نخستین 186 خط.
يه آمريکايي معمولي
هر ساله 55 پوند گوشت گاو مصرف ميکنه
،و بعدش تگزاس رو داريم
جايي که ميتونيم اين مقدار رو توي چند ماه مصرف کنيم
شايدم سريعتر، اگر که ...راجب گوشت سينهي دودي داريم حرف ميزنيم
با کنجکاوي، تنها قسمتي از گوشت گاو
که تگزاسيها و يهوديها روش توافق دارن
اين خيلي خوبه، مامان بزرگ
خيلي خوبه؟
تو داري بهترين گوشت سينه توي تگزاس رو تف ميکني
به همهجاي ميز
با دهن بسته بخور
يا صورتت رو اونوري بگير
،کاني، يه روزي از اين روزا بايد دستور پختت رو به من بدي
حتما، شک نکن
يکي از اين روزا - اوه، بيخيال -
نميتوني تا ابد نگهاش داري
اينقدر برات مهمه؟
مري و من يه ماه بود داشتيم با هم قرار ميذاشتيم
وقتي که منو براي شام آورد خونه
،من يه گاز از اين گوشت سينه زدم
و من ميدونستم که عاشق دختر شما شدم
خدايا، مرسي
يه جوراي مثل زيباي خفتهاست فقط بابا گوشت رو ميبوسه
يه چيزي بهت ميگم
...تو برو يه
تيکه کاغذ با مداد بيار
من برات مينويسمش
...خيلي خب، داره اتفاق ميافته
تاحالا نديده بودم اينقدر سريع بدوـه
تاحالا نديده بودم اصلا بدوـه
بفرما
خيلي خب
ممکنه اين هفته برسم
يا ميتوني سبزيجات امتحان کني
سبزيجات؟ خنده دار بود
باشه
حالا، اين فقط مختص خودته
نبايد به کس ديگهاي بگياش
من هيچوقت... من هرگز
به همين خيال باش عزيزم
تو يه انسان بدجنسي هستي
چي نوشته بود؟
ميخوام بدونم چي نوشته بود
منم همينطور - فقط غذات رو بخور -
ميشه بخونمش؟
تو يه انسان بدجنسي هستي
نيستم؟
خيلي خب، ديگه بسه راجب گوشت سينه
شما بچهها بابت پيکنيکِ کليسا فردا هيجانزده هستيد؟
نه واقعا - نميدونم -
اه، بيخيال
:"F" شماها که آگهي رو ديديد، سه تا
غذا، خوشگذروني و رفاقت
و من دارم
تيکهي بزرگي از گوشت سينهام رو ميارم
همينه
پانزده سال توي اين خانواده، و تمام اين مدت من هيچي بجز
يه داماد خوب و پشتيبان نبودم
،من هميشه با دخترت خوب رفتار ميکردم
من بهت سهتا نوهي خوشگل دادم
تنها چيزي که من در عوضاش ازت خواستم اون دستورالعمل کوفتي بود
حق با توـه
يه تيکه ديگه کاغذ بيار من برات مينويسمش
سربهسرم نذار کاني
کاغذ رو بيار قبل از اينکه نظرم عوض بشه
ميخواي دوباره اونکارو باهاش بکني، نه؟
يهجورايي مجبورم
::. Caseraw مترجـم: کسري .::
جورج، اون فقط داشت سربهسرت ميذاشت
نه، نه، اون بدجنسه
اون يه قلب سياه داره
نه نداره
چرا هميشه طرف اونو ميگيري؟
خب، اون مادرمه
همينه
مشکل همينه
تو بايد طرف منو بگيري
بخاطر يه گوشت سينه؟ - مسئله فقط گوشت سينه نيست -
اون روشيـه که از روز اول باهام برخورد ميکرده
،انگار که من يه جور بازندهام يه جايزه تسلي بخش
"تسلي بخش" - اين چي بود؟ -
جورجي، سرت تو کار خودت باشه
من چيکار کردم؟
چخبره؟
مامان و بابا دارن دعوا ميکنن
راجب چي؟
گوشت سينه
اگر که طلاق بگيرن، فکر ميکني کي
رو انتخاب ميکني باهاش زندگي کني؟
