نخستین 200 خط.
تقدیم به تمام پارسی زبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
اون مردی که شب مرگ پدر بالای صخره دیدی
اسمش اوتوئه. مامان بوده که اونو اون بالا فرستاده.
اون پدر رو از صخره پرت کرد پایین
فکر میکنی مامان با این اوتو رابطه داشته؟
فکر میکنم اونقدر بهش اعتماد داشته که ازش کمک بخواد
میدونی، یه چیز دیگه هم اوتو بهم گفت... گفت یه سری آدمای دولتی
داشتن خانواده مون رو اذیت میکردن
یه شماره تلفن هم پیدا کردم
تو جلد یکی از دفترچه هاش که مخفی شده بود
دادم یکی چک کنه. مال یه دانشمند بوده
- ارتباطش با پدر چی بود؟ - نمیدونم
خب، شاید من بتونم یه چیزی دربیارم
فکر نمیکردم بگی ولش کن
خب، تو که ول نمیکنی، مگه نه؟
آره، اینجا آنتن نمیده
اوه نه جِی! چطور زنده میمونی؟
بیخیال. فکر کنم دیگه باید برگردیم
فکر کنم باید دقیقاً برعکسشو انجام بدیم
چی؟ چِته؟ داره تموم میشه؟
- نه نه، حالم خوبه - بده ببینم
مامان و بابا بهم گفتن مواظبت باشم
- جِی، بسه - فقط بذار ببینم
- بذار ببینمش. یالا - جِی، گفتم خوبم
ببین، آفتاب داره غروب میکنه
اون سمت هنوز باید برگردیم به ماشین
- گرسنم هم شده - خب
من یه پروتئین بار کره بادوم زمینی و سه تا کوکی دارم
فکر کنم کافیه
یه پروتئینبار برام خوبه
- میتونم ادامه بدم - آره
یه ساعت دیگه؟ لطفاً؟
نمیدونم
بیخیال جِی. یه ماجراجویی آخر قول دادی
تازه اگه یه چیزی پیدا کنیم چقدر باحال میشه؟
خیلی باحال میشه
لطفاً؟
میگم برگردیم
منم با جیدنم
باشه، هر جور راحتین. چارلی، میای؟
چارلی!
مامان و بابا ما رو میکشن سارا
رندی، اون چیزایی که برات فرستادم رسید؟
آره آره
یه سری چیز از برادرت راسل گرفتم
یه عالمه مدرک
انگار یه جور
مدارک سانسور شده فویا
ازش نمیپرسم از کجا آورده ولی
- فکر کنم اومدم کمک - یه نگاهی بنداز
- ببین چیزی هست یا نه - باشه
راستی این راجع به همون اسمیه که بهم دادی چک کنم؟
همون شماره که تو جعبه بابات پیدا کردی؟
از دیوید پیرسون؟
- آره همونه - اوکی
نمیخوای یه کم بیشتر بهم بگی؟
نمیدونم، فکر کنم بهتره کلاً بی خبر بیای تو کار
باشه، چشم
یه جستجوی عمیق میکنم، شاید چیزی پیدا کردیم
یا شاید فقط به یه معمای دیگه بخوریم
آره، تو خانواده ما این چیزا زیاده
آره دارم میبینم
قبل اینکه چیزی بگی
نگران نباش، همه شو پیش خودم نگه میدارم
- مرسی - خواهش میکنم داداش
خب، نزدیک شدی؟
آره، چند دقیقه دیگه میرسم به مسیر
- چیزی جدید از جستجو؟ - نه، گوشی بچهها هیچ سیگنالی نداره
یا خاموشن یا آنتن نمیگیرن
منطقیه. اگه بیشتر برم تو عمق
تلفن ماهوارهام رو لازم دارم
آره، مه ساحلی کار با پهپاد رو سخت کرده
ولی یه سری آدم دارن میان کمک
نورا و پیرس کنفیلد... منتظرتن
بابا مامان جیدن و سارا
اوکی. پدر مادر چارلی و بروک؟
دارن از فلوریدا میان، اولین پرواز رو گرفتن
- همین الان پریدن تو هواپیما - اوکی
هر وقت چیزی فهمیدم خبرت میکنم. مرسی رندی
کولتر
مرسی که اینقدر زود اومدی
- خیلی خوشحالیم که اینجایی - بچه هاتون چقدر با مسیر آشنان؟
جیدن قبلاً رفته
دوستاش بروک و چارلی هم همین طور
اولین باره سارا میاد
آسم داره، اگه یه چیزی بشه
اگه حمله کنه...
جیدن میدونه چیکار کنه اگه این اتفاق بیفته
- چیزی ازشون تو مسیر دیدین؟ - فقط چند تا کاغذ پروتئینبار تو یه چهارراه
باشه. یه راهی نیست فرار کرده باشن
- یه جای دیگه رفته باشن؟ - نه، این کارو نمیکنن
اوکی
ببخشید باید بپرسم...
