Barry Munday

Barry Munday

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Barry Munday
ناشر soorena2008
ترجمه فارسی از سورنا

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2015-02-08
تعداد دانلود: 54
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

بري، بيداري؟

.عزيزم، آروم باش

.دکتر گفت همه چي خوب ميشه

،تا اون روزي که

من نتونم زنده بودن رو براي هيچ چيز .غير از زن ها تصور کنم

،مي بيني يه لحظه س که وجود داره

در اوج موفقيت جنسي

...که براش مانندي وجود نداره

ثانيه هاي اعتياد آور که بعد از عدم اطمينان وجود داره

.و پيشه گرفتن براي رسيدن به طلا

.کريسمس شده

با اين توي ذهنم

حوادث رو ربط مي دم تا ميرسه به

.ربايش بي اختيار بيضه م

.آره. اوهوم

.آره. نه، اين عالي ميشه

.مي تونيم اينکارو بکنيم

.نمي دونم چطور اينکارو مي کني، لوسي

چيکار؟

.شبيه يه مدل ميشي

.يه سوپرمدل، در واقع

.يه سوپر جذاب

،هي، نمي دونم بعدش مي خواي چي بگي

اما من داشتم فکر مي کردم که برم و توي

.شيلي خوش بگذرونم ...يه رفيق پيدا کنم

.من با آدما سر کار قرار نمي ذارم

کي گفت قرار؟ .خدا رو شکر که جمعه س

...شايد نه

.شايد شيلي نه

.اورپي يه مشروب فروشي خيلي باحال داره

تو چرا با آدما سر کارت قرار نمي ذاري؟

.خب نمي ذارم

...تو فقط

.شايد حق با توئه

.تو باهوشي .اين يه فکر خوبه

.تو زيبايي و هوش رو با هم داري

،شماها عاشق ميشين .و بعدش بچه ميارين

.بچه هاي خوشگل با چشماي آبي

.خدا رو شکر که جمعه س

.خيلي خب چه خبر، دنيس؟

هي، از ناچو خوشت نمياد؟ - .اوهوم -

!نه، نه. خوشم مياد

!وقت ناچو براي منه

چه خبر؟ - کجا بودي؟ -

.فکر يه احتمال بودم

.تايرهام بو گرفتن

چي؟

،اين براي جلب توجه بود .چيزي که دارم روش کار مي کنم

چطوريم؟ - .لعنتي. اينجا خيلي مسخره س -

.من مي خوام يه معمار بشم - .واي، اونجا -

.مي بيني؟ لباس بپوش .سخت کار کن، سخت بازي کن

.مي تونم برگردم به دانشگاه و معمار بشم .مردم معمارها رو دوست دارن

رفيق، درباره چي داري حرف مي زني؟

.تو با اين کار خوب پول در مياري

...من فقط...فقط

،فکر نمي کنم که بيمه زياد جالب باشه

.مي دوني، به عنوان سبک زندگي

.واو - .ديدمشون -

.آماده اي؟ شروع مي کنيم - .قشنگه -

،هي، اگه اونا پرسيدن .بهشون ميگم که معمار هستم

.اوه، هي، بهشون بگو که با بچه ها کار مي کنم

.اينا رو بگير

،نه، نه، جدي من قبلنا به خاطر داشتن مژه هاي ضخيم

.هفته اي دو بار کتک مي خوردم

اين کارت توئه؟ - .اوه، نه -

،تا کلاس هفتم و اون موقع بود که تصميم گرفتم

خودشه. و رفتم براي کمربند مشکي

اين کارت توئه؟

.نه - .نه -

.خيلي بد شد - .آره -

.براي اونا مي ميرم - .خب، حالا آره، حتماً -

اين کارت توئه؟ - !آره -

،اوه، خداي من !اين عاليه

.ما اينکارو مي کنيم

.اوه، خداي من

چطور اينکارو کردي؟

.بيا

تموم مدت توي دهانت بود؟

چيه؟

.اوه، اين پيشي منه

.هوم، براق و قشنگه

.ممنون

با گربه ها ميونه ت خوبه؟

.من عاشق گربه ها هستم

آره؟ - .ميو -

...من عاشق ...هستم - چي؟ -

.گربه هاي کوچيک

