نخستین 200 خط.
سال اولی ها چه احساسات خالصی رو .به نمایش گذاشتن
.درسته
چشمان صاف بره های تازه متولد شده که به آسمان نگاه میکنن
.و اشک هایی مانند مه صبحگاهی
.تحت تاثیر قرار گرفتم
.با این وجود آدم بزرگ ها جلوی همین رو میگیرن
!باید باهاشون رو در رو بجنگیم
با گشت و گذار با هم به یه نقشه .برای همین کار فکر کنیم
!اریکا برای قرارش آماده است
آرایش جادویی !مناسب پری مکار
پـ... پری مکار؟
کدوم پری؟ خواب تابستانی یا ماه شکارچی؟
!معلوم کن
اگر یک دختر دید بزنه
یک دختر دبیرستانی اولین کارش رو منتشر میکنه ناریماسو آی یک کار سنت شکن که خواسته های جوان ها رو نمایش میده
خـ... خانم؟
.من میرم خونه
.هه ؟واقعا؟ گود بای
بد بای
!ممنون
....خوش اومدیـ
مـ... میشه توی پوشه بذارید؟
....ببخشید، برای مجله ها پوشه نمـ
!پس کیسه
!دوتا! ممنون
: ترجمان
kiakong
ai kara umareta issatsu no hon ni wa
mada kakareteinai koi to iu hitomoji
taikutsu na juugo peeji datta
tsugi wo mekuru to iki ga
tsumari oboreta
moji ni dekinai kono kanjou ni
kyou mo rifujin ni uchinomesareta
keppeki datta shiritakunakatta
kono kurushisa no shoutai toka dakedo
kizutsuitemo yomukoto wo yamenai
kirei ja irarenai
kimi wo shiru peeji
arabure otometachi
aragae otometachi
itami wo shitte yuke
shiori wa iranai
توی کتابی که از عشق متولد شده
هنوز کلمه ی عشق نوشته نشده
چرا همه میخوان درباره ی اون بدونن؟
چه چیز اون جذابه؟
نکنه تو هم میخوای درباره ی اون بدونی؟
اگه اون رو نمیدونستم، با تو آشنا نمیشدم؟
!همچین چیزی رو..... نمیخوام
پانزده صفحه ی حوصله سر بر گذشته
ولی وقتی که رفتم صفحه ی بعدی
نفسم حبس شد
نمیتونم این احساس رو با کلمات بیان کنم
ولی امروز هم من رو در بر گرفته
دختر درستی بودم، نمیخواستم درباره ی
حقیقت پشت این زجر بدونم، ولی
حتی اگر درد بکشم، از خواندن دست نمیکشم
نمیتونم پاک بمونم
توی این صفحات تو رو میشناسم
بدوید ای دختران
بجنگید ای دختران
با دونستن این درد جلو برید
به راهنمای صفحه نیازی ندارید
قسمت 3 : قوری گل قرمزی
چرا بهم نگفتید؟
.آه، بد شد
آدم بزرگ ها معمولا هر دو نقشه ی .الف و ب رو با هم اجرا میکنن
....ولی گفته بودید چاپ نمـ
.خب اگه میگفتیم دیگه نمینوشتی
.ولی راستش رو بگم، کار های تو واقع گرایانه نیست
.انگار که فانتزیه
....خب «!دیگه خیس خیسم! سریع بیا»
.همچین چیزایی
این چیه؟ توهم های یه پیرمرد باکره؟
.واقعا اینجوری نمیشه
!هوی نخند
....آخه
.فهمیدم
چرا؟
.دیگه خیس خیسم. سریع مال تو رو میخوام میلو سان
.میلو : واه هیتوتو چان تو خیلی نازی .ولی زیاد عجله نکن
.این با این راضیه
.وای دیگه نمیتونم تحمل کنم
.زیپ شلوارت رو باز میکنم
....آخه ببین چقدر سیخ
چرا چرا چرا؟
میلو : هیتوتو چان امروز نمیخوای انجامش بدی، نه؟
چرا؟
نمیفهمی؟
منظورم آنلاین نیست
میخوام که توی واقعیت
.باهات سکس کنم
نمیفهمی؟
.منظورم آنلاین نیست میخوام که توی واقعیت باهات سکس کنم
