可愛ければ変態でも好きになってくれますか?
نخستین 181 خط.
.آنچه در هنسوکی گذشت
تحقیقات بیوقفۀ من در مورد شورت گمشدۀ سیندرلا به این نتیجه رسید که
نه سایوکی-سنپای و نه یوییکا-چان، هیچکدوم .مجرم نبودن
من کم کم داشتم ناامید میشدم تا یه عکس .بهم کورسوی امیدی داد
این دفعه، حتماً معلوم میشه که سیندرلا !واقعاً کیه
نمیدونم میتونی این قضیه رو مثل یه محقق واقعی .تمومش کنی یا نه
AliceB
"تمام وجودم داره فریاد میزنه: "عاشقتم و این عشق من تمومی نداره
من توی نگاه اول عاشقت شدم به نظرت شبیه دراماست؟
توی عشق دارم دست دست میکنم از این میترسم که زیاد از حد بهت اهمیت بدم
توی عشق بازی کردن یا دستت کردن منظورش اینه که با اینکه عاشقشه ولی به هر دلیلی میگه اینطور نیست
دنیای اسرارآمیز شروع به چرخیدن میکنه
منظورش از چرخش همون حرکت شب و روزه، یه جوریه که انگار آسمون داره به دور زمین میچرخه. یعنی زمان میگذره
من عاشقتم، آروم و مهربانانه
!میدونم که خاصه برای همین هر چه سریع تر باید بهت بگمش
اونقدر هیجانزدهام که دارم مثل چرخ دور خودم میچرخم
!قلبم داره میتپه
"تمام وجودم داره فریاد میزنه: "عاشقتم !دیگه نمیتونم جلوش رو بگیرم
میدونم باید وقتش که رسید یه قدم بردارم ولی اصلاً نمیتونم صبر کنم
"تمام وجودم داره فریاد میزنه: "عاشقتم و من نمیتونم کنترلش کنم
یواشکی برات یه چشمک کوچولو میفرستم میشه بهم توجه کنی؟
.ببخشید که منتظر موندید
سیندرلا لباس شناش رو در آورد!؟
این جمع شدن برای چیه؟
.همهمون با هم قراره بریم استخر
جان؟
،این بلیت رایگان تا پنج نفر رو میشه برد استخر .برای همین با خودم گفتم باید به شماها بگم
.ولی من لباس شنا نیاوردم
اشکال نداره. با توجه به سلیقۀ خودم، برات .یه لباس شنای نو گرفتم
...اینکه برای این اتفاق آمادگی داشتی یکم ترسناکه
ولی سایزش چطوره؟
.همین جوری الکی بهم "تشخیص دهندۀ سینه" نمیگن که
...داداشی
.تأثیرگذار بود
.تو همیشه من رو تشویق و کمک میکنی
.این رو یه هدیه به خاطر قدردانی من در نظر بگیر
.خب، باشه. حالا که که خودت اینجوری میگی. ممنون
...دخترباز
اون عکسه خیلی بهم کمک کرد تا .هویت قطعی سیندرلا رو حدس بزنم
امروز، توی این برنامۀ شنا، حتماً حتماً !پیداش میکنم
.ببخشید که منتظر موندی، کیکی-کون
.خب سایوکی-سنپای، تو زودتر از همه آماده شدی
چیز عجیب غریبی نیست! خودِ سایوکی-سنپایه؛ !ولی الآن لباس شنای معمولی پوشیده
من کلی تحقیقات انجام دادم. میدونستم که .طراحیهای ساده و شیک رو دوست داری
،فکر کنم واقعاً این لباس شنا ساده و شیک باشه
ولی به لطف سینههای خیلی بزرگت، هیچ راهی نیست ...تا بشه از نگاه سکسی و بد دوری کرد
.ببخشید که منتظر موندی
چطوره؟
.خوبه، بهت میاد
.آها
راستی چرا دفتر طراحیت دستته؟
