نخستین 200 خط.
دفتر یادداشتی وجود نداره
همه جارو خوب گشتی؟
...بعد از رفتن مدیر سئو همه جارو گشتم
مگه تو مانیتور ندیدی/
خوابم برد
چطور تونستی بخوابی؟
بیش از 24 ساعته که به بندم
اگه جای من بودی خسته نمیشدی؟
تازه کل روزم هیچی نخوردم
میخوای بهت غذا بدم؟
...واقعاً لازمه منو اینجوری ببندی
اونم بعد از معامله مون؟
این دستمم آزاد کن
اینقدر مزخرف نگو
...چطوری میتونم فرار کنم
وقتی منو اینجا زندانی کردی
اول از همه به من حمله میکنی
تا وقتی دفترچه رو پیدا نکردم چطوری بهت اعتماد کنم
پس حداقل دستم عوض کن
بازوی راستم بی حس شده
یه ذره هم بهم غذا بده گشنمه
من میدونم نمیخوای بهم صدمه بزنی
منم قصد فرار ندارم
بعد از همه اینها تو بهم قول دادی دفترچه رو برام پیدا میکنی
اگه بفهمم داری من گول میزنی
باید بهای کارتو بپردازی
پس عجله کن سریعتر دفترچه رو پیدا کن
اینجوری ثابت میشه من دروغ نگفتم
اگه به من اعتماد نکنی هیچی آیدمون نمیشه
آی دستم
خیلی درد داره
یهویی یاد چیزی افتادم
تو رو دوبار برگردوندن یتیم خونه
و زندگی خیلی سختی داشتی
هیچی کس طرف تو نبوده
معلومه که دیگه نمیتونی به کسی اعتماد کنی
میدونم نمی تونیم با هم دوست باشیم
اما به کمک هم احتیاج داریم
من همیشه سر قولم می مونم
اما در عوض تو هم باید دفترچه رو پیدا کنی
تو واقعا دیوونه پولی
...تو نمیدونی من چه بدبختی های
بخاطر نداشتن پول کشیدم
تو پول میخوای
منم عشق مدیر سئو رو
بهتره دردسر درست نکنی
اگه بهم غذا بدی دختر خوبی میشم
من باید برم دفتر مدیر سئو دنبال دفترچه بگردم
سر راهم میرم دیدن جونگ مین
قبل از رفتن یه چیزی برات درست میکنم بخوری
امروز آخرهفته نیست اما شما دوباره اومدی
آره ، همین نزدیکی جلسه داشتم
دلم برات تنگ شده بود گفتم یک سری بهت بزنم
هر روز دلت برام تنگ میشه؟
معلومه که هر روز دلم برات تنگ میشه
امروز تونستم مامانم ببینم
وقتی خوابیده بودم اومد دیدنم
آهان فهمیدم ، خوابشو دیدی
پرستار کیم عقلت از دست دادی
...بخاطر این اشتباه ممکنه ازمون شکایت بشه
این خیلی خطرناک که نمودار پزشکی یکی رو با یکی دیگه اشتباه بگیری
...اون حامله است اگه داروی اشتباهی بخوره
که برای زنان باردار ممنوعه چی؟
همین الان زنگ بزن خانم لی جی یون
...بهش بگو چی شده
و بهش بخاطر حاملگیش تبریک بگو
لعنتی
معذرت میخوام عزیزم
قول میدم از اینجا برم بیرون
هر طور شده از اینجا میریم بیرون
امید در نا امیدترین لحظه به سوی من اومده
یک نوزدا درون من داره رشد میکنه
شاید این بچه که حاصل عشق ماس
...بهم یاد بده که چطوری باید شجاع
... و جسور باشم
تا بتونم با ترس مبارزه کنم
قدرتمندان همیشه برنده نیستن
اما کسایی برنده میشن که همیشه قوق قلمداد میشن
بنابر این میخوام بر این کابوس غلبه کنم
به هر قیمتی شده باید یک مادر قوی باشم
تعداد میدازولام با چیزی که تو لیست مطابقت نداره
اونهایی که تاریخ مصرفشون گذشته رو چک کردی؟
البته
وارفارین هم کم آوردیم
وارفارینم؟
...تنها بیماری که
....بخاطر بیماری ریوی از
وارفارین استفاده میکنه تو اتاق 401 که تصادف کرده است
فکر کنم یکی داره دزدی میکنه
...یادت رفته اون دکتره چطوری
دستش رو شد برای دزدیدن پروپوفول و فنتانیل
بیا بریم به سرپرستار بگیم
ان عمدا بدون صحبت با من رفته
بنابر این امکان تماس باهاش نیست
جی یون با شما تماس نگرفته مادر؟
تلفن همراهش هنوز خاموشه
مطمئنم خیلی ناراحتی
امشب وقت داری؟
بله الان بیرونم
به محضی که کارم تموم شد میام دیدنتون
باشه بعدا می بینمتون
خداحافظ
امکان نداره
فکر میکنم دعوای سختی داشتن
کی تو این دنیا بخاطر دعوا میره خارج ا زکشور؟
