نخستین 178 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(اتصال)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اسمت چیه؟
اسمت، بزمجه مگه کری؟
ها دونگ سو
عه؟
ازینورا؟
چیزی شده؟
نظرت چیه یه صحبت صمیمانه داشته باشیم
راجع به این چشم خیلی سوالا دارم
اگرم داد و فریاد کنی باید منتظر عزرائیل باشی بیاد کمکت
راحت باش، حرف بزن
بهم رحم کن
توروخدا رحم کن بهم
همه چیو بهت میگم
فقط اگه عین آدم حرف بزنی
چشمم
میتونیم با این شروع کنیم که از کجا آوردیش
من...نمیدونم
من فقط عملو انجام دادم
هیچی نمیدونم
ولی این جوابی که میخواستم نیست
...ای گه توش
!عوضیا
چرا قاتی برنامههای ام اند تی شدی؟
چیکار داشتی میکردی که از صحنه جرم فرار کردی؟
ربطی به اون اراذل اوباش داره؟
!مرتیکه
میخوای همینجوری لالمونی بگیری؟
باشه، خودت ببین
این عکسو توضیح بده
خائنی؟
،مردم دارن چپ و راست میمیرن
و خیلی عجیبه که هی سر و کلهت پیدا میشه
یا
رفتی ستارهشناسو ببینی، نه؟
آسترا
خدایا، این مرتیکه رو ببینا
از کجا میدونی حرفایی که با ستارهشناس تو آسترا زدی
یه ربطی به هنر جنازهها داشته؟
تمومه، کار همین مادر به خطا بوده
هی
زر بزن کثافت، معلومه تو کشتیشون
دهن واموندهتو وا کن، تو کشتیشون! مگه نه؟ بگو
...میدونستم چون
چون دیدمش
دیدیش؟
...نه، یعنی
...تص...تصویرش
یه جورایی شبیه دو جفت چشم داشتن بود
اگه همینجوری ادامه بدی، کاری نمیتونیم بکنیم
قرصاتو نخوردی مگه نه؟
بذار ببینم مشکل عقلی داری یا نه
این چندتاست؟
نه، همیشه نیست
...بعضی وقتا، یعنی، چجوری بگم
،خب، یهویی مثل چی دردم میگیره
اونموقع میتونم ببینم
...پدرسگ روانی- سونگ جون-
میدونی، عجیبه
آره، خیلی پروندهی عجیبیه
...به خاطر همین
باید منطقو بذاریم کنار
و باهاش کنار بیایم
خوبه
بشین
اگه میخوای میتونی چشم بندتو بذاری
،میدونی
من فکر نمیکنم داری دروغ میگی
و فکر کنم باید این داستان دیدنت و اینارو باور کنم
که به حرف زدن ادامه بدی، نه؟
...پس فقط همینو میپرسم
،بین همه چیزایی که دیدی کدومش الان بیشتر نگرانت میکنه؟
قتلی که قراره اتفاق بیفته
قتل؟
سه تا دختر، دبستانی
دختر دبستانی؟
نقاشیشو دیدم، طراحیش بود
یه نقاشی جدید بود...با چهارتا هنر جنازهی قبلی فرق داشت
نماد پلوتو چی؟اونو از کجا میدونی؟
اونم بود، گوشهی طراحی
...صحیح، اون وقت
این، جنازهی مقتوله
این تو هنر جنازهم کشیده شده بود
واقعا؟
،صرفا جهت این که سوتفاهم نشه
من فکر نمیکنم کار تو بوده
فقط میخوام به عنوان شداهد ازت مراقبت کنم
پس بهم بگو
چرا؟
...چجوری
اون تصاویرو میبینی؟
...اون اراذل
...من
میخوای بری یه جای دیگه؟
دارم بهت میگم! هیچی نمیدونم به پیغمبر