تو مدرسه یا خونه مشکلی دارن؟
- ااا... - خب، ماه دیگه داریم میریم خارج
میریم هنگ کنگ
- نورا ترفیع گرفته - واکنششون چطور بود؟
سارا داره کمکم عادت میکنه
ولی جیدن خیلی سخت گرفته
هر دو فقط دارن سعی میکنن از وقتی که با دوستاشون دارن
حداکثر استفاده رو بکنن
قرار بود فقط یه پیاده روی یه روزه باشه
آخرین بار کِی ازشون خبر داشتین؟
دیروز بعدازظهر این عکس رو فرستادن
دو ساعت بعد از شروع پیاده روی
- آره - من فوری جواب دادم
ولی از اون موقع دیگه چیزی نگفتن
آماده بودن. آب؟ پتوی خاص؟
نمیدونم
اوکی
تیم جستجو و نجات موقعیت عکس رو پیدا کردن؟
آره، الان اونجان. میدونن ما تو رو استخدام کردیم
عکس رو برات میفرستم
- میرم سر کار - مرسی
سلام داداش
این قسمت بسته هست
آره. کولتر شاو
- پدر مادرشون منو استخدام کردن کمک کنم - آره درسته
ازت حرف زدن. لوک پارسونز
خوشبختم
- ممنون بابت کمک - خواهش
منطقه جستجو خیلی بزرگه
نیاز به آدمای بیشتر داری اینجا
هنوز فقط ۱۸ ساعته
معمولاً تا ۲۴ ساعت کامل نشه
جستجوی کامل راه نمی ندازیم
ولی چند تا طلب از این و اون جمع کردم زودتر شروع کنیم
اوکی. چیزی هست که باید بدونم؟
یه مدت پیش یه عملیات نجات سخت داشتیم
که میشد جلوشو گرفت
رفتن مسیر بد، نتونستن برگردن
الان اون منطقه ها رو بستن
امیدوارم این بچهها فقط تو مه گم شده باشن
شاید
مسیر خیلی سخت به نظر نمیرسه
شیب کمه، هر گوشهش یه علامت داره
من آدما رو تو مسیر های علامت دار هم گم شده دیدم
اینو ببین
حرفم اینه
ببین چقدر وسیله دارن
این همه وسیله برای این مسیر لازم ندارن
مگه نه؟
چی میگی؟
فکر کنم به بابا مامانشون دروغ گفتن کجا داشتن میرفتن
این چهارراه به مسیرهای دیگه وصل میشه؟
نه مستقیم
صخرهها راه رو اون سمت محدود میکنه
ولی سمت شمال شرقی کلی مسیر هست
یه کم بالا رفتن داره ولی. امیدوارم اونجا نباشن
باشه. میرم اون بالا، چک میکنم
- میام باهات - اگه نگران گم شدنمی، نه
پدرم من و برادرم رو می انداخت وسط جنگل
خودمون باید راه برگشت رو پیدا میکردیم
خیلی خوش نمیگذشت انگار
نه، خوش نمیگذشت ولی یادمون داد فکر کنیم
هیچوقت از ترس واکنش نشون ندیم
آره خب، پدر من از جنگل بدش می اومد
اونم زیاد پیش ما نبود
احتمالاً برای همین رفتم تو جستجو و نجات
که ثابت کنم شبیه اون نیستم
درک میکنم
رندی، دارم میرم بالای مسیر
با تیم جستجو و نجات
بابا مامانشون چیز جدیدی گفتن؟
نه. فکر کنم این پیاده روی فقط بهونه بوده
یادمه
من به بابا مامانم میگفتم
دارم میرم تمرین شنا
ولی در اصل میرفتم با دوست دخترم سر قرار
پیج بچهها رو چک کردی چیزی پیدا شد؟
آره، گرفتم. اگه چیزی شد بهت میگم
آقای وو برای جلسه تون اومده. زمان تقریبی رسیدن؟
رینی هنوز نرسیده؟
نه هنوز
چی...؟
موفق باشی
الان الان میرسه
- میتونم یه کم دیگه براتون بیارم؟ - نه ممنون
میدونین اگه چای سبز دوست دارین،
میتونم یه کم از اژدهای چاهم دربیارم
واقعاً عالیه
کل شهر رو نیومدم که چای بخورم
مرسی ولی. نمیاد دیگه، مگه نه؟
میاد میاد، حتماً میاد
احتمالاً تو ترافیک گیر کرده
- شماره منو داره - نه
۳۰ ثانیه بهم وقت بدین
میفهمم چی جلوشو گرفته
مطمئنم دلیل خوبی داره
آره حتماً دلیل خوبی دارم
مهلت امضا رو از دست میدیم
خوبه. چون صبح یه بند رقابت ناپذیری
تو قرارداد نهایی جا دادن
قایم کردن تو الحاقیه حقوق مدیران
نه خط قرمز، نه هشدار
هیچی. یه نگاه بنداز
این بند سه سال تو رو از کار تو هلثتک
No comments yet. Be the first to leave one.