کم جی یون نمی فمم اما جونگ مینم نمی فهمم
همیشه دست و پاش برای زنش میلرزه
تعجب نداره که جی یون بازی در بیاره
مدیر سئو خودش راحت از پسش بر میاد
من به کسی نگفتم
من بهتون حق میدم که عصبانی باشید
اما بیخودی نمی دونم چرا اینقدر عصبیم
هی وقتی یکی عصبانیه نفت روش نریز
...تو باید کمک کنی یه جوری ماله بکشی
یه کاری کنی که طرفت آروم بشه
هر وقت با لی جی یون حرف میزنم
فقط سعی داره آب رو آتش بریزه
افکارت به کلمات و کلمات به رفتار تبدیل میشن
و این رفتار به شخصیت آدم شکل میده
بیشتر مواظب میشم
مشکلی ندارین وقتی مدیر لی اینجا نیست؟
بهمون گفته که مدارک مهم رو از طریق ایمیل تایید میکنه
...و همه چی و در مورد پروژه ها
از راه دور سرو سامان میده
بخاطر همین مشکلی نیست
لطفا به تلاشتون ادامه بدید حتی اگه خانم لی نیست
میدونم که خانم لی هم باهوشه
و هم توانمند
بخاطر همین بیسانگ اینقدر پیشرفت کرده
اما هیچ کاری نیست که به تنهایی پیش بره
پس لطفا تمام تلاشتون رو برای حمایت ازش بکنید
نگران نباشید خانم
خانم لی تمام روز های هفته رو کار میکرد
و حتی آخر هفته رو مشغول کار بوده
حتی یک روزم مرخصی نگرفته
بنابر این سزاوار این استراحت هست
ممنون ، خسته نباشید
متشکرم
از دیدن با اون افراد معذب نمیشی؟
ارتباطی که بر اساس نفرت اینجامیشه گاهی میتونه مستحکم تر باشه
شاید سالها باهاشون جنگیده باشم
اماوقتی نمی بینمشون دلم براشون تنگ میشه
رئیس سئو یک زن خیلی خوبیه
خیلی هم بافکره
جونگ مین و جی یون حالشون خوبه؟
آره دیوانه وار عاشق همن
نمی فهمم چرا قبلا اونجوری به هم گوریده بودیم
سه هون تنها کسی بود که بهش علاقه داشتم
منم قبلا همینطور بودم
من عصبانیتم رو درست کردم
باورم نمیشه نظرت عوض شده
هیچ کس از بدو تولد عاقل نیست
این روزگاره که شخصیت آدم رو میسازه
بخاطر همین میگن با بالارفتن سن آدم بزرگ میشه
اما ، مسلماً من یکذره دیر بزرگ شدم
زمان رابطه من و سه هونم کامل کرد
هنوز بعضی وقتها دعوامون میشه
اما مطئنم که رابطه ما با گذشت زمان کاملتر میشه
تو باید همینجوری زندگیتو پیش ببری
خودتو با کسی مقایسه نکن
و فقط بخاطر داشته هات سپاسگزار باش
فکر کنم زندگی یعنی همین
زندگی یک سفر طولانیه
بنابر این بی فایده است خودتو با دیگران مقایسه کنی
...و اینکه هرگز نباید سریع قضاوت کنیم
صرفاً بر اساس شرایطی که اون لحظه توش قرار داریم
موافقم
...رابطه من و سه هون خیلی بهتر شد
وقتی دیگه خودمون با دیگران مقایسه نکردیم
هیچی یهویی اتفاق نمی افته
آدم یک شبه مهربون یا بیرحم نمیشه
می ران ، تصمیم گرفتی در مورد خودت تجدید نظر کنی
و بخاطر همین تونستی به زندگیت سرو سامان بدی
تو از مادرت سریعتر بالغ شدی
...شما کاملاً آدم دیگه ای شدی
بعد از اینکه از مرگ برگشتی
وقتی تو بیمارستان بودم صدای یکی رو شنیدم
صدای یکی؟ - آره -
نمیدونم خواب بود یا نه
اما شنیدم جونگ مین باهام حرف میزد
اون واقعا نگرانم بود
و اعتراف کرد که زندگی من چقدر سخت بوده
و فکر میکنم همین به من قدرت بیدار شدن داد
فکر میکنی خواب دیدی
یا واقعا جونگ مین باهات حرف میزده؟
من عمداً نپرسیدم
من میخواستم پیش خودم نگه دارم تا بتونم در موردش فکر کنم
وقت رفتنه ، پاشو بریم
برات چندتا غذای فرعی درست کردم
ای بابا چرا زحمت کشیدین
صبح زود پاشده رفته مواد غذایی گرفته
تمام روز کار کرده تا اینهارو برات درست کنه
ممنون مادر با لذت اینهارو میخورم
این چه حرفیه ، شام خوردی؟
.بیرون یه چیزی خوردم
به محض خنک شدن بذارش تو یخچال
چشم
مادر بفرما بشین
باشه
حتما خیلی از جی یون عصبانی هستی
No comments yet. Be the first to leave one.