نخستین 200 خط.
!دارم دیوونه میشم! مصاحبه ساعت ۹ اس
چی کار کنم؟
سرم
کی جلوی خونه یکی دیگه پارک کرده؟
منظورت از خونه یکی دیگه چیه؟
!رئیس
ما قراره ساعت ۹ یه قرار داد اجاره خونه امضا کنیم
الان ساعت ۸:۲۵ دقیقهس
رئیس منو با کامیونت برسون
جای دیگه باید اجاره نامه رو امضا کنیم؟
فکر کنم بعد از اینکه تو رو بردم برای مصاحبه آماده ی اسباب کشی بشم
از اون موقع داری راجع به چی حرف میزنی؟
میخوای بدون اینکه صاحبش بفهمه اینجا زندگی کنی؟
یادت نیست؟
تو موافقت کردی که اگه استخدامت کنم بهم اتاق بدی
من گفتم؟
تازه، تو چرا با من خودمونی حرف میزنی؟
خودت گفتی لازم نیست رسمی حرف بزنم
اگه به مصاحبه نرسم و خرابش کنم
اینجا پاره وقت کار می کنم
آرزو می کنم که دیگه نبینمت
!یه نفس
حتی بعد خوردن اون بطری سوجو هم حالم خوب نیست
اگه اینو بخوری اتاق رو بهت اجاره میدم
واقعا؟
خوردم. قولتو نگه دار
باشه
فردا ساعت ۹ بیا قرار داد رو امضا کن
و از الان دیگه رسمی حرف نزن
"بهم بگو "یریم
!یریم
!یریم
یریم؟
فهمیدم پس دیگه صدام نزن
چه سوالایی تو مصاحبه میپرسن که آدمی مثل تو استرس میگیره؟
رئیس
یه دسته سبزی و میوه گذاشتی تو بخش سبزیجات و میوه
چی کار می کنی اگه همین امروز فروش نرن؟
روز بعد میتونم بفروشمشون
اگه اون روز و حتی روز بعدش فروش نرن چی؟
سوال بعدی
فکر نمی کنی بخش خوراکی های فروشگاه بورام از ورودی خیلی دوره؟
بخش خوراکی ها؟
خیلی برای بچه ها دور نیست؟
بخش خوراکی ها باید نزدیک باشه
که والدین بچه ها موقع حساب کردن یه چند تا خوراکی هم بخرن
تو فروشگاهی که با چند قدم میشه کلش رو دور زد
عوض کردن بخش ها مگه تغییری ایجاد می کنه؟
هر چیزی که هم بخواید با چند تا کلیک روی گوشی میرسه دم خونتون
ولی خب مشتری این همه راه اومده تا فروشگاه
واقعا دوست داری که این همه راه بیان برای خرید و براشون خرید پیچیده ای باشه؟
همچین سوالاتی هی پشت هم ازت پرسیده میشه
دیوونه میشی نه؟
اضطرابت رو درک می کنم
...ولی
ولی سوالای درستی هستن
!ممنون
!اوه یریم
من هر روز ازت چیزای جدید یاد میگیرم
نمیدونستم فروختن غذا و چیزای مربوط بهش اینقدر سخت میشه
در عوض رسوندنم، بهت یه چیزی یاد دادم
همون طور که انتظار میرفت تو بیشتر از یه کارمند پاره وقت لیاقت داری
پس برای مصاحبه استرس نگیر و کارمند شماره یک کمپانی غذا شو
من دیگه میرم
خانم اوه یریم؟
بله؟
خط محصولی هست که فروشگاه ما باید توسعهش بده؟
...خط... محصول
خط محصول؟
بله
!خب خب! سیب زمینی شیرین عسلی آقای پارک که تو تلویزیون دیدید
ما به یک چهارم قیمت اصلیش به شما میفروشیم
زشت ها
ببخشید؟
...سبزیجات زشت مثل
سیب زمینی شیرین زشت
کلی محصولات کشاورزی دور انداخته شده هست
که کیفیت خوبی دارن ولی ازشون استفاده نمیشه
فکر می کنم چه برای صاحب کار و همین طور مشتری ها گزینه خوبی برای خرید باشه
میتونین این محصولات کشاورزی رو بخرین و با قیمت معقولی بفروشن
این بر اساس تحصیلات دانشگاهیه؟
این مشاهدات من بود برای مدتی که تو فروشگاه کار می کردم
این نتیجه ده سال مشاهده منه
مشتری ها به بسته بندی اهمیتی نمیدن
اگه محصول قیمت معقولی داشته باشه و البته کیفیت بالا
درسته، اگه این مصاحبه رو رد شدید و بیشتر راجع به فروشگاه تحقیق کنید
داوطلب بعدی - بله من دواطلب شماره ۲۵ ام هستم -
من باور دارم که باید سرمایه گذاری زیادی روی بسته بندی مواد غذایی بشه
اینو تو یه ژورنال آمریکایی خوندم
روی فروش تاثیر بزرگی میذاره
اگه محصولی با بسته بندی کیفیت بالا برای سطح متوسط جامعه درست کنیم
که تو سوپرمارکت های محلی موجود نباشن
...پس من دیگه میرم
