نخستین 200 خط.
اه، کلسی واقعا میخاد با اون پسره ی چندش ازدواج کنه؟
اوه، خدایا، امیدوارم نکنه
او بهتره که بهش واقعیت رو بگه
درغیر اینصورت خودم میگم من نمیتونم بهش دروغ بگم
همه ی کاری که تو میکنی دورغ گفتنه به اون
من فقط راجع به گذشته ام دروغ میگم نه همه ی زندگی آیندش
کاتلین یه بولک اونورتره
ایناهاش
و من تصمیم گرفتم که راجع به شغلم حقیقت رو بهش(کاتلین)بگم
اوه، دوباره نه
تو نمیتونی، تو نمیتونی همه چیز رو بهش بگی
من از اینهمه راز خسته شدم، مگی
آره، باشه، خب منم از شلوار جین تنگ خسته شدم
اما تو باید، میدونی یه نفس عمیق بگیری و
بپوشیش
سلام- شیرینم -
سلام - آره، نمیخواد خودت رو غافلگیر نشون بدی -
تو داشتی منو اینترنتی تعقیب میکردی
بله، خب این دیگه کار دولته
اما بیشتر دوست دارم - اوه -
عزیزم
متنفرم ازینکه باید برم درحالیکه تو تازه رسیدی
اما واقعا باید زودتر برم سر کار
آره
میشه امشب با هم شام بخوریم؟
من خیلی دوس دارم که بات حرف بزنم
میخوام همه چیز رو برات توضیح بدم
باشه
خوبه، خیلی خوشحالم که تو خونه ای
آره
هی، واسم لیست کلاسهات رو ایمیل کن
من شیمی رو برنمیدارم مامان
اوه، هر رشته ای رو که دوس داری میتونی انتخاب کنی
اما اون واحدهای پیش پزشکی رو حتما بردار
آره، اما مشکل اینجاست که واحدهای پیش-پزشکی سختن
آره، میدونی چیه؟ مثل زندگی کردن تو ماشینت
زودباش، بیا اینجا بشین من راجع بهش برات میگم
اوه، مگی - ممنونم -
سلام - خداحافظ بچه ها -
خداحافظ مامان - بعدا میبینمتون -
چه خوب که به ما پیوستی
شاید فراموش کردی که ما کتاب رو منتشر میکنیم"Crown of Kings"
فردا شب؟
چی...شوخی میکنی؟
نمیتونم منتظر بمونم تا ببینم اخر سریال چی میشه
تو میدونی؟ چارلز میدونه؟
معلومه که نه، هیچ کسی نمیدونه
همه ی کتابفروشی ها تا نیمه شب تحریم هستن
دایانا... سلام
فکر میکنی که ما باید...
بیا، تو باید گلوت رو تازه کنی
آره، آیا ما تموم کارها رو واسه انتشار تنظیم کردیم؟
لایزا؟ - بله، داریم انجام میدیم -
من به همه ی خبرگزاری ها اطلاع دادم
یه ژنراتور اضافی تهیه کردم
و نامه ی تاییدیه ی سه گانه از دفتر شهرداری
برای اجازه ی اجرای جشن هم گرفتم
باشه، خوبه
خوبه
ما خوب خواهیم بود
وای، بنظر میرسه که چارلز بسختی میتونه نفس بکشه
واسه اینه که اون میدونه
سودآورترین حق امتیازمون
هست "Crown of Kings" در واقع همه ی انتشارات بخاطر این کتاب میچرخه
واقعا؟
خب، کسی دوس نداره اینو بگه
Edward L.L. Moore اما اگه بخواد بره یه انتشارات دیگه
یا دیگه ننویسه آخر امپریکال سر میرسه
واسه همینه که هرچیزی بخواد رو براش آماده میکنیم
و برای همه ی بازیگرها باید نظر شخصیش رو درنظر بگیریم
تا بتونه شخصیتهاش رو در جشن میدان تایمز رو نمایی کنه
من باید اتاق رو برای جلسه ی مرتب کنم
فکر کنم که شما باید برید دنبال Edward L.L. Moore
دستور العمل میان وعده؟
اوه... مطمئن نیستم
بادام، آلبالو خشک
و ادامس نعنایی
نه نعناع تند نه پونه ی ملایم, نعناع بیابونی
اون توی آسانسوره
اون توی آسانسوره، برو میان وعده رو بیار
میان وعده
تدی - چارلز -
خوش امدی به خونه خودت، امپریکال
دایانا - ماچ -
اوه، چه پذیرش دوست داشنتی ای
اوه - اوه، متاسفم -
... آیا من - نه، نه -
بطور قطع از روی پای من رد نشدی
بذارین که بریم به سمت اتاق جلسات
اوه، خدای من،اینو نگاه کن
اوه، خیلی دوست داشتنیه، اوه ابن
خیلی... خیلی هیجان زده ام
بله، بله، عالیه
خوبی میشی Ethrami تو پادشاه
متشکرم
چقدر خوبه که کارکترهای کتابم رو توی گوشت و پوست میبینم
فقط فکر کن که چقدر خوب خواهد بود برای طرفدارانت توی میدان تایمز
آیا حاضری که شاهزاده پم پم رو انتخاب کنی
اوه،بله، خوبه موندش آخر
Highlands شاهزاده ی
خیلی خب، این ویرجینیاس و همونطور که رزومه ش رو میبینی
اون تجربیاتی هم بعنوان بازیگر داره و هم بعنوان مدل
و هرزمان که آماده بودی ویرجینیا
تو منطقه جنگی رو زیرنظر داری که به شکل خرابه در اومده
و با صاعقه ی پیچانت اسکن میکنی و میگی که
مراقب خشم آسمان باشید
مراقب خشم آسمان باشید
متاسفم که کارتون رو قطع میکنم
من فقط اومدم که این Moore تنقلات رو بیارم برای آقای
بفرمایید، قربان
اون خودشه
اون پم پم شاهزاده ی منه
Chateau Soixante.
