نخستین 200 خط.
من براتون امروز یه خبر خوب دارم
دوست عزیزم و هماتاقی قبلیام امروز اینجاست
از مرکز فضایی جانسون
در هیوستن تا با ما دربارهی برنامهی فضایی مون صحبت بکنه
و آره، میدونم به چی فکر میکنید
این آدما هماتاقی بودن
چطوری یکیشون میره
یه دانشمند پرزرق و برق ناسا میشه
و اونیکی علوم پایه درس میده
توی یه دبیرستان عمومی
بله، شلدون
من داشتم بهش فکر میکردم
ممنونم
خیلی خب، اه، بیاید یه خوشآمدگویی گرم بکنیم از
دوست خوبم، دکتر رانولد هاجز
سلام، بچهها، سلام
خوشحالم که اینجام، و هوبرت جواب اون
سؤالت اینه که، یکی از هماتاقیها در حال درس خوندن بوده
درحالی که اونیکی میرفته دنبال دختر بازی
آره
محض اطلاعتون، همهشون بالای 18 سال سن داشتن
...آره، خب
حالا، چیزی که من فکر میکردم جالب خواهد بود امروز راجبش حرف بزنیم
اینه که ناسا میخواد فرای شاتل فضایی چهکار بکنه
چیزهایی مثل اولین مأموریتهای سرنشین دار به مریخ
آه، بله
شما فیلم "آدم فضاییها" رو دیدید؟
بله
فکر کردید باحال بود؟
البته، ازش لذت بردم
منم همینطور
بازیکن فوتبال، درسته؟
بله، قربان
بله
حالا، البته، قبل از اینکه
بتونیم شروع به اکتشاف منظومه شمسی بکنیم
ما یکسری مشکلات کوچیک داریم که باید اونارو رفع کنیم
که یکی از اونا اینه که، هر دفعه
ما موشک پرتاب میکنیم، برای مالیات دهندگان آمریکایی
صدها میلیون دلار آمریکا هزینه داره
اوه، نه، نه، نه، نه
بله - اگر که میخواید در هزینه صرفهجویی کنید -
چرا شما موشکهای شتاب دهنده رو فرود نمیارید؟
بجای اینکه بذارید اونا بیافتند توی اقیانوس
،این ایدهی با مزّهایه، ولی از لحاظ تکنیکی غیر ممکنه
چرا؟
خب، توضیحش سخته
محاسباتش خیلی پیچیدهاست
شاید من بتونم بهتون با اونا کمک کنم
خب
مطمئنم میتونی
مطمئنم که میتونی
یه چیزی بهت میگم بیا این یه برچسب ناسا
چرا به مامانت نمیگی که اونو به کیفت بدوزه؟ حالا
چه کسی اینجا میخواد بدونه که فضانوردها چطوری دستشویی میکنن؟
من، من میخوام - درسته، ببین -
حالا، در حین پرتاب موشک، تمام فضانوردها
پوشک میپوشند
مردم اغلب براشون سؤال میشه که چرا من
تصمیم گرفتم کارم رو پیرامون فیزیکهای تئوری بذارم
من معمولا بهشون میگم که
من میخوام که اصرار کهکشان رو کشف بکنم
آره، شاید موقعی که
"کاپیتان کیرت گفت "بدجوری رفتن
منظورش یکی از اون کارا بوده، هان؟
ولی جواب واقعی این بود که
من میخواستم به این احمق ثابت کنم اشتباه میکنه
آره، درسته، منو درخشان کن، توالت
::. Caseraw مترجـم: کسري .::
خب من امروز رفتم پیش یه وکیل
چرا؟
من امروز آخرین خواسته و وصیتنامهام رو سر هم کردم
ما دلمون برات تنگ میشه
جورجی
نگران نباش، من هیچی برای اون نمیذارم
داری میمیری؟
ما همهمون داریم میمیریم، عزیزم
از ثانیهای که زاده میشیم
فقط یه سفر کوتاه تا تاریکیه
مگر اینکه یه خونآشام گازت بگیره
خب، اینو دیگه همه میدونن
من نمیخوام بمیرم، من فقط
یه پسر تاحالا بوسیدم
چی؟
آروم باش، خیلی وقت پیش بود
آروم شدی؟
شلی، تو
به غذات دست نزدی
حالت خوبه؟
آره، فقط داشتم فکر میکردم
راجب چی، عزیزم؟
نسبت طول به عرض یه موشکی که قابلیت استفادهی دوباره داشته باشه
من فقط داشتم
دقیقا به همین فکر میکردم
واقعا؟
وای، عزیزم، عاشقتم
دیروقته، چرا بیداری
من داشتم روی محاسبات هذلولی کار میکردم
برای بازگشت یه موشک
کمک میخوای؟
چی؟
شوخی میکنم، حالا، چراغا رو خاموش کن و بگیر بخواب
...ولی - حالا -
پدر، میشه یه کامپیوتر بخریم؟
