نخستین 200 خط.
آقای اوه استعفا داد
آقای کیمم که هنوز اینجا نیس فکر کنم تسلیم شده
میزارو جمع کنین
چشم
!وایسین
اون دیگه چیه؟
آقای کیم
...چیزه
...الان...من
...رئیس کیم
...از اونا آورده
چی شده؟ رئیس کیم چیکار کرده؟
اتاق انتظار...همین الان برید اتاق انتظار شماره دو
زود باشین،بجنبین همتون،برید اتاق انتظار شماره دو
زود باش
ببخشید،یه لحظه،ببخشید
رئیس کیم
!زود اینارو از اینجا ببر
چرا؟ چیزی بر خلاف قانونه؟
اینا دیگه چین؟
همه وسایلتو آوردی اینجا که
خیلی باحاله وقعا
فکر کنم اینجا موندگار بشه
یکم سوار ترن هوایی بشم
چیکار داری میکنی؟
داره میره بالا
!اومد پایین
چیکار داری میکنی؟؟
آی خدا
اه نه،کله ام خورد به اونجا
بزارین تو عالم خودش سیر کنه
خیلی اون تو نمون،بالا میاریا
وای خدا،خیلی حال میده
چیکار میکنی؟ گوشم درد گرفت خب
سر کار داری چیکار میکنی؟هان؟؟
واو صدای خوبی داریا
بر خلاف قوانین کاری کردم؟
چی گفتی؟- بزار ببینم-
"قوانین اتاق انتظار"
اجباره که از این صندلی استفاده کنم؟
نخیر
قانونی هست که نذاره وسایل شخصیمونو بیاریم؟
نه نیست
اینجا نوشته حق صحبت با تلفن رو ندارین
میتونین از گوشیتون برای بازی و چرخیدن تو اینترنت استفاده کنین
...هرچند این ویدیوی واقعیت مجازی
بازی نیستش و دانلود شده
من هیچ کاری بر خلاف قوانین انجام ندادم
ادامه اشو برم
بعد از شنیدن خبر از کار بیکار شدنشون اعتراض ها شدیدتر شده
با پلیس هم درگیر شدن
همینطورم توانایی پخش نداریم
...اونوقت شما هم تو همچین وضع داغونی
نشستین دست رو دست گذاشتین؟
بیکار کردن اون همه آدم نقشه خیلی جسورانه ای بود
لابد انتظار اینو داشتین که مقاومت کنن،نه؟
نقشه ای داری؟
حالا شروع میکنم
خوبه که همیشه بعد از بررسی عواقبش کارو شروع کنی
نذار اوضاع از اینی که هست بدتر بشه
باید تا هنوز موضوع کوچیکیه جمع و جورش کنیم
ای وای،خیلی وقت بود ازت خبر نداشتما
هی دادستان جونگ،حالت چطوره؟
چطور میتونی یه بارم بهم زنگ نزنی؟
بیا یه ناهاری با هم بخوریم
اگه قرار داری بزارش برای بعد
هی،یه کار جدید باید بکنیم
یه راحتشو
چی هست؟
یادت میاد واسه اتحادیه فولاد سازی سه هو چه اتفاقی افتاد؟
یادم میاد،ولی چرا؟
بازم میخوای یکی دیگه رو لو بدی؟
آره
یکی از شرکت های وابسته مونه،اسمش پخش تی کیوئه
شرکت شما؟؟
قبلا با بازپرس بخش قضایی صحبت کردم
تو فقط باید نقشه رو عملی کنی
بهت گفته بودم اگه درگیری شد عقب بمونا
بدجور زخمی شدی؟؟
باشه،بابا بعدا دوباره بهت زنگ میزنم
آقای وون کجاست؟
اینو واسه اون درست کردم
حتی کرگدنا هم بعضی وقتا دلشون نمیخواد غذا بخورن
راستی اسامی تعدیل نیروی پخش تی کیو رو اعلام کردن؟
آره،امروز صبح اعلام کردن
تو واسه چی نگران بقیه ای؟
ای وای آقای لی
این موضوع میتونه بعدا واسه ما هم اتفاق بیفته
خداروشکر که هنوز نوبت ما نشده
ما از کی تا حالا دلواپس بقیه شدیم؟
!اوهوی
سکته ام دادی،چیه؟
بقیه؟
هی
بابای گی اوک یکی از کارمندای پخش تی کیوئه
یکی از اوناییه که از کار بیکارش کردن
سونبه
شما بخورین،نگران من نباشین
مقاومت پخش تی کیو بیشتر شده
چیکار کنیم؟
فکرتو درگیرش نکن