بهترین فرصت برای اینه که بتونم .پسرای لخت رو طراحی کنم
.صحیح
.کیکی-سنپای، شرمنده که منتظر موندی
به به... خیلی بامزه است، شبیه فرشتهای .میمونی که لباس شنا پوشیده
تحریکت میکنه که بردۀ من شی؟
...نخیرم
...داداشی
.میزوها آخرین نفره
نظرت چیه...؟
نظرم چیه...؟
.هیچی... فقط عالیه
میزوها-سنپای، هیچوقت تا حالا دقت نکرده .بودم که زیر لباسات اینقدر بدنت انحنا داره
.عالی بود، نه؟ همه هم طبیعی
چرا اینقدر با غرور حرف میزنی؟
.از وقتایی که چیزای عجیب غریب میگی، متنفرم
!ببخشید! تو رو خدا ازم متنفر نباش
.خب حالا که همهمون اومدیم استخر، بیاین شنا کنیم
!کیکی-سنپای! با من بیا سوار سرسره شیم
نخیر! کیکی-کون با من میاد بریم تو همون .استخرایی که موج داره
میشه قبل از اینکه جر و بحث رو ادامه بدید .از روی من برید کنار؟ نمیتونم خودم رو کنترل کنم
.دخترا خیلی دوستت دارن ها
!اینطور نیست
فکر کنم این یعنی ما باید سر حقمون .برای بازی کردن با کیکی-کون، رقابت کنیم
فکر خوبیه. چیکار باید بکنیم؟-- وایسید ببینم، من نباید نظر بدم...؟--
!از اینا
!برنده، کوگا یوییکا
...یکی دیگه هم کشته شد
!حالا کیکی-سنپای مال منه
راستی من نباید نظر بدم؟
!سنپای--- .باشه، پس من مزاحم زوج خوشبختمون نمیشم--
!عه، میزوها
چرا اینجا نشستی؟
...کیکی-سنپای
!حقیقتش من از سرسرههای آبی میترسم
یه بار وقتی بچه بودم، خودم تنهایی سر خوردم !اومدم پایین، بعدش زخمی شدم
خب پس چه مرگت بود اومدی سوار شی!؟--
!فکر کردم بزرگ شدم و میتونم کنترلش کنم-- خب پس چه مرگت بود اومدی سوار شی!؟--
!فکر کردم بزرگ شدم و میتونم کنترلش کنم-- !سینه! سینههای نرم--
...مثل اینکه باعث شدم بازگشت داشته باشی
بازگشت چی...؟
.چقدر بزرگ بود
...خندهدار نیست که
!سایوکی-سنپای! ممههات! ممههات
پیشنویسهای مانگای شوجو چجوری پیش میره؟
.خب... میشه گفت من سر کار آدم پرتلاشی هستم
راستی اگه دوباره توی تحقیقاتم کمک کنی، ممکنه .همه چی تغییر کنه ها
.باشه، توی کمک کردن مشکلی نیست
!واقعاً؟ عالیه
حالت خوبه؟
.اِم... ممنون
.بیا. نمیخوام دیگه سر بخوری
.تو واقعاً آدم دغلکاری هستی
جان...؟
.بالأخره راحت شدم
...پس میزوها کجا رفت
به این طرف استخر آب گرم
.فکرش رو میکردم که اینجا باشی
داشتم سعی میکردم دنبالت بگردم، ولی --بقیۀ اعضای کلوب شودو نمیذاشتن برم
این دیگه چی بود، میزوها-سان!؟
فکرش رو میکردم که بهترین استفادهش .وقتی میتونه باشه که تو میای
چرا سمت برادر بدبختت نشونه میگیری!؟
تقصیر توئه که خواهر بانمکت رو وقتی که داری .با دخترای دیگه بازی میکنی، تنها میذاری
میتونم یکم بغلت کنم؟
.نمیشه
.ولی اگه با من بازی کنی، بخشوده میشی
.حتماً
میزوها!؟
حالت خوبه؟
...فکر کنم پام گرفت
میشه یکم صبر کنی؟
!نمیشه که بذارمت به حال خودت
