نخستین 200 خط.
من از مرگ میترسم
ولی ما همه نمیترسیم؟
چه چیزی تو اون طرف دنیا نهفتهست؟
هر مرگی ما رو مجبور میکنه تو آینه نگاه کنیم
و به مرگ خودمون فکر کنیم
به همین دلیله که به تشریفات نیاز داریم
چیزی که به زندهها اجازه میده به زندگی ادامه بدن
بگذار اسرار مردگان رو دفن کنیم
برای همیشه
ولی راز چیز خندهداریه
درنهایت راهی برای کشف حقیقت پیدا میشه
به نظرتون خانوادهاش از حضورمون ناراحت میشن؟ ما دارا رو خیلی خوب نمیشناختیم
تشییع جنازه که نیست سیزر، مراسم یادبوده
شناخت متوفی ضروری نیست
فقط به یاد و افتخارش شراب مینوشن
خوش میگذره. من مراسم یادبودهایی رفتم که اونا رو اصلا نمیشناختم
هیچ احترامی هم به مرده نمیذارن
هیچ احترامی به مرده نمیذارن لعنتی میکشمش
لعنتی میکشمش
نه! بازم قاطی کردی؟ داری چه غلطی میکنی؟
با این تکنولوژی نفرتانگیزت از کالیفرنیا برمیگردی
چه مرگته؟ فکر میکنی مالک شهر شدی؟
وضعیت اینجا رو نگاه کن
باورم نمیشه، فینتن
دارا مُرده، جسدش هم هنوز سرد نشده
بعد اومدی اینجا داری وسایل جشن آماده میکنی
حالش خوبه؟
احترام هم سرت نمیشه؟
یه مرد مُرده بعد تو یه دیسکوی مزخرف راه میندازی
دارا با این جشن موافق بود
و یه قرارداد امضا کرده
برخلاف بعضی افراد، میتونست بفهمه که اینجا میخوایم چیکار کنیم
برای جمع کردن مردم این شهر برای یه هدف مثبت
لاغر مُردنی باید اون زبون درازت رو بکشم بیرون
سعیتو بکن. ازت شکایت میکنم اونقدر که دیگه نتونی نفس بکشی
سیموس، آروم باش
کون لقت، پوشکی
بادکین داره تغییر میکنه، سیموس
آینده اتفاق میوفته
جه بخوای چه نخوای
برگردین سر کارتون، بجنبین
حق با توئه، گیلبرت
اون واقعا مرد خوبیه
میبینی چه مزخرفاتی راه انداختن؟
فقط سر و صدای زیاد نه
آخرین جشن با فاجعه تموم شد
...ناگفته نمونه، خرابکاری
و تخریب عمدی اموالی که صورت گرفته هم هست
بعنوان رئیس کمیته ایمنی ...خیال میکردم پادکستتون
علاقهمنده که دیدگاه ما رو در این مورد بشنوه
موضوع بهتر و جالبتری هم برای بحث هست
خیلی ممنون
من فقط...متاسفم
ممنونم که اومدین برای خودتون یه فنجون چای بریزین
خدای من، از ته دل داره داد میزنه
اونا کی هستن؟ دو تا خواهر دارا، از میو اومدن
الان کل اینجا مال اوناست میخوان به قیمت بالایی بفروشنش
مطمئنی اشکالی نداره که همینجوری بیایم اینجا؟
خانواده دارا عزادارن
دقیقا
پس یه مهمونی سه روزه ترتیب دادن تا روحیهشون شاد بشه
علاوه بر این... گورکن اونجاست من و اون باید کمی گپ بزنیم
من با سیموس حرف میزنم، باشه؟
تو فقط اونو میترسونی. خب؟
تا جایی که میدونیم تموم این مدت زندگی سالم و بدون خلاف داشته
آدمایی مثل اون عوض نمیشن
در موردش فکر کن. با ماشین زدن بهِم
ماشین شان رو آتیش زدن و حالا اتفاقی که برای دارا افتاده
واقعا فکر میکنی به قتل رسیده؟ بیا زود نتیجه نگیریم، باشه؟
کار ما سوال پرسیدنه نه طرح فرضیات وحشیانه
باشه
متاسفم، تسلیت میگم متشکرم
آه، چطوری باب؟
بیا بریم! بیا بریم! ژاکتتو بردار
بدو! بدو! ببخشید برید کنار، برید کنار
از آرایشش خوشت میاد؟ خودم انجامش دادم
تو کی هستی، مامور کفن و دفنی؟
من...، راستش
مری دونوان از "خانه کفن و دفن دونووان و پسران"
پسران"؟"
برادرهام بیش از حد انتظار، آدمای بد دلی بودن
و تو؟
داو. کنجکاوم ببینم جسد دارا کالبد شکافی شده؟
فقط زمانی کالبد شکافی میشه که مرگ مشکوک باشه
که مرگ دارا هم مشکوک نبود
بیچاره تلو تلو خورده و سرش خورده زمین چطور اینقدر مطمئنی؟
از روی زاویه سقوط، عمق زخم
سطح الکل خون که میتونه مثل تینر رنگ رو از بین ببره
از طرف خانواده
من میخوام از همهتون که برای ادای احترام تشریف آوردین تشکر کنم
آمین
درود بر تو ای مریم مقدس، خداوند با توست میان همه زنان تو مبارک هستی
و عیسی میوه درون رحم تو مبارک است
مریم مقدس، برای ما گنهکاران اکنون در هنگام مرگ دعا کن
اکنون و در زمان مرگ ما
درود بر تو ای مریم مقدس، خداوند با توست
میان همه زنان تو مبارک هستی
