نخستین 200 خط.
= قسمت 42 =-
سریع تر برو
در قفل کن
.جی سو
.جی سو
اینکارو نکن سو جی سو
.جی سو
بیا بریم
چیکار میکنی آقای لی ؟ برو دنبال شون
از همون میونبری که بهت گفتم برو
از همین ور برو زود باش
....چطور جرات می کنی
سو جی آن بگیرین اون آدم ربایی کرده
نمی تونیم خانم
سو جی سو الان دختر شماس
گفتی مادرت گزارش کرده؟
بله
من تعقیبش کردم که یه چیزی بهش بدم
حتما اشتباه کرده و گزارش داده
چی رو میخواستی بهش بدی؟
اگه بهش در مورد سو جی سو بگین بهتون میگه
شما میتونی از سو جی سو بفهمی
از رئیس بپرس
...من جریمه سرعت بالا رو میدم
و صادقانه بخاطر رانندگی سریع ازتون عذر خواهی میکنم
این خانم کی باشه؟
منو می گین؟
منم ایشون تعقیب میکردم
این آقا زد به ماشین من و فرار کرد
من باید ماشین تحویل کارگاه نجاری میدادم
واسه چی جلوی ماشین یکی دیگه رو گرفتی؟
برای اینکه این داشت ماشین اونهارو تعقیب میکرد
فکر کردم باید جلوی اون ماشین بگیرم تا اینم وایسه
بیا رضایت بدیم
باشه
رئیس گفت باید ولشون کنیم
اینجارو امضا کنید بعد می تونین برین
...اما این شامل بیمه نمی شه
چون اجاره ای بود
می تونم نقدا بپردازم؟
می تونم خودم بدم تعمیر؟
رئیسم گفت حق ندارم از بیمه اش استفاده کنم
...فکر می کنی بتونی
بدون استفاده از بیمه از پس تعمیرش بربیای؟
...فکر میکنی بتونی
بدون استفاده از بیمه از پس تعمیرش بربیای؟
بله میتونم نقدا پولش رو بدم
نقدی؟
هزینه تعمیرش حداقل دو هزار دلار میشه
چی؟
...نمی شه فقط رنگش کنی
فقط رو سپرش یه خراش افتاده
...نمیشه حالا
همه شو رنگ نکنی؟
حالا چقدر داری؟
...تمام پولی که دارم
فقط 270 دلاره
پس فقط 200 دلار ازت میگیرم
اونم فعلا
حافظه خوبی داری
اما من نمی خوام بخاطرش پست بازی در بیارم
یا تو رو مجبور کنم به جاش کار کنی
یا فیلم بازی کنم ، پس پول رد کن بیاد
پس منم بهت قسطی میدم
اوپا اینو میدونستی؟
من هیچ وقت ازت نخواستم بهم تخفیف بدی
راست میگی
تو فقط ازم خواستی یه قسمت ازماشین نقاشی کنم
کسی که گفت 5000 دلار میگیرم خودم بودم
خیلی ممنون بودم
متاسفم
دوباره واسه چی متاسفی؟
...من گزارش دعوای تو با یون هوانگ جون به پلیس دادم
و باعث شدم بری پاسگاه پلیس
... من مجبورت کردم 5000دلار غرامت بدی
پولی رو که مجبور بودی بدی به من
من باهاش دعوا کردم
...قرار بود تو کارمند رسمی بشی
اما شرکت ما زد زیر قولی که داده بود
اگه من نگفته بودم 5000 دلار میگیرم
اونوقت از رئیست میخواستی که از بیمه استفاده کنه
احتمالا
با وجود اینکه پای رسمی شدنم در میون بود
من نمی تونستم 20هزار دلار بدم
...اگه من ازت 20هزار تارو نخواسته بودم
تو برای حفظ غرورت
نمیرفتی سراغ مادرم ازش این پول بگیری
اینطوری نمیومدی تو خانواده ما
من تو زندگی تو یه تبه کار بودم
این چه حرفیه
شاید تو شروع کنده بودی
اما این انتخاب خودم بوده
واقعا که
واسه چی کاسه کوزه هارو سر خودت میشکنی؟
اصلا بهت نمیاد
هر وقت بهت فکر میکنم
خیلی چیزا هست که بخاطرش احساس تاسف میکنم
برای اینکه هنوزم فکر میکنی من ضعیفم
بهت گفتم اینطوری فکر نکن