،ببخشيد

صورت حساب رو بيارم، قربان؟

قربان؟ باباي يکي اومد؟

مي خواي اينو توي کارت بابات بذارم؟

...آه

.نه، مي توني بياريش

.عاليه

.خوبه

.واي

خب، شماها چيکار مي کنيد؟

.ما معمار هستيم - .عاليه -

.واي

.من عاشق ساختمون هستم

...بري

.من متاهلم

.اگه بخواي مي تونيم ول بگرديم

.خيلي خب

باحال ترين آدم توي دنيا کيه؟

اسمش بري ـه

بري ماندي

باحال ترين آدمي که مي شناسم

بري ماندي

باحال ترين آدمي که مي شناسم

مي شناسم

اون خوشگله و عاشق زن هاست

چون اون حرومزاده ترين آدم

تاريخ جهانه

چون اون خوشگله، رفيق خوشگل

و مي دونه چطور خوش بگذرونه

.نمي دونم

.ممنون

.سلام

.ببخشيد آقا

.اوه، حتماً

آقا؟

.خيلي خب

.مي تونم کمکت کنم؟ - .بله، خواهش مي کنم -

.قهوه

.نه رفيق .اين شيريني منه

.من سودا مي خوام - .خيلي خب -

.داس

مسخره س که سودا اين روزا اينقدر گرونه، نه؟

،چي مي خرم

سودا يا مبل؟

.آره

.خب، از آشناييت خوشحال شدم

نمي خواي با من بشيني؟ - ...خب، آه -

.فکر کنم

.من آدم ساده اي هستم

.نه، نه، نه ،رديف هفتم از عقب

.و چهارم از چپ

.خيلي خاصه

.يه جور اختلال ذهنيه .اما گندش بزنن

،من از هر چي دلم بخواد خوشم مياد مي دوني منظورم چيه؟

.آره، مي دونم من تقريباً هميشه

...وقتي درو چند بار قفل کردم

خب، بري، چيکار مي کني؟

.معمارم

.هوم

،بري

اگه الان بهت بگم

که هيچوقت و تا ابد

،دستت به شلوار من نمي خوره

بازم باهام حرف ميزني؟

درباره چي حرف بزنم؟

...هي، آه

اينجا چه خبره؟

بابا، اينجا چيکار مي کني؟

...بابا؟ آقا

من همش يادمه که فکر مي کردم

چرا آدم با خودش ترومپت توي سينما بايد بياره؟

بري؟

بري، مي توني بهمون بگي چي شده؟

.داشتيم درباره معماري صحبت مي کردم

بري، شرمنده که من بايد اينو بهت بگم

.اما ما نتونستيم نجاتشون بديم

کي رو؟

.اوه، بري، بيضه هات

.بيضه هات .مجبور شديم دوتاش رو در بياريم

،خيلي سعي کرديم سمت چپي رو نجات بديم

.اما اوضاعش خيلي خراب بود

...به نظر ميرسه که موقع تصادف با

.آه، ترومپت - .ترومپت... -

چي داري ميگي؟

ميگي که من چيم رو از دست دادم؟

.فراموشي

...من از دست دادم - .واي -

مي دوني؟... - آلت م ؟ -

.نه

تو واقعاً يادت نمياد چه اتفاقي برات افتاد؟

.ما داشتيم درباره معماري صحبت مي کرديم

.از اونجا بيا بيرون

.مثل اينه که سوراخ دماغت رو در آورده باشن

.خب، يه جورايي

...تنها

...با خودم

.اوه، عزيزم

...هيچي نمي دونم

.ممنون مامان

...بايد احمقي يا چيزي باشم

.درباره عشق

اينو شب شنبه پوشيدم، درسته؟

و بيرون ايستادم و همه اونا

،داشتن بهم نگاه مي کردند

،و مي گفتند ".بهترين محل سکونت"

کجا بودي، آقا؟

...ليدا، من - .آروم باش -

.من مي بخشمت

فکر کنم فراموش کردم که بگم دوست دخترم ليدا گريگس

.وقتي اين اتفاق افتاد خارج از شهر بود

،داستانش درازه اما ما همديگه رو نمي بينيم

.بعضي وقتا تا هفته ها يا ماه ها

.بايد ساعت زنگدارت رو قرض بگيرم

More Farsi Persian subtitles for Barry Munday

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left