نخستین 157 خط.
بله
نه ، میگه صورتش رو ندیده
خسارتی وارد نشده
که اینطور
اگه خبری شد لطفاً به ما خبر بدید
حالت خوبه ؟
... ریکو
ظاهراً ، این اواخر کلی ورود به زور به خونه اتفاق افتاده
پلیس گفت وقتی خورشید بالا اومد بیشتر تحقیق می کنند
... باید درت رو قفل بکنی و
خانواده ات این نزدیکی زندگی می کنند ؟
نه
واقعاً باور دارم که آدم مهربونی هستی
تو که نمی خواهی یه دختر رو توی این وضعیت تنها بذاری و بری خونه ، مگه نه ؟
باشه
! هورا
من اینجا می خوابم
فقط یه پتو بهم قرض بده
صبح میرم
همین الان یه چیزی میارم
... میگم
ممنون که اومدی
چیکار باید می کردم ؟
می تونستی بیای توی اتاقم
من میرم
من کجام ؟
ائـ ، بیدار شدی
صبحونه درست کردم
هارو
خوب خوابیدی ؟
اگه سرما بخوری
تقصیر منه ، پس ازت مراقبت میکنم
می تونی بهم بگی
اوه ، صبحونه استانداردی بنظر میرسه
می تونستی بگی خوب بنظر می رسه حتی اگه این حرفت از ته دلت نبود
اگه می دونستم همچین اتفاقی قراره بیوفته ، آشپزی یاد می گرفتم
شاید باید از شیناکو سنسه بخوام بعضی وقتها یادم بده
حالا که حرفش شد ، این اواخر شیناکو سنسه رو دیدی ؟
... ائـ ، خوب ، بعضی وقتها
حالا که داریم درباره شیناکو حرف می زنیم ، شاید الان بهش بگم
... هی ، هارو
چیه ؟
... اوه
میشه از دستشوییت استفاده کنم ؟
چیکار دارم میکنم ؟
دیروز را برایم بخوان
SolmaZ & XANIAR : ترجمه و زیرنویس www . AnimeSubtitle . ir instagram.com/animesubtitle.ir t.me/animesubtitle
ابلاغیه محله ژانویه 1مجرم ورود به خانه دستگیر شد 2ایمنی آتش
هارو-چان ، اون مجرمی که وارد خونه ها می شد رو دستگیر کردند ، ها ؟
ظاهراً
وقتی اون اتفاق افتاد نمی دونستم چیکار کنم
خدا رو شکر که پلیس رو داریم
خودت تنهایی زندگی کردن خوب و راحته
اما وقتی اتفاقی میوفته می تونه خیلی ترسناک باشه
! خیلی خوب ، تموم شد
! بفرما
! کیک شکلاتی مخصوص هارو-چان
نظرت چیه ؟
هارو-چان جداً سرسختی
باید از تو یاد بگیرم
حس میکنم این اواخر که با من حرف میزنی خیلی باملاحظه نیستی
سرسخت تعریف خوبی از یه خانمه ؟
خوشمزه است
پس من دیگه میرم
از فردا شروع میکنم
وقتی کار شروع بشه شاید وقتی برای دیدن همدیگه نداشته باشیم
فکر کنم من دیرتر از تو برم خونه
کلی کار دارم
نظرت در مورد ماهی سرخ شده چیه ؟
هر چی تو بخواهی
اوه ، خیلی خوب شده
امیدوارم خوشت بیاد
ممنون
واقعاً وقتی با بقیه غذا می خوری غذا مزه اش بهتر میشه
انگار دارم خواب می بینم
بی خیال
بله ، مورینومه هستم
رو-کون ؟
آره
امسال اینجا می مونم
بله ، درسته
ها ؟
یه ماهی بزرگ به دستمون رسیده
نه من نه پدرم نمی دونیم چطور آماده اش کنیم
اونو میدیم به تو ، پس هر جوری که دوست داشتی می تونی بپزیش
چیه ؟ نمی خواهیش ؟
... نه ، موضوع اون نیست
الان میارمش اونجا و میرم
با همیشه فرق داری
کسی اونجاست ؟
هیچکس اینجا نیست
آره
باشه ، پس منتظرم
من باید برم ؟
ببخشید
امتحانات رو-کون بزودی شروع میشه
برای همین فکر کردم تا یه مدت در مورد خودمون چیزی بهش نگم
فکر کنم اگه بفهمه دردسر بشه
تا بعد
ببخشید
یک شنبه میام به خونه ات
خونه باش ، باشه ؟
باشه
کیوکو-سان ، دو تا ساندویچ مخصوص هارو-چان ، لطفاً
با تخفیف کارمندیت میشه 630 ین
بفرما
یه مقدار هم قهوه توش گذاشتم
! خیلی ممنون
چرا چیزی رو می خری که خودت درست کردی ؟ چه خبر شده ؟
عشق متولد شده از روحیه ی یه کارگر ماهر
فکر کنم بجز اون بخش کارگر ماهریش شامل کلی عشقه
به این میگن فضول بودن
پس میشه از ریکو-کون بخواهی بعضی وقتها یه سری به مغازه بزنه ؟
ای بابا
باشه ، خسته نباشید
آه ، خیلی خوشمزه بود
همش همینو میگی
فقط آشپزی خونگی خودآموزه
کم کم فکر میکنم داری طعنه میزنی
! نه ! فقط اینکه دایره لغاتم خیلی بده
از وقتی با تو آشنا شدم
همیشه فکر می کردم کلمات زیادی برای ابراز کردن خودت نداری
واقعاً همچین فکری در موردم می کردی ؟
می خواهی یه چیزی بگم که بیشتر بدجنسی باشه ؟
باید بخاطرت میرفتم سر کلاس ، برای گزارشهات کمکت می کردم
... صبح امتحانات بیدارت می کردم
همیشه به تو به عنوان بزرگترین بازنده ای که تا بحال باهاش آشنا شدم نگاه می کردم
مشکلی نیست ، الان دیگه حسابی تلاش میکنی
برای جایزه یه ظرف نهار برات درست کنم ؟
! یه لحظه صبر کن
خیلی خوشحالم ، اما کلی از حرفهایی که زدی ناراحتم کرد
این کار رو برای تشکر از اون همه دردسری که براش درست کردم میکنم
محتاج نیستم ، هستم ؟
فقط یه سلامی میکنم و اینو بهش میدم
اگه خونه نبود ، از دستگیره در خونه اش آویزونش میکنم
آره
پس ، می تونم منتظر اون ظرف نهار باشم ؟
درخواستی داری ؟
... میگم
هنوز به اون مرحله نرسیدم
ببخشید
نه ، من معذرت می خوام
واقعاً لازم نیست منو برسونی
الان امن نیست
نگرانش نباش
ممنون
دیروز را برایم بخوان
چه تصادفی
شیناکو-سنسه ، تو هم با ریکو کار داشتی ؟
چیه ؟
پس اوضاع از این قراره
براتون خوشحالم
تمام این مدت دوستش داشتی
تمام این مدت ریکو رو توی چنگ خودت نگه داشتی
منصفانه نیست
اما گفتنش چه فایده ای داره ؟
از اولش هم می دونستم که این اتفاق میوفته
No comments yet. Be the first to leave one.