نخستین 200 خط.
...انچه در هارو گذشت
بنظر میرسه که غرق شده
اون دیشب سوار یه کشتی شده هرگز پیاده نشده
سایمون میره طرف بار از "موران" میپرسه
و تو فاصله 90 دقیقه اونا هر دو میمیرن
کنار کالبد شکافی ام می ایستم
و دوباره بدن سایمون رو باز نمیکنم یرای یه حس احمقانه
میدونم سایمون چی پیدا کرده
"یه رابطه بین "برندن اسکین "و "فرانسیس چستر
اونا تو یه سلول با همدیگه بودن
خطش یکسان ـه
یقین دارم که او "سایمون" و "موران" رو کشته
سایمون" مُرده چون بی وقفه" و بدون استراحت کار میکرد
چرا؟
چون سعی داشته مثل تو باشه
سایمون" مرده و فکر میکنم تقصیر منه"
توطئهای در کار نیست
بابا فکرمیکنه اشتباه کرده اما...فکر نمیکنم
.:: تـرجمـه و زیـرنـویـس : سـعـید ::. .:: Saeed.Pardis ::.
...هارو
هارو
میدونی ساعت چنده؟
بله
وسایلت رو ببند ، دارم میفرستمت طرف غرب
کجا؟
"ایورولا کریک" کجا؟
"100مایلی جنوب "کانامالا
گوگل-ش کن
فقط یه پرواز هست که هر روز میره و میاد
از اینرو ، زود بیدار شو
نمیتونه کسی دیگه بره؟ من یه سری معاینه بعد مرگ دارم که انجام بدم
خب ، من و گریس ازش مراقبت میکنیم
میدونی که در مورد جای دورافتاده چه حسی دارم
این واسه ات خوبه که چند روز از اینجا دور باشی
و نگران نباش ، اونجا قرارنیست تنها باشی
کشور زیبایی ـه ، مگه نه؟
بله ، مگه بخشی از گرد و خاک ، حشره ها
و "دوئل بانجو" باشی
پیشنهاد میکنم که اینجا مواظب حرف زدنت باشی
یا چی ، توسط افراد محلی زجرکُش میشم؟
کاش بشی
هنوز نمیفهمم چرا مکسین باید دو تا پاتولوژیست برای یه تصادف ماشین بفرسته
مطمئنم که دلایل خودشو داشته
گروهبان محلی قرار نیست بیاد ما رو ببره؟
مکسین گفت باید اینجا باشه
یه تماس باهاش میگیرم
اوه ، عالی شد ، آنتن نمیده
خب ، چطوری بریم شهر...؟
میای یا نه؟
جالبه
لیل فرلی"؟"
"جودی دان"
باید فکر میکردم تویی ، به خونه خوش اومدی
خیلی وقته که ندیدمت بله
از دیدنش لذت میبرم
تو اهل اینجایی؟
اینجا بزرگ شدم
خب ، پس چرا نگفتی؟
خب نپرسیدی
اونا دوسِت دارن
مشکل شون چیه؟
سلام ، دکتر سلام ، گروهبان
این تنها چیزی بود که واسه داداش کوچولوت داشتی؟
بیا اینجا ، یالا ، بیا تو بغل
بیا تو بغل
تو برادرشی؟ "گروهبان ارشد ، "کالین فرلی
تو باید دکتر "هارو" باشی لیل" در موردت همه چی رو بهم گفته"
یه کلمه از حرفاشو باور نکن اون گفت که اینو میگی
خب ، خواهرزاده مون چطوره ، مستقر شده؟
خب ، روزهای اولشه ولی خوب کار میکنه
اون خیلی جالب کارش رو انجام میده
تعجبی نداره که چنین دستهای ماهری داره
معمولا
اه ، "مکسین" گفت اونجا یه مرگ تو بچه های تیم بوده؟
بله
یه نگاهی بندازیم؟
قبل از هر کاری ، یه چیزی هست باید بدونی
باب و دایان"؟"
غم انگیزه اونا رو مشناختی؟
همه اونا رو میشناختن اونا نونوایی محلی رو اداره میکردن
فکر میکنم اونا داشتن میرفتن سر کار وقتی ماشینشون باهم تصادف کرده
دایان" با ضربه شدید کشته شده"
ولی "باب" رو نیمه بیهوش تو جاده پیدا کردیم
اون از تو ماشین پرت شده بود
ایربگ نداشتن اونا حتی کمربند نبسته بودن
اینجا غیر معموله؟
این مال "باب و دایان" ـه
باب" جون سالم بدر برده؟"
اونا دارن عملش میکنن
اون واقعا حالش بده
در مورد سِدان بهم بگو
راننده یه مرد 26 ساله بوده
اتان چامبرز" ، اون فورا مرده"
تا خونه راه درازی ـه
شهر ادلاید ، ما یه بررسی سابقه رو انجام دادیم
اون یه لیست بلندی از اتهام داره
تجاوز ، دزدی
خرید و فروش کالاهای دزدیده شده
از جمله سیگارها؟ آره
یه تجارت شگفت انگیز بخاطر سیگارهای ارزون تو شهرهای معدن نشین
خیلی هم خوب جواب داده
