Xena: Warrior Princess

Xena: Warrior Princess

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Xena : Warrior Princess - 1x20 - Ties That Bind
ناشر highbury
ترجمه توسط داوود IMDb-Dl

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2013-11-23
تعداد دانلود: 35
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

..."برده‌هایی در "لوچیا

.خیلی خوبه

می‌بینیم که بعضی .از شماها بیشتر از بقیه همکاری کردید

.ببندینشون

.بعدا خوش می‌گذرونم

!برو تو

از نتیجه کارت لذت می‌بری ژنرال "کریلس"؟

."اریس"

زمان بدی اومدم؟

بهترین دوستانم همیشه .با روی خوش در این اردوگاه استقبال میشند

."درود بر تو "اریس

.باید بگم که کارت رو خیلی خوب انجام دادی

...تنها در هفت ماه این افراد

.دزد و قاتل رو به یک ارتش جنگجو تبدیل کردی

تنها برای خدمت .به سرورم زندگی می‌کنم

.من هم سپاسگذارم

.اما مشکلی هست

مشکل؟

وقتش رسیده که بری .برات یه جایگزین پیدا کردم

جایگزین من؟

.متوجه نمیشم

کجا ناامیدت کردم؟ تا حالا فداکاری نکردم؟

آره، آره، توی .فداکاری که بینظیر بودی

.نه، مشکل این نیست ...بیشتر مشکل در مورد

...بلندپروازیه

.شوقی آتشین در چشمها

.رک بگم، تو همچین چیزی نداری

...اما کسی رو می‌شناسم که داره

.کسی که برای سروری متولد شده

.هیچ مردی بهتر از این نمی‌تونه این ارتش رو رهبری کنه

...شاید

اما گاهی اوقات بهترین ...فرد برای انجام کاری

.یک زنه

این اون فریادهای .کمکی که از دخترها شنیدیم رو توضیح میده

.می‌خوان اونا رو به عنوان برده بفروشند

.نه، این کار رو نمی‌کنند

اونجا باید بیست ."مرد باشه "زینا

.نگفتم که کار آسونیه

داره چی کار می‌کنه؟

...نمی‌دونم

.اما داره خودشو به کشتن میده

.برای دخترها اومدم

...اگر می‌خواید زنده بمونید

!از سر راهم برید کنار

زخمی شدی. بیا از اینجا .بریم قبل از اینکه بقیه بفهمند که چه اتفاقی افتاده

.مراقب باش

.بیا اینجا و بشین

سعی داشتی خودتو به کشتن بدی یا فقط تازه‌کاری؟

قبل از اینکه تو .به دنیا بیای من یک جنگجو بودم

اگر دخالت نکرده .بودی اون دخترها تا حالا آزاد شده بودند

اگر دخالت نکرده بودم .حالا باید گور تو رو می‌کندم

حالش خوبه؟

تو رو می‌شناسم؟ - .باید بشناسی -

.من پدرتم

IMDb-Dl proudly Presents

Translated by : highbury

...در زمان خدایان باستان

...جنگ‌سالاران

...و پادشاهان

...سرزمینی درمانده قهرمانی را در خود پروارنده بود

...اون قهرمان "زینا" بود

یک شاهزاده خانم که در ...میدان جنگ به جلو می‌رفت

...قدرت

...تعصب

...خطر

.شجاعت او دنیا را عوض خواهد کرد

ببخشید. امکان دوباره تکرار کنی؟

فکر کردم که گفتی .که پدر "زینا" هستی

.هستم. اسمم "اتریس" ــه

.هر چیزی رو که میشنوی باور نکن

به احتمال زیاد .سرت به یه جایی خورده

زینا" دلم برات تنگ شده بود" !نگاش کن

یعنی میگی که منو نشناختی؟

نمی‌دونم که کی هستی .اما پدرم دخترهای برده رو نجات نمی‌داد

.به تنها چیزی که اهمیت می‌داد خودش بود

.پشتت رو به من نکن

از بازوت بهتر استفاده .کن که شاید از دستش ندی

اون پدرته؟ - .به من فرصت بده -

.هی، پسرا

می‌خواین بازی کنید؟

اومدیم که آزادتون کنیم .حالا، ساکت باشید، پشت‌سره بایستید

.خیلی زود بیرون میارمتون

.زود باشید. عجله کنید .برید سمت راست

!هی! صبر کن، صبر کن! اینجا وایستا

دختری که شما رو بیرون اورد کجاست؟ - ."رفت دنبال "ریا -

ازتون می‌خوام که به طرف .جنگل برید و اونجا منتظر من باشید. برید

!صبر کن! یه لحظه صبر کن

.باید از یک راه دیگه می‌رفتیم

یه جای دیگه می‌رفتیم؟

.بیا بریم

.زود باش

لوچیا" به اندازه" .یک روز پیاده‌روی از اینجا فاصله داره

دخترها رو برمی‌گردونیم .و بعد به حساب "کریلس" می‌رسیم

.با من بیا

می‌دونم کجا .باید یک اسب دوم بگیریم

.باعث آسون شدن سفر میشه - .نه ممنون -

چه اشکالی داره "زینا"؟ چطوری می‌تونم ازت ببرم؟

تو ازم بردی. به .دوستام کمک کردی و من به خاطرش ممنونم

.از دیدنت خوشحال شدم

همینطوری می‌خوای بذاری بری؟

چرا نباید برم؟

...چونکه من - .نه نیستی -

.زود باشید

.باشه

.راه بیافتید

.زینا" به طرف "لوچیا" میره"

