نخستین 200 خط.
کسانی که وارد خانه اسرار سلطنت میشن بدون راز میرن بیرون
حسن صباح به مراکش تبعید شد
ولی دانش، جسارت و شانس
نجاتش دادن
او به ناخدای قایق دستور داد به عکا بره
و از عکا به اصفهان برگشت
تا برای بازگشت امام غایب دعوت خودشو تجدید کنه
یعنی امام نزار
دوباره اومدیم اصفهان، حسن؟ باید نظام الملک رو ببینم
دولتی که دشمن ما و مکتب ماست، حسن
هیچ مکتبی درکار نیست
انکار میکنم
و بخاطر دعوت
برگشت تا دوباره عهد و پیمان با دوستاش رو تجدید کنه
عهد بین او و نظام الملک و عمرخیام
چه تضمینی هست که نظام الملک ازت استقبال خوبی بکنه؟
عهد بینمون ممکنه انکارش کنه
یا شاید فراموش کرده باشه
طبیعتش این نیست
در واقع
نظام الملک به عهد خود وفا کرد
...و حسن رو تو قصر
به سمت مسئول جمع بندی مکاتبات محرمانه منصوب کرد
ازم میخوای که حضور دو نفر رو تو این سمت در دربار سلطنت بپذیرم
یکیشون مکتب فکریش فرق داره میخوای اسرار دولتی رو بهش بسپاری
و یکی پولش رو خرج اون یکی میکنه
حسن دستش رو بر خطرناکترین جای کشور سلجوقی گذاشت
اینجا پیداش میکنی
و هرچی که به ذهنت میرسه، حسن
او شروع به افشای نامهها، مکاتبات و اطلاعات مربوط به دولت کرد
از خلیفه عباسی، خلیفه مسلمین
به ملکشاه
من برای هشدار به شما در مورد خطر قریب الوقوع مینویسم
تا اینکه فرصت بزرگی پیدا کرد
که ارزش ریسک کردن رو داشت
"حشاشین"
قسمت پنجم "خلیفه عباسی"
از تجربه دیروز چی یاد گرفتی؟
راستی
منم مثل تو تجربه تاریکی و تنهایی رو پشت سر گذاشتم
ولی داخل چاه بود
و حسن صباح ازش بیرون اومد
چی یاد گرفتی حسین؟
یاد گرفتم که
هرگز نمیبخشمت
داریم تمرین میکنیم، یحیی
یحیی
تیفور، بیا
از فردا، شما سه نفر به ارتش سلطاننشین ملحق میشین
این آخرین روز تمرینتون بود
بلندشو، بازنده
!مراقب شوالیه باش
!سلیمان شوالیه شده
سقوط دولت سلجوقی آغاز میشه برادر ابراهیم
چیزی میخوای بگی؟
چی شده، سلیمان؟
...منظورم اینه که داشتم در مورد
تیفور حرف میزدم
... :: ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس :: ...
سرورم، سلطان
میتونی مکاتبات کشورمون رو به گونهای خلاصه کنی که هزاران صفحه نشه؟
کمتر از یه پوشه کوچیک
چطور؟ با اختصار، سرور من
اختصار با جایگزینی حروف با اعداد
دو نیاز مهم رو برآورده میکنه
اولین مورد رازداریست
چون تعداد کمی این شیوهی نوشتن رو بلدن
دوم اینکه حجم مکاتبات رو کاهش میده
تصور کن، سرور من
گلایههای مردم و درخواستهای فرمانده لشکرها
اخبار ادارات و گزارشات در مورد دشمنان
همه در صفحات بسیار کمی خلاصه میشه
به یه مثال نیاز دارم
ف و ل یعنی فرمانده لشکرها
اگه حروف رو با اعداد جایگزین کنیم
این به معنای دستورات فرمانده ارتش
و همینطور در همه موارد، سرورم
عالیه، حسن
چه مدت میشه یه تقویم سالانه برای همه امور کشوری تهیه کرد؟
کمتر از یه سال نمیشه، سرورم
یه ماه
تفاوت بزرگ، تو برآورد زمانی چیه؟
قبلاً بهتون گفتم، سرورم
حسن ذهنیت پیچیدهای داره
منتظرم حسن
سرورم
« ارائه شده توسط وبسایت گلچـین دانلـود »
چیکار میکنی، حسن
اولین جایی که تحت نظر قرار میگیرم قطعا خونهی منه
مطمئنا، خونهام پر از سوراخ و جاسوسه
و یقیناً همسایههام مردان نظام الملک هستن
پس تماشای کسانی که منو زیر نظر دارن، شرم آور نیست
...آیا نظام الملک
فقط از طریق همسایهها تو رو زیر نظر دارن؟
البته که نه
این فقط یکی از هزاران احتماله
به محض اینکه ازخونه میرم بیرون
تحت نظر دائمیام
چه باید کرد؟
صداقت
همه حرکاتم باید درست باشه
از خونه
به دیوان
به مسجد