اوه، مورد علاقه منه
بله ما این رو مخصوص شما از روستای آوردیم Loire
چون توی امپریکال ما میدونیم که جزئیات اهمیت داره
جزئیات کوچک اما حیاتی هستن
اوه خدای من، اون مثل یه غزل سروده راه میره
بفرمایید اینم شاهزاده ی ما پم پم
جامهاتون را همگی بالا بیارید
به سلامتیش
برای من؟
Krozzen! Eye-ay! Urt yarb!
Kroniansکه در زبان به معنای
سلامتی، طلا و سکس هست
خیلی روان هستKronish دایانا در زبان
Flur dar ben-mallak.
اوه، لهجه ت بی نظیره
اینم یکی دیگه از جزئیات که تنها در امپریکال میتونید داشته باشید
آخرین صفحه ی این سریال
نوشته شدهKronish در واقع به زبان
که در جملات نهایی وجود داره
واقعا؟
شما که نمیخواید آخرش رو بگید، آره؟
متاسفم نه
هیچکسی نمیتونه آخرش رو بفهمه مگراینکه، البته
شما دوس داری که آخرش رو بشنوی پرنسس؟
که در انتهای سریال چه اتفاقی میوفته؟
معلومه که میخوام
مطمئنی
اگه بهت بگم، مجبورم که بخورمت
اوه، خب، پس شاید
اوه، خدای من
حالا مجبورم که بخورمت
باورم نمیشه که تو آخر سریال رو میدونی"Crown of Kings."
من باورم نمیشه که اون راجع به خوردن من حرف زده باشه
و رئیس های من فقط مثل 1960 فقط خندیدن
ببین اصلا مهم نیست که توی کدوم دهه هستی
پولسازترین آدمها میتونن هرجور بخوان رفتار کنن
هی، شیرینم
دوس داری بخوابی یا کیک خونگی تمشکی بخوری؟
و قبل از اینکه برم سر کار حرف بزنیم؟
جدی داری میگی؟
متاسفم
به کاتلین بگو که امشب دیر وقت میام
مراقب خشم آ سمان باش
هستم
اینا واقعین؟ - همش واقعیه -
Harry Winston دایانا رو مجبور کرده که اینو بسازه
دقیقا بهمون شکلی که توی کتابها توصیف شده
"GMA" اون تاج امروز توی بوده "TODAY" و .
اون تاج در حال پبشرفته
میخاد تاج رو سرش بذارهDonald Trump بهش بگو نه
باشه
میخاد تاج رو سرش بذاره Amy Schumer بهش بگو میتونه
و مطمئن شو که اصرار کنی یه عکس
باهم بگیریم
انجامش میدم - باشه، صبر کن -
آخر کتاب Edward L.L. Moore حقیقت داره که
رو به تو گفته؟
آره، این روشش واسه لاس زدن با من بود
اوه، تو باید بمن بگی
هر موقع که از نظر قانونی بم اجازه دادن، میگم بت
خب بمن نگو که چه کسی تاج رو بدست میاره
اما باید بگی که چه کسی میمیره
یه آدم مهم؟ همیشه یه آدم مهم میمیره
نمیتونم بگم یا اینکه مجبورم لباس ساقدوشیم رو
با یه کت شلوار نارنجی عوض کنم
تو خوشحالی از اینکه یه گنج توی دلت داری، آره؟
باور کن، نه
متنفرم از اینکه رازی رو از دوستام پنهون کنم
کد قرمز لباس پرنسس پم پم
به خونه ت توی بروکلین فرستاده شده
باید با سرعت بری اونجا و بیاریش
چطور میتونم توی این موقع برم برم به میدون تایمز و برگردم؟
با زود رفتن
باشه
اوه، متاسفم، خدافظ
خدافظ
تاد
اینجا چیکار میکنی؟ اوه، سلام -
یه جلسه توی میدتون داشتم
فقط میخواستم بیام نامزدم رو ببوسم
لایزا اینجاس؟
مجبور شد بره خونه که چیزی رو بیاره
اون یه راز خیلی بزرگ داره که نمیخواد بمن بگه
خودش گف؟:الان خونه س؟
چرا اینقد به لایزا علاقمند شدی؟
نشدم
منظورم اینه که خب، اون دوست تو هست
No comments yet. Be the first to leave one.