و سی و پنج - آره. خوبه
جواب داد، درسته؟
پس باید ادامه بدی
این قسمت سختش هست، اما تو تونستی
آره
کارت خوب بود
اومدی پایین. وزن کم کردن خوبه
- ممنون. - کارت خوب بود
- خیلی خب - خیلی خب، توبی، تو آمادهای؟
- آره - خیلی خب
اوکی ...
- بیشتر از سه کیلو و ششصد گرم - آره
- خیلی خوبه - میدونی این یعنی چی؟
بچهها، حدس بزنید کی به هدف ماه رسیده؟
این آقا
خوبه. آره، توبی، نظرت چیه یه عکس پیروزی بگیریم؟
- نه، نه، نه نیازی نیست -نه، البته که نیازه
- نه، اندازه زیادی نیست - تو هدفت رو شکوندی
- این که اندازه ای نیست. - نه .. تو دیگه گنده من نیستی
- آره - من بهت افتخار میکنم، توبی
برو، بهشون هر میخوان رو بده
اوکی، باشه
من این کار رو .. من عکس پیروزی میندازم
بله، بیایین این کار رو بکنیم - خیلی خب، ما داریم عکس میندازیم
خیلی خب، بچه ها. بیایید اینجا
- عکس پیروزی - بیایید، دور هم جمع شید
خیلی خب، یک، دو، سه
- پنیر - پنیر
خیلی بامزه اس. یکی دیگه، بخند
آره! زیباست
.:. این ما هستیم .:. .:. فصل اول - قسمت هفتم .:.
من میخوام یه فشار بزرگ به کاهش دمای آینده بیارم
بعضی از مشتریان ما هنوز قدرت علم رو باور ندارن
اما ما بهشون نشون میدیم
و مستندات الگور رو براشون به جریان میندازیم
درسته، بچه ها؟
بی خیال، بچه ها، هیچی؟ این ..
اون آقای مامان نیست؟
چرا. اون آقای مامان هست-
- من زود اومدم - درسته
من الان میام
شما خیلی باهوش به نظر میایید
من تو دفتر ... تو دفتر می بینمت
اوکی. خوبه. تو دفترت خنک هست؟
آره
این آقای مامان هست. آره
خیلی خوبه
- واقعا؟ - آره
آخرین باری که انقدر عصبی بودم رو یادم نمیاد
این فقط یه نمایشه، درسته؟
آره، اما این اولین نمایش من تو ده سال هست
تو کارت عالیه، عزیزم
ببین ...
برنامه ات برای اینکه امشب تو بازی پسراها چی بپوشی، چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.