سوگاوارا سان؟
وقت داری؟
.الان باید برم باشگاه ادبیات
.شرمنده، فقط میخوام از یه چیزی مطمئن بشم
درباره ی اس ای باتسو؟
.بـ... بیا دیگه
اوه؟ چی شد؟
از کی با سوگاوارا سان اینقدر دوست شده؟
!نوریموتوی نامرد
ضبط کردی، نه؟
هه؟
.ها
پاک کردی؟
اون به کنار. الان نگرانی هات بیشتر نشد؟
هه؟
.اینجوری من رو کشوندی بیرون .حتما درباره ی ما شایعه درست میکنن
!راست میگی! ببخشید
.هه. جالبه
.همچین انتقاداتی رو هم قبول میکنی
.گفتم شاید یکم درباره ی این چیز ها نفهم تر باشی
توی راهنمایی کازوسا با بقیه ی دختر ها .یه رابطه ی بدی داشت
.من خیلی دیر فهمیدم.... کار بدی باهاش کردم
.گفتم وقتی بیام دبیرستان همه چیز درست میشه
.ولی مثل اینکه اینجوری نیست
.منم دارم سعی میکنم مراقب باشم .ولی خب، بی نقص نیستم
.سوال
اگه باید با یه کسی اون کار رو بکنی وگرنه زمین نابود میشه، کی رو انتخاب میکنی؟
!ها؟
.ها، میدونم سوالی نیست که از پسر ها میشه پرسید
.احساسات و شهوت از هم جدا ان
....پس سوالم رو عوض میکنم، اگه
صـ... صبر کن! یه چیزی باید بگم! عجیب نیست؟
عجیب؟
....دختر ها.... میخوان اون کار
اس ای باتسو بکنن.... عجیب نیست؟
.بازم چیز های عجیبی درباره ات فهمیدم نوریموتو کون
فکر میکردم آدم روون تری باشی .ولی خیلی سنتی هستی
....نه اینجوری
.فکر میکنیم
.دختر ها هم فکر میکنن
.کازوسا هم
.ها! فیلم
!لطفا
!شرمنده
.شرمنده. من سرم با باشگاه مراسم چای شلوغه
چی شده؟
باشگاه ادبیات نیست؟
.ببخشید
.من قبل از اینکه معلم باشم انسانم
درک میکنی؟
.من حق انتخاب دارم .یکی دیگه رو انتخاب کنید
هه؟ مشاور باشگاه ادبیات؟
هه؟
.این نه
.نمیدونستم تا این حد منفوریم
مشکل چیه؟
.همه ردمون کردن
.دفعه ی بعدی که دنیا میام میخوام گل بشم
.من میخوام مینا باشم
هه؟
.آسوده، بر روی خاک
سونزاکی سنپای؟
.تا این حد داغون شده
.بیشتر از همه به فکر باشگاهه
.دوشنبه درباره اش خوب حرف میزنیم
.باشه
کاری نیست که بتونم؟
....فقط مشاور نه، مثل یه لیست از حامی ها
.ولی نمیشه
.همه از ما متنفر ان
.منفوریم
وقتی که از ما متنفر باشن .کسی از ما خوشش نمیاد
....حتی ایزومی
.نمیشه
.توی ذهنم خیلی چیز ها هست
!ها! کازوسا
!خوب موقعی اومدی
.ایزومی گفت موقع ناهار میاد
کـ... کچاپ کجاست؟
....مـ... میگم، اوبا سان من
.مشکلی نیست
کازوسا تو میت لوف من رو دوست داری، نه؟
....و.. ولی
!ها! یادم اومد
.دیشب گفت میره توی اتاقش میخوره
!ولی نیاورد
شرمنده کازوسا، میتونی بری از اتاق ایزومی بیاری؟
....با اجازه
راستی اون فیلم پورنی که میدید آنلاین بود؟
!ها! یادش بخیر
همسایه ی من پوپورو
.ایزومی هنوز تنهایی این رو میبینه
چرا به کازوسا گفتی؟
.هه؟ مگه چیه؟ غریبه نیست که
....به هر حال غریبه است! واقعا که
کا.... کازوسا؟
.هم... من میرم خونه
!این رو بده اوبا سان
!فعلا
!هوی
هه؟ میری خونه؟
.ها، یه کاری داشتم یادم رفت
میت لوف چی؟
.دنیا پر از رمز و رازه
.پر از چیز هایی که خودم نمیفهمم
No comments yet. Be the first to leave one.