به دربار سلطان
به خونه
منو تحت تاثیر قرار دادی
و سلطان هم تحت تأثیر قرار دادی
پس خدا رو شکر
پس میدونه که دوستت رو بیدلیل نیاوردی
و کسی رو آوردی که واقعاً میتونه مفید باشه
درسته
درسته
ولی نمیخوام جز در محدودترین حد بعد از این تو دربار سلطان باشی، حسن
یعنی دیگه حضور نداشته باش
مگه اینکه واقعا مهم باشه
...از کجا بفهمم مهمه یا میدونم
منم که تو رو میشناسم و بهت خبر میدم، حسن
باشه
...ولی ظاهرا بعد از این دیدار
همدیگه رو میبینیم
بدون اجازه من حق ورود به دربار سلطان رو نداری، حسن
حسن صباح خلاف جریان جرکت میکنه
چهره سرورم مثل همیشه شاد نیست
مقتدی، مطیع امرخدا
مولا خلیفه مسلمین؟
چی شده؟ خلافت بر کی؟
خلافتش بیمعناست
نه، سرورم
مشروعیت شما
و حقانیت پدرتون آلب ارسلان و پیش از اون طغرل
همه از وفاداری ما به او سرچشمه میگیره
چرا؟
من سلطان ملکشاه هستم
سلطانی بر سر سرزمینهای مسلمین، از اورشلیم تا هند
باید دستوراتش رو برای من بفرسته؟
تو قصرش نشسته و جز خوردن و آشامیدن و خوشگذرونی با کنیزان کار دیگهای نمیکنه
ماییم که میجنگیم
و جان برکف سرزمینها رو فتح میکنیم
و بعد، دستوراتش رو برای من میفرسته؟
تو یه لحظه میتونم جایگاهش رو ازش بگیرم
هیچی مانع من نیست چی مانع شما میشه، سرورم؟
دین شما
اخلاق شما
و قدردانی شما نظام الملک بیشتر عصبانیم نکن
اگه راه حل بندهی خود نظام الملک رو بشنوید خشم سرورم فروکش میکنه
این موضوع فقط یه راه حل داره، سرورم
بیعت سلطان ترک با خلیفه عباسی
...راه حلش
یه ازدواج صورت بگیره
بین سرورم سلطان
و خلیفه عباسی
...یعنی
ازدواج دختر سرورم سلطان ملکشاه
با خلیفه عباسی
...و به این ترتیب
پسر سرورم با مادر و زبان و هویت و شور ترکی
بیست و نهمین خلیفه عباسی میشه
حضور خلیفه عباسی ترک
دوران جدیدی رو رقم خواهد زد
«محل زندگی غزالی»
پرسشهایی هستن که کیهان رو تغییر شکل میدن
سلام، بچهها
کسی سوالی داره؟
بپرسید
چطور ممکنه باطنیها اشتباه میکنن
ولی بعنوان یه مکتب فکری شوم گسترش یافتن؟
حتی شیطان هم پیروان زیادی داره
ولی اونا شیطان نیستن
اونا مثل دانشمندان و فقرا و زاهدان لباس میپوشن
آیا همه اشکال شیطان رو میشناسین؟
...میتونه در قالبِ
یه زاهد، یه دانشمند یه فقیر یا هر کسی ظاهر بشه
"با خدای خودم عهد بستم"
آموزههای خدا رو بشناسید
"با خدای خودم عهد بستم"
"شناخت همه پیامبران و پیروانش "
بعضیهاشون آرزوی شهرت دارن
...و شهرت معروف "راز درونی، بیرونی و افکارم"
اون خودشو از باطنیها میدونه "و مال و ثروت و هرچه که دارم"
وعدههای خیره کننده میده
بهتون میگه امام هستین
حجت و برگزیدهای
و نوع سومی هم هست که در شرایط سختی قرار داره
پول و ثروت میخواد و آرزوی خودشو در باطنیها پیدا میکنه
چون میدونه چه زمانی بهشون ملحق میشه
"من روح، ذهن و نفسم رو به تو میدم" اونا درِ ثروت رو به روی تو باز میکنن
نیمی از دانش رو دارن و این خطرناکترین در بین اوناست
نیمی دانش دارن
و چیزی بنام نیمه دانش وجود نداره "...باطنی، ظاهری و افکارم"
نیمه دیگه جهلـه "...مال و ثروت و هرچه دارم"
کسیه که اولین قدمها رو در دانش برمیداره
بعد نیمه راه خسته و تنبل میشه
و بیحوصله "تو فقط برای ما فرستاده شدی"
تصمیم میگیره وارد گروه باطنیها بشه تا زودتر به هدفش برسه
بخاطر آنچه که آموخته
او هرگز برای کسب علم چیزی یاد نگرفته
این کار رو کرده تا در بین مردم برجسته باشه
و در واقع خواستههاش رو در باطنیها پیدا میکنه
چون پر از افسانه و خرافهست
No comments yet. Be the first to leave one.