.چی...!؟ داداشی، فوقالعاده بود
.راحته بابا. سبکی
خوبه باز. اگه میگفتی سنگینم، از این به بعد .فقط برای شام سالاد میخوردم
همچین چیزایی قبلاً هم اتفاق افتاده، نه؟
.تقریباً فراموش کردم
.خیلی کوچولو بودیم
،اون موقع اندازۀ همدیگه بودیم .ولی تو الآن خیلی بزرگتری
.تو هم توی بخشهای به خصوصی بزرگتر شدی .مثل سینهها و باسنت
.پسرۀ منحرف
...میگم داداشی، باید بهت این رو بگم
چی رو؟
!من با اینکه از پسرا خوشت بیاد مشکلی ندارم
جانم؟
.امروز صبح، اون مانگایی که مائو-چان نوشته بود خوندم
چطوری به دستت رسید!؟
توکیهارا-سنپای به عنوان تشکر از نصیحتم .سر لباس شنا، یه کپی ازش بهم داد
سایوکی-سنپای!؟
،هیچوقت تا حالا همچین چیزی ندیده بودم ...ولی واقعاً.... چجوری باید توصیفش کنم
.یه دنیا با احساسات جدید
!برگرد! دروازههای اون دنیای جدید باید بسته بمون
من راجع به اینکه پسرا رو دوست داشته باشی !علیهت پیشداوری نمیکنم
!این مانگا کاملاً ساختگیه
...واقعه، واقعه
یه واقعۀ خاص قراره اتفاق بیفته؛-- ...بیاین و از این رویداد لذت ببرید
اون صدای...؟-- یه واقعۀ خاص قراره اتفاق بیفته؛-- ...بیاین و از این رویداد لذت ببرید
یه واقعۀ خاص قراره اتفاق بیفته؛-- ...بیاین و از این رویداد لذت ببرید
.چقدر هم دردسر داره
عه؟ کوهارو-سنپای؟
!کیریو-کون
!کیریو-کون! تو رو خدا کمکم کن
کوهارو
.این اوتوری کوهارو از مدرسۀ خودمونه
.این اوتوری کوهارو از مدرسۀ خودمونه
من دارم یه کار پارهوقت انجام میدم تا مردم .رو ترغیب کنم تا توی یه رویداد خاص شرکت کنن
.باشه پس من هستم
...متأسفانه این رویداد اسمش روشه
!(مسابقۀ اعتراف عشق موئهها (دخترای کوچولو و بامزه
!گردهمایی دخترای بامزه
شرکت کنندهها سر اینکه کدوم بهتر از همه میتونه .یه اعتراف عشقی بکنه که باعث بشه قلب آدم بتپه
...اگه اینقدر دوست داری
!همۀ دخترای اینجا شرکت میکنن
چی!؟
کسی که برنده میشه حق این رو داره که به .کیکی-کون یه دستور بده، و اون هم باید اطاعت کنه
خب چطوره؟
دوباره من حق ندارم نظر بدم...؟
!خیلی خب! گردهمایی دخترای بامزه !رقابت اعتراف عشقی موئهها
!با اجرای من، اوتوری کوهارو
!رقابت به دست تک تک شما حضار عزیز داوری میشه
.دستگاههای ما میزان خوشحالی شما رو اندازه میگیرن !دختری که بالاترین امیتاز رو بیاره، برنده است
!و جایزۀ باشکوه نفر اولمون هم هست... نگاه کنید
!و جایزۀ باشکوه نفر اولمون هم هست... نگاه کنید
جایزۀ باشکوه نفر اول
!افتضاحه
!بیاین شروع کنیم! اولین شرکتکنندهمون
.اسم من توکیهارا سایوکیه
.سال سوم دبیرستان هستم و رئیس کلوب شودو
توکیهارا-سان، اعتراف عشقیت برای کیه؟
.برای یه کوهای توی کلوبم
.اون یه سال ازم کوچیکتره و خیلی بامزه است
No comments yet. Be the first to leave one.