ما تا الان سه هزار دلار پول نقد پیدا کردیم
چطور این اتفاق افتاده؟
این جاده فرعی که شلوغ نیست
اونا مستقیم به طرف همدیگه میومدن
در ضمن اینو پیدا کردیم
مشروب خورده بودن؟ بنظر میرسه
گروهبان؟ یکی از بچه ها یه چیزی پیدا کرده
این چیه؟
دکتر هارو؟
نوک انگشت
بهش نگاه کن
اون ذرهای عوض نشده
هنوز به خوشتیپی همیشه اس
...اوه
بورلی" ، لطفا ، داری سربه سرم میذاری"
"اوه، اینقدر فروتن نباش" لیل تو همیشه هیکل خوبی داشتی
این کیه؟ "دنیل هارو"
اون اهل "برسبن" ـه تو دستیار دکتر فرلی هستی؟
دستیاری؟ نه ، من یه آسیب شناس هستم
واقعا؟
خیلی خوشحالم که برگشتی جایی که بهش تعلق داری
از وقتی که اون یه دکتر شده ما بخاطرش جای راحت و خوب داشتیم
وقتی مجبور شد اینقدر ناگهانی ما رو ترک کنه قلب مون شکست
حالا ، تو منو نمیشناسی
"منم تو رو نمیشناسم ، "ادوینا گرام
ایشون "لیل فرلی" هستن
...و
"دنیل هارو"
ادی" برای کمک به کالبدشکافی داوطلب شده"
اون یه مقدار تجربه جراحی کسب کرده
خب ، تو اینجا زندگی میکنی و هرگز از شهرت "لیل فرلی" نشنیدی؟
باید می شنیدم؟ از همین الان ازت خوشم میاد
بوی چیه ؟ رام" ، عرق نیشکر"
بوی چیزی میده
اووه ، تند و زننده
ترقوه و کوفتگی قابل توجه ماهیچه های پشت
بخاطر کمربند؟
...اووه
ضربه شلاقی سخت
انگشتهای دست چپ خانم "شپرد" سالم هستن
همینطور دست راست
فرلی؟ مقداری خراشیدگی سطحی پوست
بدون از دست دادن انگشت یا ناخن
پس باید مربوط به "باب" باشه
میتونی تایید کنی یه انگشتش رو از دست داده؟
آه، اون هنوز تو اتاق عمل ـه اما میرم چک میکنم
اووه ، این جالبه
خراشهای موازی روی ساعد
با توجه به الگو ، باید بگم که خراشهای ناخن انگشت ـه
از تصادف؟ نه
بنظر میاد مربوط به چند روز پیش ـه
دنیل لپ تاپش رو با خودش برده اما میتونی از دسکتاپ اش استفاده کنی
باید قادر باشی که از اونجا رزومه تحصیلی رو پرینت کنی
اینم از این ، بفرما
و اگه به یه داور نیاز داری
که نسبت به بابات قابل اعتمادتر باشه
تماما در اختیارت هستم
ممنون ، مکسین "واقعا از دیدنت خوشحالم" فرن
آسیب ضربه قابل توجه
به قفسه سینه با چند دنده شکسته
یکی از دنده ها ریه سمت راست رو سوراخ کرده
کبد و طحال جدا شده
آئورت پاره شده باعث خونریزی شدید داخلی شده
خوبی؟ مجبور نیستی بمونی
اوه ، نه ، میخوام
معمولا ، وقتی مردم میمیرن این پایان داستان ـه
نه شروع
یه مقدار موسیقی بذارم؟
عالیه
مجبوریم؟
"متاسفم ، "فرلی رو این یکی شکست خوردی
چی رو ترجیح میدی؟ یه جور آهنگ با روح؟
من چیزی شبیه موسیقی رو ترجیح میدم
...این بنظر میرسه
یه بچه اس که تازه از کلاب شروع کرده
چرا امروز اینقدر تند و تیز شدی؟
فکر میکردم خوشحال میشی که برگردی خونه
فقط...صداش پایین باشه
این جای زخم روی شکمش چیه؟
یه سزارین داشته؟
نه ، اون رحمش رو درآورده
بنظر میاد خیلی وقت پیش بوده
واقعا؟
اینو نمیدونستم
اوه، پس، یه سری راز توی این کشوره
باب شپرد" تازه از اتاق عمل اومده بیرون"
اون نوک انگشتش رو از دست نداده
پس انگشت کیه؟
ممکنه یه نفر چهارمی توی تصادف بوده ؟
ما هیچ مدرکی ازش پیدا نکردیم
خب، بغیر از نوک انگشت
با فرض اینکه از یه آدم زنده جدا شده
به این پوست نگاه کن جایی که جدا شده
تورم ، ملتهب ، آسیب سلولی
این دقیقا همون چیزیه که در هنگام مواجهه با سرمای شدید برای بافت رخ میده
چی، فکر میکنی یخ زده بوده؟
اینجور بنظر میاد پیشنهادت چیه، "هارو"؟
یکی از وسایل نقلیه قطعات منجمد بدن حمل میکرده؟
خب ، تو اون خراشهای روی بازوی اتان چامبرز" رو پیدا کردی"
No comments yet. Be the first to leave one.