نخستین 200 خط.
= قسمت 41 =-
..می ری می تونه
دیگه همه چی رو ببینه و بشنوه
می ری
این خانم می بینی؟
...این همون کسیه که
تو رو هول داد ، درسته؟
اگه این همونه چشمک بزن
دیدی
می ری می گه کار تو بوده
....دکتر گرینک گفت
به زودی شروع می کنه به حرف زدن
اون حتی می تونه انگشتش رو تکون بده
...اون حتی می تونه توی دادگاه با انگشت بهت اشاره کنه
اینکه تو اونو بخاطر اون اسناد هول دادی
قبل از اینکه تمام دنیا تو رو به عنوان قاتل یه بچه بشناسن
تو خودتو باید عوض کنی
...اونوقت شاید
ببخشمت
چند بار تا حالا بهت گفتم من این کارو نکردم
من این کارو نکردم
هی تو چرا اینجایی؟
دقیقا واسه چی
از اتاق مادر و می ری اومدی بیرون
می ری
اگه صدای منو می شنوی انگشت دستتو تکون بده
صدامو می شنوی؟
شنوایی و بینایی اون هنوز برنگشته
چشماش بازه ولی نمی تونه کسی رو ببینه
فقط وقتی که چشمش تحریک می شه می تونه پلک بزنه
...دارین می گین
اون برای همیشه کور شده؟
هنوزدقیقا نمی دونیم
...به توجه به حرفهای دکتر گرنیک جای امیدواری زیاده
اون خیلی فرق کرده
بعد ز شنیدن حرفهای شما خیلی جا خوردم
هنوز یه راه طولانی پیش رو داریم
پدر شما چی فکر می کنی؟
چطوری اجازه دادین اون دختر بره توی اتاق من
پدر
لطفا به من کمک کنید
...اون چشماشو باز کرده
و به من اشاره کرد که بهش حمله کردم
من دخترتم لطفا بهم کمک کن
تو کی هستی؟
پدر
اینجا چیکار می کنی؟
یون سو کجا رفته بودی؟
آقای کانگ
پـدر
چی شده؟
من که بهت گفتم دیگه هیچ وقت نمی خوام ببینمت
پـدر
من نمی خوام با یک حیوون صبحت کنم
بهتره بری خونه شوهرت
می تونه کنار حیوونایی که باهات همکاری دارن زندگی کنی
چی شده؟
چیزی نیست
چی دارین می خونین؟
این کتاب نوشته پارک پی مون
اون یک فیلسوف مشهوره
اما در حال حاضر دچار آلزایمر شده
با نوشته های اون می تونم به گذشته ها نگاه کنم
به هر حال
ایل جو رو دیدی؟
بله
برای چی اومده بود اینجا؟
می خواست شما رو ببینه
قبل از اینکه بیام اینجا
ایل جو به شما چی گفت؟
نمی دونم ، توجهی بهش نکردم
نمی بینی من نسبت به قبل باهاش سرد شدم؟
ایل جو به نظرت یه کم عجیب و غریب نبود؟
نگاهش وحشت زده بود
عزیزم
اونروز که خانم شین داشت در مورد
افتاده دخترش از پله ها می پرسید
ظاهرا از خدمتکارام در این مورد سوال کرده بوده
برای چی بعد از این همه مدت در این مورد می پرسه؟
به نظر تو اون به ایل جو مشکوک شده؟
چرا باید ایل جو همچین کاری بکنه؟
اون داشت بچه رو تعقیب می کرد و داد میزد حلقه رو برداشته
برای چی باید بچه رو هول بده وقتی می تونه براحتی حلقه رو از بچه بگیره؟
فقط به فکرم رسید
تا این اواخر ایل جو به جین هیونگ وو احساس داشت
شاید اون وقت احساسش تحریک شده بوده
...شاید بجه رو هول داده که جلوی رفتن اونو بگیره
تا با خانم شین نره خارج
اینم درسته
احساس می کنم این دلیل خوبیه
ایل جو ازش این کارا بر میاد
اون زن بی رحمیه که حتی به پدرش خیانت می کنه
دارم شاخ در میارم
اگه درست باشه چقدر برای خانم شین سخت بوده که کنار ایل جو باشه
یه لحظه وایسا
این می تونه برای ما یه شانس باشه که یه مقدار پول گیر بیاریم
منظورت چیه؟
می تونی فردا منو ببینی؟
باید یه چیزی بهت بگم
فردا بعد از ظهر قراره برم مطب دکتر
مادر
ایل جو واسه چی دیروز اومده بود اینجا؟
اون خودش خواسته بوده که بره
رابطه بین پدر و فرزندهرگز گسستنی نیست
خون از آب غلیظ تره