که تحقیقات بیشتری توی فروشگاه انجام بدم
یونگمین، این رامن معرکهس
تو جونمو نجات دادی
هو رانگ جونتو نجات داد نه من
هورانگ جلوی فروشگاه پیدات کرد، از حال رفته بودی
هر چقدر بهش فکر می کنم بیشتر میره رو مخم
گوشت رو ول کردیم که دنبال تو بگردیم
چرا هر وقت مست می کنی رو زمین میخوابی؟
به طرز عجیبی هر وقت مست می کنم جلوی فروشگاه خوابم میبره
برای منم سخته
اگه رامن خوردنت تموم شد ما جلسه صبحمون رو شروع کنیم
سانگوو کجاست؟
اون رفت فروشگاه جینسونگ کار کنه
وسایل فردا میرسن، دست تنهاییم برای همین تو دردسر میفتیم
جو یی جون
تا کی میخوای مجبورش کنی مامور مخفی باشه؟
واقعا بهم برخورد
من این کارو کردم چون تو داشتی همه کار ها رو میکردی
من میخوام یه کار درست و درمون راه بندازم ولی جایی نیست که چیزی یاد بگیرم
!برای همینه که اون رفت
برای سانگوو هم ناراحتم
چرا اینقدر احساس فشار میکنی؟
هی شین ته هو، میشه غذا خوردنت رو تموم کنی؟
توی "غذا قدرته" پارتی نداشتی؟
تو راجع به سیب زمینی شیرین فهمیدی خب بازم ازشون اطلاعات بگیر
...راجع به کدوم پارتی حرف میزنی؟ جدی
...اوه، گوساری
محصولات این هفته گوساری ان؟
تواناییت برای نفهمیدن واقعا تکه
قبول دارمت واقعا
راجع به شرکت گوساری حرف میزنی، نه غذا، درسته؟
هی، رئیس گوساری یون مین سوعه
چی؟ - سیب زمینیای شیرین بهترین محصول برای طعمه بودن -
ما برای باز کردن دوباره فروشگاه هم طعمه لازم داریم
با این که اخلاقش ریده ولی تو برو رئیس یون رو ببین
یونگمین
برنج بیشتر لطفاً
خودت چی پس؟
یه جوری حرف میزنی انگار به تو ربطی نداره؟
موندم مکنه ما غذا میخوره یا نه
برنج یه کم سرده
!ببخشید
بله؟
من؟
...شما
عضو گروه پسران تندر نبودین؟
بله، من یکی از پسران تندر بودم
ببخشید؟
این آخر هفته اسباب کشی میکنم
باشه
کی باید کارم رو شروع کنم؟
نتیجه مصاحبه به همین زودی اومده؟
اونها ردت کردن؟
نه، من شرکت رو رد کردم
فروشگاه بورام مصاحبه منو قبول کرد
چی؟
من هنوز جوونم
حتی اگه برای یه روز هم باشه میخوام جایی کار کنم که دوستش دارم
و اونم فروشگاه ماست؟
آره، پس لطفا از این به بعد احتیاط کن
درباره خونه سر کار حرف نزن
بیا زندگی کاری و شخصیمون رو از هم جدا نگهداریم
حتما
...اگه بچه ها بفهمن ما با هم زندگی میکنیم
کیا با هم زندگی میکنن؟
شاید بعضیا براشون سوتفاهم پیش بیاد
باشه
و من میتونم از فردا کارم رو شروع کنم
اما من نمیتونم روز بازگشایی کار کنم
به خاطر کنسرت چینگرلز
اولین باره میان محله ما
باید بگم نه. شرمنده ام، ولی وانمود میکنم که همچین چیزی نشنیدم
فردا میبینمت
اوه، به محض اینکه قرارداد رو نهایی کردیم عوض شد
فروشگاه بسته اس؟
...قطعا باز نیست
چرا؟ چیزی نیاز داری؟
برای کسی میبری؟
این شام منه
...یه بچه
برای شام نباید رامن بخوره
تو هنوز تو سن رشدی
جغله خوب مزه ی رامن رو میشناسه
یکم برنج باهاش بخور
من پول ندارم
این هدیه من به تو عه
من اینجا رئیسم
من گدا نیستم
من 30 تا شاگرد اندازه تو دارم
فقط فکر کن معلمت اینو بهت داده و قبولش کن
بچه ها هم میتونن پررو باشن
جغله رو ببین چقدر سفت و سخت رفتار میکنه
چی؟ تو پول میخوای؟
واو هیچ وقت تصور نمیکردم بهش برنج بدی
من وقتی حرف بچه مدرسه ای ها میشه حرفه ای میشم
مطمئنا
پس، یه ایده درباره مشتری های بچمون بده
یه ایده؟
خوراکی ها خیلی دورن
چی؟
خیلی از اینجا دورن
فکر نمیکنی خوراکی های فروشگاه بورام خیلی از در ورودی دور هستن؟
خیلی دور نیست برای اینکه بچه ها برن سمتش؟
واسه اولین بار با حرفت مور مورم شد
...مگه من
کاری کردم؟
...شما
No comments yet. Be the first to leave one.