احساس میکنم فضای اینجا شیطانی شده
کسی این اطرافه؟
خواستم بیام ببینمت بهت زنگ میزنم
اون چیزو از اینجا جمعش کن
چشم قربان
"اون چیزو؟" به من گفت چیز؟
مردک دیوونه ی مردم گریز
کی اینقدر عصبانیت کرده؟
فکر میکنی کی؟
اون دیوونه ی مردم گریز که از موکپو اومده
همون آقایی که گفت پسرش اینجا کار میکنه؟
آره
ای خدا اونا خیلی پست فطرتن
چطور میتونن به خاطر سنش اخراجش کنن؟ خودشونم یه روز پیر میشن
منم همینو میگم
چطوری تیم بازسازی قبل از ...اینکه شرکتو اصلاح کنن
مردمو اخراج میکنن؟
احتمالا اونا هم از طرف بالا دستیا تحت فشارن
اونا هم قدرتی ندارن
بگذریم،خودت خوبی دیگه؟
نگام کن
این صورت آدمیه که خیلی هم سرحاله
خیلی راحتم
باید زودتر برگردی دفتر
تو فکر اینم که بعد از این ماجرا از اینجا برم
چرا؟
چند روز پیش که بنظر میومد نمیخوای هیچوقت بری
باید وقتی که انتقامتو گرفتی
مثل این فیلما خیلی شیک و مجلسی بزاری بری
انتقام؟؟
بی دلیل برام پاپوش درست کردن خودت که بهتر میدونی
...میدونم،ولی
چجوری میخوای انتقام بگیری؟
چجوری بگم؟
میخوام بهشون نشون بدم که چقدر میتونم در مقابلشون زرنگ باشم
چی؟
تو این شرکت هیشکی سعی نکرده زرنگ باشه
یجوری با مردم رفتار میکنن انگار که از سر راه اومدن
اومدن یا نیومدنمون براشون مهم نیس
یعنی داری میگی میخوای بهشون نشون بدی چقدر زرنگی
و بعدش بزاری بری؟
...درسته،با یه نامه ی خفن
از اینجا میرم
خودت گفته بودی اگه جلوتو بگیرم نمیری
...خوب،با رفتن من که
رابطمه امون با هم تموم نمیشه
هی،گی اوک- بله؟-
بخاطر اون موقع معذرت میخوام
هرچقدر هم که بهش فکر میکنم میبینم خیلی تند رفتم
اشکال نداره آقای لی
نه
شما ها که میدونستین باید بهم میگفتین
خیلی نامردین
منم معذرت میخوام
...حتی اون روز ازت نپرسیدم
که واسه چی سر حال نیستی
منم که خودت میدونی چقدر خنگم
منم معذرت میخوام
توروخدا تمومش کنید،منم متاسفم
من واقعا حالم خوبه
سونبه همه چی درست میشه
امیدتو از دست نده
آره،بالاخره یه معجزه ای میشه
سونبه جونم
ایش
مرسی- اهه،ای بابا-
بیا اینجا
ای وای،خجالت آوره بابا
هی،زودباشین ولم کنین
ای بابا- چیکار کنیم؟-
الان دقیقا داری چیکار میکنی؟
پریز برقو پیدا نمیکنم
دیگه داری رو اعصابم راه میری
...دارم رو اعصابت
پس کجا اینو بزنم؟
رئیس
بزنش اینجا
آهان،دستت درد نکنه گا ایون
این دیگه چیه؟- دارم از اینجا برق میگیرم-
...آخیش چه گرمه،آخه باید
مواظب سلامتی پاهام باشم
با زبون خوش دارم میگم ...اینارو از اینجا ببر
...یا اینکه مجبورت میکنم
...اگه مجبورم کنی گزارش اینجا رو
به ایستگاه تلویزیون میدم
...اونوقت میره تو اخبار
تو بیشتر از همه سرزنش میشی
فکر کنم باید یه مصاحبه هم بکنی
آرایشگاهی هست که بری یکم خودتو بزک کنی؟
تا کی میخوای به اینکارات ادامه بدی؟
میخوام تا آخرش برم
مطالعه ممنوعه
ولی میتونم اینو بخونم دیگه،آره؟
زندگی نامه که کتاب نیست یه موضوع فلسفیه واسه خودش
...یا خدا زورش چقدر
این چیه؟
حتی فهرست مطالبشم خسته کننده است
همینطوری ولش کردی؟
اگه بره تو رسانه ها،واسمون بد میشه
No comments yet. Be the first to leave one.