نخستین 200 خط.
لوکا: آغاز
کیم ره وون
لی دا هی
کیم سونگ اوه
لوکا: آغاز
،تمامی شخصیت ها، اماکن، سازمان ها ادیان و حوادث این سریال ساختگی می باشند
در هنگام ضبط این سریال ما اطمینان خاطر پیدا کردیم که تمامی بازیگران خردسالی که در این قسمت ایفای نقش می کنند از سلامت و ایمنی کامل برخوردار شوند
وون یی
قسمت دهم
وون یی
وون یی
مرتیکه
احمق
بهت گفتم فرار کن
فرار کن، احمق
هی... تو... تو الان بابایی
این دوستته؟
دوستته؟
نکن. دوستمه
باشه
نه
چون دوستت بود کشتمش
هر کسی برات عزیزه رو میکشم
شامل اون زنه و دخترتم میشه
گمشو
وون یی
میبرمت بیمارستان. طاقت بیار
زی او... زی او
...من... میخوام بدونی
که اینبار... سر قولم موندم
من... نفروختمت
من... کارم خوب بود، مگه نه؟
حرف نزن
سعی کن طاقت بیاری. فقط یکم دیگه
وون یی
یالا، وون یی
شماره اتاق: 502
مُرده؟ چک کردی؟
باشه، آماده باش باشین
یو نا مرده
پس رویانها چی؟
قرار بود امروز بهمون بده
در اعزای اخراج معاون کیم
و آزاد کردن فرمانده لی
قطعا برای پیدا کردن اون از داخل بهش اطلاعات رسیده
بنظرتون کی اطلاعاتو لو داده؟
بی شک کار اون روباه پیره
ولی دلیلی برای فرستادن زی او به اونجا نداشت
همیشه از این روش استفاده میکنیم
یک دشمن رو به جون دشمن دیگه امون میندازیم
وقتی همه انرژیشون پای جنگیدن تموم شد
ما میایم وسط و باقیشو حل میکنیم
راستی
بچه گو روم واقعا از زی او عه؟
گویا
با اینکه هیچوقت جواب قطعی نگرفتیم
بیاین بچه رو برای بررسی بیاریم اینجا
اگه بچه ی زی او باشه دیگه به رویانها نیازی نداریم
حتی اگه بچه زی او باشه
،اگه به قدرتمندی زی او نباشه میخواین چیکار کنین؟
میتونیم تواناییهای بچه رو قویتر کنیم
یک نوزاد تازه متولد شده کلی امکان تکامل داره
و برخلاف زی او، بی دقتی نمیکنیم
اگه پای خانواده اشو بکشیم وسط زی او هم میاد اینجا
میتونین از پسش بربیاین؟
دفعه پیش آزمایشگاه رو به فنا داد
اینبار فرق داره
میتونیم کاری کنیم طرف ما باشه
ممکنه؟
بهرحال الان بچه داره
همه پدرها گروگانهای بچه هاشونن
اینبار دیگه میتونیم رامش کنیم
حس میکنم قمار میکنیم
این دستمون خوبه
یادتون نره
شما اینکارو برای پول میکنین
ولی من برای آینده کشورمون
پس هیچوقت از زیر نظرم خارج نشین
گو رومو براتون میارم
این عوضی چیکار میکنه؟
هنوز نتونستین به فرمانده لی دسترسی پیدا کنین؟
هی، منم
برات یک شماره پیامک میکنم مکانشو برام بفرست
شما کی باشین؟
برین سراغ زن و بچه
جلوشونو بگیر
نه
ولم کن
بچه میمیره
حرف گوش کن
زی او
زی او... زی او
ولم کن
زی او
اولین باره حضوری همو میبینیم، نه؟
شماها کی هستین؟
چی میخواین؟
چرا اول سلام علیک نکنیم؟
چاق سلامتی نمیخواد، اصل مطلبو بگو
خب، میشه گفت
شادی همگیمون
اونی که پشت سرته تهدید کرد بچمو میکشه
و تو وایسادی از خوشی برام تز میدی؟
سفسطه و امتحانم میکنی
که ببینی چه جوابی میدم این خوشحالت میکنه؟
فکر نکنین میتونین از بچم استفاده کنین تا منو سر بدُونین
یک روز
تو شادترین روز زندگیتون این لبخندتونو نابود میکنم
باشه، میرم سر اصل مطلب