اون چیه؟ چیکار میخوای بکنی؟ میخوای چیکارم کنی؟
وایس...وایسا! چه غلطی میخوای بکنی؟
...وایسا، وایسا، وایسا جان ننتتت
!آیی
وای، باشه، باشه، فقط بس کن
همه چیو میگم، پس بس کن
چیو میگی؟
هرچی، هرچی که میخوای، واو به واوشو
و فکر میکنی چی میخوام بدونم؟
قسمت میدم، بسه
حتی بعد عمل واسم بپا گذاشتی، مگه نه؟
اولاش فکر میکردم واسه پیگیری مشتریه
ولی واسه چشمم بود، مگه نه؟ قضیهی این چشم چیه؟
ممکن...ممکن بود کانکت باشه
کانکت؟
دو ماهی میشد
از وقتی اومده بودی پیشمون، نه؟
کمکم کنین
اینجارو چطوری پیدا کردی؟ چت شده؟
به نظر میاد کارمند شرکتی چیزی باشی
شنیده بودم آدمای اینجا خیلی سین جیمت نمیکنن
میتونین درمانم کنین؟
کی میدونه اگه انگشتم بهت بخوره چی میشه؟
برو یه جا دیگه
پولشو میدم
هرچقدر که بخوای
همینو بگو، شغل بیمار به دکتر چه؟
برو رو اون تخت دراز بکش
...هیچ کار احمقانه ای به سرت نزنه
وقتی نیستم
سرطان به کل بدنم سرایت کرده
مثل اینکه چکاپتم کامل کردی و اومدی
اینجارو از کجا میشناسی؟
جای خوبی واسه حرف زدنه
اینجا پشت بومه
کار اسکلانهای نکن
،معمولا بعد از گرفتن چشم و اندام داخلی
بقیهشو میریزن دور
،اون روز، مثل بقیه روزا داشتم کار میکردم
ولی اون فرار کرد
فرار کرد؟ بیهوشی جواب نداد؟
،من قفسه سینهشو باز کردم
ولی فرار کرد
تو یه چشم به هم زدن بریدگیاش خوب شد؟
پس میدونی
...این که چرا بدنم اینطوریه
یا چجوری اینطوری شده، نمیتونستم جواب بدم
چون منم نمیدونم
انتظارشو نداشتم
...اونا به این نوع بدن میگن
کانکت، خیلی وقت نیست فهمیدم
،پس میگی، یه بدن کانکت اومد اینجا
...و تصمیم گرفتی یه پیوند چشم آزمایش کنی
روی من
،حدود سال 2000
،داروسازی جونگدو این کشف پیشگامانهی بیولوژی رو
توی مرکز تحقیقاتیش انجام داد
،"اسمشو گذاشتن "کانکت
...و مردم گفتن
این یه کشف انقلابی تو پیوند زیستیه
بعضیا حتی میگفتن ممکنه یه ربطی به جاودانگی داشته باشه
پس من یه عضو بدن جاودان دارم، نه؟
ما چشمامونو باهم شریکیم
،هرچی که اون ببینه
منم میبینم
خبر خوبیه، نه؟واسه کسی که سرطان مرحله آخر داره
توروخدا
گفتی نمیکشیم
همهش همین بود
الان شما چی، کارآگاه؟ چیکار میکنین؟
راجع بهم به همه میگی؟
این تنها راهیه که میتونیم مردمو متقاعد کنیم، تنها راهش
و چون کارآگاهم، باید اینکارو کنم
چون باید از قربانیا مراقبت کنم و خلافکارا رو بگیرم
...پس کاری که کردم هیچ اهمیتی نداره
چون یه هیولام؟
بله، بررسی پسزمینه چیشد؟
...بخوام خلاصهش کنم
وایسا، یه لحظه
بگو
هرچیزی که ها دونگ سو راجع به اطلاعاتش گفته غلطه
اثر انگشتش حتی ثبتم نشده
No comments yet. Be the first to leave one.