.از جنگل برای پوشش استفاده می‌کنه

هر چقدر که نیرو ...نیاز داری با خودت ببر اما می‌خوام

.جلوش رو بگیری

خوب پیش نمیره، مگه نه؟

.متوجه شدم که ازت دزدی شده

.باعث خجالته

.تموم اون دخترهای خوشگل

.همه چیز تحت کنترل منه .زنا" نمی‌تونه فرار کنه"

...البته که نمی‌تونه .اینکه هیچوقت جز نقشه‌اش نبوده

اون اینجاست تا .دستوراتی به بده ژنرال

من هیچوقت از .زینا" دستور نمی‌گیرم"

.مجبور نخواهی بود

.می‌میری

."شلیک خوبی بود "تارکوس

.می‌دونم

یک دقیقه قبل ...داشت با خوشحالی پرواز می‌کرد

.و به دنیا اهمیتی نمی‌داد

...دقیقه بعد

!له شد و مرد

!عاشق کارمم

...خوشحالم چون

.برات یه کار دارم

باید کسی رو بکشم؟

...آره... باید بکشی

."زینا"

چرا نمیری یکم استراحت بکنی؟

زمان زیادی تا .دوباره حرکت کردن نمونده

متاسفم که .اونجا تو رو توی خطر انداختم

.نیازی به عذرخواهی نیست

."من "گابریلم

."ریا"

شرط می‌بندم .که نمی‌تونی برای برگشتن به "لوچیا" صبر کنی

.فکر نکنم که بخوان من برگردم

به خاطر "کریلس"؟

.نمی‌تونم این شرمندگی رو درک کنی

ریا" مهم نیست" .که چه اتفاقی افتاده، تقصیر تو نبوده

.تو درک نمی‌کنی

"وقتی که افراد "کریلس ...به دهکده ما اومدند به دنبال زنها می‌گشتند

.مجبور نبودند که منو بدزدند

.من داوطلب شدم

تقریبا آماده‌اند؟

.آره

.موندم که "اتریس" کجا رفت

.نمی‌دونم

باید سخت باشه .که بدون پدر بزرگ بشی

پدرم وقتی که من .کوچک بودم ما رو ترک کرد

تا حالا اونو ندیدم .و مشکلی باهاش نداشتم

چیزی هست که در مورد اون به خاطر بیاری؟

.خب، یه چیزی بود

وقتی که خیلی بچه بودم ...توی یک زمین ایستاده بودم

و پدرمو نگاه می‌کردم .که سوار اسبش بود

و نزدیکتر شد و منم .محکم ایستاده بودم و هیچ حرکتی نمی‌کردم

بعد اون منو از روی زمین .برداشت و باهم رفتیم

.به نظر هیجان‌انگیز بوده - .آره بود -

فکر می‌کردم که .بزرگترین مرد روی زمینه

!برید دنبالش

!"اتریس"

!"برگرد اینجا "اتریس

.برگرد و مثل یک مرد بجنگ

!برگرد اینجا، دزد اسب

باشه، برای اسبم .باهات می‌جنگم

!تو می‌میری

دزد... این چیزی .که به خاطر دزدیدن اسبها می‌گیری

.ممنون. تو واقعا به من کمک کردی

.نزدیک بود خودتو به کشتن بدی

.به یه اسب دیگه نیاز داشتیم - پس دزدیدش؟ -

...نه

مدتی پیش یه شرط .برده بودم و صاحب اسطبل به من بدهکار بود

پس ناراحت نمیشی .که ببینم داستانت درسته یا نه

.درست مثل مادرت

چرا نمی‌تونی بهم اعتماد کنی؟

یادت میاد وقتی ...که دختر کوچولویی بودی

چطوری از روی زمین برداشتمت و گذاشتمت روی زین پشت خودم؟

اون موقع تو با ..."تموم زندگیت به من اعتماد کردی. "زینا

.من همون مرد هستم

.دردسر بیشتر نمی‌خوایم

.پس به یک سوال جواب بده

اون مردی که تعقیب می‌کردی رئیست یه اسب بهش بدهکار بود؟

به تو چه ربطی داره؟ - .آره یا نه -

...باشه چی میشه که بهش بدهکار بوده باشیم؟

.ممنون

کجا رفته بودی؟

.در مورد یه اسب با یکی صحبت می‌کردم

دزدیدتش، مگه نه؟

.نه

پدرته؟

تنها چیزی که می‌دونم .اینه که در مورد اسب دروغ نگفته

.جلوتر از بقیه جدا میشم

کسی در "لوچیا" نگرانت نیست؟

...خواهر کوچکترم

.آریلزا" هست"

می‌خوای پیداش کنی و بهش بگی که چاره دیگه‌ای نداشتی؟

.نباید احساس بدی داشته باشه

افراد "کریلس" دنبال اون بودند اما تو جای اون گرفتی، مگه نه؟

More Farsi Persian subtitles for Xena: Warrior Princess

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left