از وقتی رفته کلی اشتهام باز شده
به نظرت خیلی وزنم زیاد شده
بله به نظرم میاد این روزا خیلی خوب غذا می خورین
من باید رو فرم بمونم
مهم نیست خودم می تونم مراقب باشم
پدر شما با مادر دعواتون شده؟
...منظورت چیه - آخه از اتاق خوابهای جدا استفاده می کنید -
حتی اگه بخاطر بچه هم باشه یه جوریه
...اخلاقتون هم یه کمی
...هی مادر و پدر
صبر کن
بهش گفتم مادر؟
فکر کردی یون سو مثل تو می مونه؟
اون عشق افلاطونی داره
عشق نجیبی که سطحش بالاتر از عشق فیزیکی هستش
تو این حرفها رو نمی فهمی به کارت برس
چرا نمی تونی خوب بخوابی؟
چیزی اذیتت می کنه؟
...سند
من باید اون سند پیدا کنم
سند فراموش کن
حتی اگه سند پیدا کنیم باز پدر ول کن جین هیونگ وو نیست
این سند آخرش منو می کشه
منظورت چیه؟
دیشب رفته بودم خونه پدرم
بچه یون سو رو
گذاشته بودن توی اتاق من
بچه بهم اشاره کرد که من هولش دادم
به زبونش نگفت ولی با پلکش اشاره کرد
راست میگی؟
مو هیوک
ما باید اون اسناد پیدا کنیم
اگه در نهایت سند به دست یون سو برسه
اون می تونه ثابت کنه که من بچه رو هول دادم
به هم زدن پلک می تونه یه رفلکس ساده باشه
حواس نمی تونه به این سرعت یهو برگرده
اول از همه آروم نفس بکش
لطفا یه کم استراحت کن
اصلا حالت خوب نیست ایل جو
خودم می خوام بخوابم
می خوام راحت سرمو بذارم زمین بخوابم
کیم کیونگ مین
همون صدایی که شبیه کانگ ایل دو بود؟
بله
و الان اون داره برای اقای کوان کار می کنه
...من همیشه
به آقای کوان مشکوک بودم برای فرستادن یون سو به اون خونه به جای چونگ مین
این کارو کرده برای بدست آوردن پولای اون
...اما فکرشو نمی کردم یه جاسوس
توی اون خونه داشته باشه
...مشکل اینجاست که
...اون تونسته یون سو رو بخاطر مرگ
پدر می ری گول بزنه
من به طور کامل باور داشتم که آقای کانگ پدر می ری رو کشته
اما الان ممکنه این کار آقای کوان بوده باشه
نمی دونم باید اینو به یون سو بگم یا نه
اون الان به اندازه کافی خودش مشکل داره
....اگه بخوام در مورد شوهرشم بگم بدتره
به هیچ وجه به یون سو چیزی نگو
یون سو باید توی موندن اون خونه تمرکز کنه
مادر
هنوز یون سو در مورد سرمایه ای که پدر روش کار می کرد چیزی نمی دونه
برای چی اونو توی این راه خطرناک قرار می دی؟
این چیزی نیست که من می گم
من می خوام روی بچه اش تمرکزکنه
همونطوری که تو گفتی
همه چیز از قبل نازل شده
بذار بیش از این یون سو رو به هم نریزیم
چی شده؟
در دارین؟
از چند روز پیش درد معده دارم
پس دکتر باید شما رو ببینه
دارو مصرف می کنین؟
می گن التهاب معده است
...اینطور نیست
...من می تونم
همینجا درمان مناسب انجام بدم
می دونستم که زندان اومدن آسون نیست
شروع کردن به باج گرفتن از من
آقای کوان
یه خواهشی دارم
خواهش؟ بگو بینم
می تونین مادرمو از زندان در بیارین؟
یه نگاه به من بنداز
به نظرت من شبیه دادستان کل یا رییس جمهورم؟
چطوری می تونم یه محکوم از زندان در بیارم؟
مادرم حالش خوب نیست
اگه شما یه خطر ارتباطی پیدا کنید می تونیم بیاریمش بیرون
حداقل کمک اینه که بفرستیمش بیمارستان
در عوض چی این کارو باید بکنم؟
تو هنوز هیچی در مورد بودجه آقای کانگ بهم نگفتی
چرا من باید خودمو به همچین زحمتی بندازم؟
بله
تو کسی هستی که می تونی به راحتی پدر می ری رو کشته باشی
اما واسه چی اونو کشتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.