من مادر زی او عم
من مادر زی او عم و تو عروسمی
این بابای زی او عه
بذار نوه امونو بغل کنیم
وایسا
زی او بهم گفت
که پدرشو دیده
و اون خواسته بکشتش
اون اینو گفته؟
گفت باباشو دیده؟
آره، مطمئنم
خوشحالم
که منو باباش صدا زده
باید شرایط بچه رو بررسی کنیم
...باید ببینیم چقدر از ژنهای زی او به بچه رسیده
نمیذارم هیچکس به بچم دست بزنه
ناخونتون به بدنش بخوره همتونو میکشم
برام مهم نیست چیکار میکنین یا چی میگین
هرگز نمیذارم دستتون به بچم بخوره
پس دیگه نشنوم حرفشو بزنین
راحت میتونیم بگیم بکشنت
میتونیم جسدتو یک گوشه جاده بندازیم
و مطمئن شیم احد الناسی تو هیچ خبری نگه
چون ازت میترسیم نذاشتیم زنده بمونی
فقط به دردمون میخوری، پس خیال برت نداره
و بلایی سر بچه نمیاریم
مگر خودت التماسمون کنی که وضعشو بررسی کنیم
بعنوان مادر شوهرت بهت قول میدم
راضی شدی؟
به چی زل زدین؟
نگاهتونو جمع کنین، برین سر کارتون
فرمانده- اینجوری صدام نکن-
شماها به خودتون میگین پلیس ولی همتون کتک خوردین
بازنده هایی مثل شما تو تیم من نیستن
به چه جرئتی صاف زل زدی تو چشمم؟
چون خیلی دست و پا چلفتیی، اینها این شدن
معذرت میخوام
میشه خصوصی صحبت کنیم؟
درباره چی؟
یک لحظه فقط
ولم کن- فقط یک دقیقه طول میکشه-
وسایلتونو جمع کنین. بیخیال تحقیقات
خودتونو برای اردوگاه تعلیمات دریایی آماده کنین
وای، واقعا که
چی شده؟
چی چی شده؟
شماها کتلت شدین و زی او فرار کرد
بخاطر همین تا الان اون بیرون دنبالش بودم
نه، اینو نمیگم
چرا زی او ازتون درباره جای گو روم پرسید؟
چرا از من میپرسی؟ باید از خودش بپرسی
واقعا نمیدونین گو روم کجاست؟
این سواله؟ یا بازجویی؟
وقتی به هوش اومدم، نبودین
به بچه ها گفتم گوش به زنگ باشن
و گوشیتونو ردیابی کنن
میدونین آخرین نقطه کجا بود؟
نمیدونم، گوشیمو گم کردم
یک ویلا بیرون شهر
یکسری افراد سیاهپوش گفتن
املاک شخصیه و اجازه ندادن برم تو
بررسی کردم صاحبش کیه
و فهمیدم که مالِ یه سازمان مذهبی عجیب و غریبـه
گزارش خسارت گوشیم رو جای من رد کن
مهمترین بخشـش ازین به بعده
...بعدش از رو گزارش تماسات ردتو زدم
و دیدم که قبل دیدن من رفتی هتل
من فیلمـای دوربین مداربسته ی لابی و پارکینگ هتل رو چک کردم
میدونی کیـو دیدم؟
کی؟- گو روم-
میدونی کجا رفت؟
مطمئنی خودش بود؟
رفتم بالا و چک کردم
اتاق بدجوری بهم ریخته بود و همه جا لکه های خون بود
چک کردم که کی تو اتاق اقامت ...داشته. فهمیدم اون سازمان مذهبی
عضویت سالانه ی اونجا رو داره
خب نتیجه؟
اون سازمان املاک و مستغلات زیادی داره
...اما عجیب ترین چیز اینه که
اون آزمایشگاه بیوتکنولوژی ای که گو روم ...توش مرتکب جرم شد
حتی اونم برای این سازمانـه
انگار گو روم یه ارتباطی با اینـا داره
نمیدونم- !اَه هیونگ نیم-
من یه روز دو روز نیست که پلیسم
بهم بگو چه خبره دیگه
شاید توام یه ارتباطی باهاشون داری
اما مطمئنم که هیچ کار اشتباهی نکردی، نه؟
تو
دیگه کی ازینـا خبر داره؟
هیچکس نمیدونه
اگه به بچه ها بگم، الکی بهت شک میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.