واقعا لازم نیست همچین کاری کنی
من الان واقعا خوبم
...شما کسی بودی
که روی میز من این دوتا بلیط سینمارو گذاشتی؟
...من مجبور بودم
جریان استفراغ تلافی کنم
بخاطر همین این دوتا بلیط سینمارو گرفتی؟
بله
اگه نفهمیده بودم شمایی و با یکی دیگه رفته بودم چی
مگه کاملا واضح نبوده که کار کی بوده؟
چرا؟
یعنی چی چرا؟
معیش اینه که زنهای زیادی برات اینکارو می کنن؟
امیدواری اینطور نباشه؟
خانم نا
بله؟
طبق دستورتون دارن آماده شدن
باشه راه بیفت
من باید برگردم
مسخره است
چیکار می کنی؟ چرا اومدی پیش من؟
من باید همین الان برگردم
سریع منو برگردون
باید بریم فرودگاه - آروم باش سو جی سو -
تو خودت در باز کردی و دست منو گرفتی
خب ...من گیج شده بودم
نمی فهمیدم دارم چیکار میکنم
نه
وقتی منو دیدی خوشحال شدی
اینطور ...نیست
فقط چون اوضاع به هم ریخت باهات اومدم
من باید همین الان برگردم
.جی سو
یه چیزی هست که تو رو نگران کرده و داری میری
اما تو از کجا فهمیدی من دارم میرم؟
دو کیونگ و جی آن از کجا فهمیدن؟
خودت چی فکر میکنی؟
به محض اینکه شنیدیم همه مون اومدیم دنبالت
نمی تونستم بذارم اینطوری بذاری بری
نه
سه تامون نمی تونستیم بذاریم بری
تو هم؟
فکر کنم
شماره تعمیرگاه برات میفرستم برو سراغ ماشین
آره یه کم با سرعت رفتم ماشین نکشید
ببخشید ، دمت گرم
ما هم سر موقع میرسیم اونجا
باشه
واقعا؟ عالی شد
وقتی نزدیک شدین دوباره بهم زنگ بزن
چی گفت؟
هیوک داشت میگفت با یونگ گوک هماهنگ کرده
قرار شد جلوی پانسیون وایسه تا بچه ها برسن
...فکر میکنه
ممکنه مادرم بره سراغ جی سو؟
احتمالا
نه بابا
هیوک میگفت جی سو خیلی استرس داره
حالا باید چیکار کنیم؟
شرط می بندم مادرم الان خیلی عصبانی باشه
احتمالا خیلی
خب ...برنامه ای داری؟
وقتی فهمیدم جی سو داره میره خارج
وقت نکردم یه برنامه چینی کنم
".نمیتونم بزارم جی سو بره"
".نباید بزارم بره"
". جی سو اونجا از غصه میمیره"
پس باید سریع یه نقشه بکشیم
برای چیزایی که قراره اتفاق بیفته
...باید
اول با جی سو حرف بزنیم بعد برنامه ریزی کنیم
نظر اونم اهمیت داره
من از مادرت وحشت دارم
اما فکر میکنم اول باید نظر جی سو رو بشنویم
سلام افسر لی
سلام ، مشکلی پیش اومده؟
بعضی ها اینجا پارک غیر قانونی کردن
آهان - بیا بریم -
به نظر کارشون زیاده - ای داد -
متاسفم که شما نمیتونی تو جشن تولد شرکت کنی
آره خودمم دلم میخواد
گفتی رفته پانسیون؟
میخواین بهشون بگم بیارنش اینجا؟
چرا بین این همه جا رفته اونجا؟
ما نمی تونیم به اون خونه دست درازی کنیم
پس پانسیون به این میگن
اینجا تو و جی آن زندگی می کنین
شش نفر اینجا زندگی می کنن
به اضافه یونگ گوک میشیم هفت نفر
چت شده؟
خیلی استرس کشیدم
این احساس واقعی نیست
حس میکنم این باید یه چیز تخیلی باشه که الان با توام
جات اینجا امن و راحته
.جی سو
آبجی جونم
.جی سو
نگاش کن انگار نه انگار برادر واقعیش اینجا وایساده
اوپا
چاق سلامتی رو بذارین برا بعد بیاین اول حرف بزنیم
بهم گفت اگه نرم کافه و نونوایی رو خراب می کنه
No comments yet. Be the first to leave one.