خب، مامان البته
من مامان رو ميخوام، دوباره انتخاب کن
من فکر ميکردم بابا ميومد
نه، اون کار داشت
چجور کاري؟ - نميدونم، مربيگرياي چيزي -
نميتونه بعد از پيکنيک انجامشون بده؟
نه ميسي، نميتونه - چرا نميتونه؟ -
بسه
چرا جورجي نيومده؟
اون تنبيهـه بخاطر اينکه فالگوش منو بابات وايساده بود
خب، اميدوارم درس عبرتاش رو گرفته باشه
اين بخاطر دستورالعمله؟
من شرط ميبندم اون ناراحته که تو هميشه طرف مامانبزرگ رو ميگيري
و چطور اينو ميدوني؟
جورجي بهم گفت
تو و بابا دارين از هم طلاق ميگيرين؟
البته که نه
خب، اگر که بگيري، من ميخوام با تو زندگي کنم
شلدون، هيچکي طلاق نميگيره
ولي مرسي، عزيزم
ميدوني همهي اينا تموم ميشه
اگر که فقط دستورالعمل گوشت سينهات رو بهش بدي
ميدونم
و؟
گمونم تموم قرار نيست بشه
و من فالگوش نبودم
نگرانش نباش
من نميفهمم که چرا تنبيه شدم
داري راجب چي قر ميزني؟
تو که بههرحال نميخواستي بري به پيکنيک کليسا
من دوست دارم قر برنم، توش واردم
الان برميگردم
اشکالي نداره يه قلپ از آبجوات بخورم؟
اشکالي نداره منم کلهات رو بکنم تو کودا؟
ميتونستي بگي نه
داري چيکار ميکني؟
هيچي! از اينجا برو بيرون
تو داري دنبال دستورالعمل گوشت سينهاش ميگردي
يهويي باهوش شدي؟
گفتم برو بيرون
به کسي نميگم، قسم ميخورم
خيلي خب، کمکم کن دنبالش بگردم
اوه - پيداش کردي؟ -
نه، اين مال نون تست فرانسوياشـه
تو دنبال نون تست فرانسوي نميگردي
ولي اون خوب درستاش ميکنه
ميدونستي اون اثارهي وانيل ميذاره
توي خامهي پف کردهاش؟
نميدونستم
يک چهارم قاشق
جورجي؟ - بله؟ -
!ما داريم دنبال گوشت سينه ميگرديم
چقدر بداخلاق
ما خونهايم
طبيعي رفتار کن
من طبيعيام، خودت طبيعي باش
خيلي طبيعي
اون فکر کرده من نوشتمش
چه احمقي
...شلتزر
تونيک مو - تونيک مو -
کمک ميخواي براي خوابوندن بچهها؟
نه، مرسي، من تمام روز رو داشتم ازشون مراقبت ميکردم
فکر ميکنم ميتونم کار رو تموم کنم
اه، بيخيال، اينجوري نباش
چجوري نباشم؟
بيخيال
محض اطلاعت، شلدون و ميسي برنده شدن
تو مسابقه دوـه سه پايي چونکه اون بهش گفت
يه زنبور داشت دنبالشون ميکرد و تو از دست داديش
ببخشيد، من فقط بايد يه ذره از مادرت دور ميبودم
آره، خب، تو از خانوادهات دور بودي
تا کي ميخواد اين دعوا بين شما ادامه داشته باشه؟
به اون بستگي داره
...شما جفتتون خيلي
!لجباز... کون الاقي هستيد
!ميسي
برو بخواب
تو نميدوني که منم
هي
چي ميخواي؟
اينجوري نباش
من برات يه بطري آوردم
مرسي
من هنوزم ازت خوشم نمياد
اين احساساتت رو عوض ميکنه؟
اين همونه؟
جام مقدّس
چي نظرت رو عوض کرد؟
نيومدنت به پيکنيک امروز
اين به ماري و دوقلوها صدمه زد
من نميتونم اينو توي قلبم داشته باشم
اينطوريه؟ - دقيقا -
تو چشمام نگاه کن و بگو
اين واقعا خود دستورالعملـه
جورج، چيزي که تو توي دستت داري
No comments yet. Be the first to leave one.