نخستین 25 خط.
مثل یه تیله تو گوشم به صدا درمیای
تو اون کلمات شیرین رو گفتی
و وقتی با دهنت فوت میکنی یه رایحه ی شیرینی وجود داره
من قلبت رو که به صافی شیشه ست دوست دارم
به پاکی اولین برفه
اگه بخوام راحت بگم عشق تو اونطوریه
ما به کجا خواهیم رفت؟
چه اتفاقی واسه ما میفته؟ نمیدونم
ولی نمیخوام بترسم
Candy Jelly Love
اگه من اندازه یه قاشق از قلبت رو اشغال کنم
و یك ذره قول های سفید و پاکت رو باور کنم
میتونم کل روز رو بخندم
میتونم فقط راجب چیزای خوب حرف بزنم
وقتی همه چی خیلی سخت میشه وقتی ناراحتم
میتونم باهاش کنار بیام اگه تقاضای قسمت بیشتری از قلبت رو بکنم
روزایی که خیلی تنهام و دلم برات تنگ میشه
اگه یه قطره از عشقت رو داشته باشم شادی وسعت پیدا میکنه
تو روزای ابری اسم تو رو صدا میزنم
حتی به نور افتاب هم نیاز ندارم
چون این حس رو داره که بهم میگی که فقط منو داری
یه زمستون بدون تو اینقدر طولانی شده
ولی هنوز من خوبم
قلب من که تو رو داره همیشه مثل بهار گرمه
چه قدر منو یادت میمونه؟
No comments yet. Be the first to leave one.