نخستین 17 خط.
ترجمه، تهيه و تنظيم زيرنويس:hp722(محمدرضا)
نام ناجيات را هنگام نياز، فرياد کن
و شرم را مزمزه کن
...شايد که اين طعم، يادآور حرص
معنا، کنايه و ارادهاي باشد که منعت کند از دروغ
در لحظه لحظه اين پريشاني
پيش از آن که تنگه سرخ و مانعي ديگر، دست به قتل بيالايند
بيا و باران را غذا باش
چرا که من تشنه رقص عشقِ تو زير آسمانهاي هَوَسَم
آري، بيا و باران را غذا باش
چرا که بي عشقِ تو زندگي چيزي غير از قافله اي زنگار گرفته نيست
اين، سراسر يک بازيست
و برحذر باش آن گاه که فام هاي راستين غرق خون خواهند شد
اينها سراسر به بد رفتاري و هر آنچه که ما نميخواهيم، شهره اند
آن گاه که ديگر دست بلا از ما کوتاه شود، تو را تمنا خواهم کرد
و بيش از هميشه، آن جا که معناي کفايت بويي از مفهوم ديروزش ندارد
بيا و باران را غذا باش
No comments yet. Be the first to leave one.