و عیسی میوه درون رحم تو مبارک است
مادر خدا برای ما گنهکاران اکنون در هنگام مرگ دعا کن
اکنون و در زمان مرگ ما
درود بر تو ای مریم مقدس، خداوند با توست
میان همه زنان تو مبارک هستی و عیسی میوه درون رحم تو مبارک است
مریم مقدس، برای ما گنهکاران اکنون در هنگام مرگ دعا کن
اکنون و در زمان مرگ ما آمین
تخم مرغ و ماهی تن داخل ساندویچ
حیرت آوره
روز ناراحت کنندهایه
بیچاره دارا
اسم دومش چی بود؟
حدس میزدم
باید از خودتون خجالت بکشین
از غم و اندوه این مردم استفاده میکنین مثل یه لاشخور همه چی رو از بین میبرین
من یه روزنامهنگارم
معلومه که هستی
میدونم که برای شما آدمای شهر لذت بخشه که بیاین اینجا و مردم رو نگاه کنین
ولی زندگی ما خوراک سرگرمی شما نیست
خوب، به نظرم آدم خیلی جالبی باید باشی
خب حالا شاید یه داستان جالب برات داشته باشم
بیا مثلا بگیم
من برای دولت بریتانیا کار میکنم
و میخوام در مورد
یه سری نقض اطلاعات در سیستم مراقبتهای بهداشت و سلامت افشاگری کنم
پس میام داستانم رو برای یه روزنامه نگار تعریف میکنم
که بهم قول همه جور ناشناس موندن رو میده
ولی یه جورایی، همون روزی که روزنامه نگار داستانش رو منتشر میکنه
اسم من لو میره
و زندگیم رو زیر و رو میکنه
خب، شاید بهتره در نهایت خودمو بکشم
همه اینا هم بدلیل بی کفایتی آشکار این روزنامه نگاره
میخوای مراقب مات و مبهوت نگاه کردنش باشی ولی هرگز نمیدونی کی برمیگرده نگاهت کنه
هوم
سوسیسهای خوبیه
رولینگ استونز" بهترین گروه تاریخـه"
اسبهای وحشی"، در موردش فکر کن" اسبهای وحشی بهترین آهنگه
"آهنگ "پینت ایت بلک همه آهنگهای گروه استونز خوبه
نمیدونم چرا دیگه سعی نمیکنن آهنگ جدید بسازن
برای مردی که تا خرخره بدهکاره خیلی آروم به نظر میای
...این واقعا... زمان و جای خوبی برای
دارم سر به سرت میذارم
آروم باش. الان جشنه
بحث پول درکار نیست
در مورد چی حرف میزنه؟ اوه، هیچی. هیچی
...اوه، پس
با دارا صمیمی بودی؟
نه، نه واقعا
تو این سالها فقط چند تا معامله تجاری داشتیم
خب، و اون با مالاکی دوست بود؟
کی؟
مالاکی، مردی که تو سوون ناپدید شد
اونو نمیشناختم
تو چی؟
تو سوون چیکار میکردی؟ انگار یه شب خیلی دیوونه کننده بوده
من نمیدونم چون جشن رو از دست دادم
اون شب دوستم گرتا رو رسوندم دوبلین
ولی وقتی برگشتم همه چی تموم شده بود
آره
خیلیخوب. میرم تو کارش
میخوام ببینم چه چیزایی میتونم درباره دارا و مالاکی از زیر زبونش بکشم
عالیه. منم سعی میکنم ببینم چیزی پیدا میکنم یا نه
خیلیخوب
گوه توش
اگه دوست داری میتونم یه نوشیدنی واقعی بهت بدم
خونگیه
تضمین شده برای تغییر هر خلق و خوی
بهتر شدن یا بدتر شدن؟
چیز خوبیه، تو وان درستش میکنم
آره، فکر نمیکنم کور شدن باعث خوشحالیم بشه
پس اگه اینقدر بزدلی برو نوشیدنی خودتو پیدا کن
یا خدا، عجب زهرماریه
من اینو با فرمالدئید عمل میارم
اگه منظورمو متوجه میشی به آدم اصالت میده
...تو
آسون میشه اذیتت کرد، اینو میدونی؟
به این میگن روحیه
خدایا. چرا آدمای سکسی و جذاب همیشه اینقدر بدخلق میشن؟
...اوه
این باید به کارت بیاد
دارا مثل یه فرشته شیرین و مهربون بود
هرگز حرف بدی به کسی نمیزد
ماهها تلاش کردم تا رفتار دارا رو عوض کنم
ولی گفت که میخواد تا ازدواج صبر کنه
بنابراین من با تامی ازدواج کردم
حالا مشکلم با تامی برعکس داراست
اون مثل یه خرگوش آرومه
دارا قبلا خیلی مؤمن بود
ولی بعد از یه مدت دوری از شهر دیگه هرگز تو مراسم عشا شرکت نکرد
فکر میکردم هرگز مزرعه رو ترک نکرده
خب، الان آره... قضیه مربوط به خیلی وقت پیشه
میدونی کجا رفت؟
خودت میدونی
تکون دادن سر و چشمک زدن به یه مرد نابینا فرقی براش نداره، ها؟
اونی که میبینم ادنا اوشی نیست؟
تو یه جورایی آدم جالبی هستی، نه؟
بدترش رو هم بهم گفتن
آره، مطمئنم
یه چیزی میگم تو هم یه چیز بگو
خیلیخوب. اول تو بگو
من بادکین رو با لندن عوض کردم
شهر کوچیک، رویاهای بزرگ
عاشق شدم، بعدش عشق از سرم افتاد
No comments yet. Be the first to leave one.