تو مالیات منو انجام میدی خودت چی فکر میکنی؟
بیخیال
شببهخیر
مامانبزرگ؟
آقای خوشگلم، چطوری میتونم بهت کمک کنم؟
وقتی که مردی چقدر پول میخوای برام به ارث بذاری؟
از صحبت کردن باهات خوشحال شدم
مامانبزرگ؟
میخوای یه بار دیگه امتحان کنی؟
من میخوام یه کامپیوتر جدید بخرم
تا که بتونم معادلهی نِیویر-استوکس رو انجام بدم
آهان، یه کامپیوتر چتده؟
اپل یدونه خوبش رو به قیمت 2000$ داره
ولی اونی که من میخوام سه میلیون پولشـه
بذار ببینم تو خزانه چقدر دارم
...نُه دلار و
اینو ببین... یه پسو
گرمه
سلام، بانک ملّی اول؟
من میخوام با یه افسر وام صحبت بکنم
راجب گرونامهی دوم روی خانهام
اسم من شلدون لی کوپر هست
البته، من منتظر میمونم
من از آهنگ انتظار متنفرم
سلام
بله، شما میتونید به من کمک کنید دوروثی فلیتزپاتریک
من مایل یه گرونامه دوم روی خانهام بذارم
من نه سالمه، چرا میپرسی؟
به این میگن تبعیض سنّی، دوروثی
ولی من اونو نادیده میگیرم
،من خوشحالم که بنظرت من با نمک هستم ولی من کاملا جدیام
من پول میخوام تا یه کامپیوتر جدید بخرم
نه، خانه به اسم من نیست
من نه سالمه، قبلا اینارو تعیین کرده بودیم
من مالیاتهارو برای والدینم آماده میکنم
و اگر که یکمی ولخرجیهامون رو کم کنیم
ما به قادر به پرداخت وام خواهیم بود
شلدون، داری با کی حرف میزنی؟
دوروثی فلیتزپاتریک
دوروثی فلیتزپاتریک دیگه کیه؟
اون یه دوست جدید از مدرسهاست شلدون؟
اون یه افسر وامـه توی اولین بانک ملّی مدفورد
چرا داری با اون حرف میزنی؟
مامان، میشه بذاری بعدا؟
من دارم سعی میکنم سر شرایط مناسب مذاکره کنم
سلام. دوروثی؟
هی، چرا تو کلاس ریاضی نبودی؟
اون یارو که از ناسا اومده بود باهام مثل یه بچه رفتار کرد
میخوام بهش ثابت کنم اشتباه کرده
خب تو یه بچه هستی
حواست به حرفزدنت باشه، دوست من
خانم اینگرام ناراحت بود که من سر کلاس نبودم؟
راستشو بخوای، اون خوشحال بود
اون حتی یه رقص کوچیک هم انجام داد
کسی رو میشناسی مودم داشته باشه؟
من فکر میکنم خانهی رادیو یکی داشته باشه
من میخوام که به نسبت فشار بر وزن دسترسی پیدا کنم
که توی مرکز فضایی جانسون هست FTP از سرور
بعدش چی؟
بعدش به اون یاروـه که از ناسا اومده بود کارمو نشون میدم
و بخندم در حالی که اون داره التماس بخشش میکنه
میدونی، بعضی وقتا تو شبیه ابر شرورها هستی
!ساکت
این تأثیرش بیشتر میشه بعد از اینکه
صدات عوض بشه
ساکت
مامان، میتونی منو ببری به خانهی رادیو؟
امروز نه، عزیزم
من باید برم خوراکی بخرم و بعدش شام آماده بکنم
ولی خیلی مهمه
ببخشید، شاید آخرهفته
ولی زیاد وقت نمیبره
شلدون، گفتم نه
...ولی مامان - یک کلمهی دیگه نشنوم -
چیه؟
نمیشه من خوشحال باشم؟
!مامان، خواهش میکنم
شلدون لی، گفتم نه
من هنوزم خوشحالم
!خواهش میکنم، مامان! داری بدجنسی میکنی
نه - ولی من واقعا به اون -
نسبتهای فشار بر وزن احتیاج دارم
مگه نمیبینی دارم غذا درست میکنم؟
خب، منو بعد از شام ببر
کافیه! من تورو امشب هیچجایی نمیبرم
،من بهش افتخار نمیکنم
ولی وقتی که بچه بودم ...من بعضی وقتا
کنترل اعصابم رو از دست میدادم
!پنیر و بیسکوییت
ببخشید که شما اینو شنیدید
خیلی خب، من بلاخره اونو آروم کردم
چطوری اینکارو کردی؟
راحت بود، بغلش کردم و شربت سینه بهش دادم
!مامان
اینجوری نیست که اون میخواد ماشینآلات سنگین رو کنترل کنه
ما نمیتونیم بذاریم اینطوری رفتار کنه
No comments yet. Be the first to leave one.