Colourful Bone (Yan Gu / 艳骨)

Colourful Bone (Yan Gu / 艳骨)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Colourful Bone 2017 E01
Colourful Bone 2017 E02
ناشر Rahpooyan
(مترجم: نسترن (سون دانلود

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-06-28
تعداد دانلود: 21
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ارائه ای از تیم ترجمه ی سون دی ال مترجم نسترن ۱۹۷۱

استخوان رنگی

قسمت ۱

در سلسله ی تانگ

امپراطور یو ۱۰سال حکومت مستبدانه داشت

کشور تضعیف شده بود و مردم رنج میبردن

قبایل سربازانشون رو گردآوری کردن تا با امپراطوری بجنگن

دنیا در جنگ بود

بیماری که در سلسله ی دیان بود در نهایت امپراطور رو از پا درآورد

چو تحت نام تیان چو دنیا رو تحت کنترل درآورد

همزمان بای دی شمال رو بدست گرفت و باعث پیشرفتش شد

منطقه ی جنوب هم تحت سلطه ی جنوب غرب قرار گرفت

با وجود کوچیک بودن ،متحد بودن

تیان چو از زمان تاسیسش خوب پیشرفت میکرد

قبل از امپراطور تیان یی دو امپراطور دیگه حکمرانی میکردن

با این حال طی حکومت ایشون بود که کشور قوی شد و رشد کرد.اما امپراطور ناگهان ناپدید شد

افسر فنگ روگه خودش رو حکمران نامید

او با قاطعیت به کشور حکومت کرد و دیگران رو شگفت زده کرد

تحت حکم او، مردم و افراد نظامی به خوبی پیشرفت کردن

تنها نقطه ضعفش دختر عزیزش،جینگ شو بود

اگرچه جناب حاکم دخترش رو خیلی خوب مخفی کرده بود

بوی قتل همه جا به مشام میرسید

و اونها رو تعقیب میکرد

عمارت هونگ یائو آخرین مقصد منه

گفتن اگه از اونجا بیرون نرم

هیچ کس نمیتونه پیدام کنه،هیچ کس اجازه ی داخل شدن نداره

چی؟فقط به خاطر یه پیشگویی داری منو بیرون میکنی

بله،از اینجا برو

عمو کوان و خواهر ینگ تو رو همراهی میکنن

عمارت هوانگ یائو جای امنیه به اونجا برو و مخفی شو

پیشگویی چی گفته مگه؟

گفته تو باید از دستورات پیروی کنی

برای همین من باید پنهان بشم

باید صبر کنی

فقط به خاطر یه پیشگویی قدیمی من باید از هرچی دارم دست بکشم

من باید تولد ۱۸سالگیم رو اینجا جشن بگیرم.یا حتی بیشتر

تنها کاری که از دستم برمیاد هم صبر کردنه

صبر کنم تا وقتی خطر رفع بشه

صبر کن تا زمانی که سرنوشت بهت بگه

کی باید برگردی

یه نفر سعی داره وارد اینجا بشه

مواظب باشید

به نظرم یه جسده

نگران نباشید

من میرم نگاه کنم

مراقب بانو باش

باشه

فقط از یه راه میشه وارد این عمارت شد

اما اون از اون راه نیومد

فهمیدم

یواش بدو.چی شده؟

به این نقاشی نگاه کنین

یه راه مخفی زیر آبشارا هست

اون از آبشارا پایین افتاده و وارد این مسیر مخفی شده

اون راه مخفی به حوضچه ی هانفوی ما راه داره

این راه مخفی

این مسیر مخفی مارو به یخ های چند میلیون ساله میرسونه

مطمئنی این چیزی که گفتی میشه؟

یخ و آتش

خیلی خطرناکه اما راه دیگه ای نداریم

حتی اگه زنده باشه ما نمیتونیم اونو اینجا نگه داریم

نجات اون در اولویته

چه حیف

وقتی نجاتش دادیم میتونیم راههای دیگه رو امتحان کنیم

گوش کن.ازدواج واسه تو به معنی پیدا کردن یه شوهر خوب نیست

بلکه به معنی برقرازی صلح بین خاندان "چو" و "دی" عه

تو دخترِ دستِ راستِ امپراطور هستی

این وظیفه ی تو عه

من قبلا به امپراطور اطلاع دادم

که تو به زودی ازدواج میکنی

وقتی حجابت رو بردارم تو همسر من میشی

نزدیک نشو

تو به بای دی تعلق داری،جایی که شهروندانش حیوون صفت اند

نداشتن تمایل تو برام مهم نیست میخوام چهره ی زیبات رو ببینم

تو اهل بای دی نیستی؟

چرا،هستم

نگران نباش

من مجبورت نمیکنم

من فقط به احترام پدرت به اینجا اومدم

داماد

چرا وقتی ازدواج کردین،تمام روزتون رو باما میگذرونین

ازدواج خیلی کسل کننده است

زندگیم رو خراب کرده

اون خیلی موقر عه

اونقدر موقرر که اصلا با صورت بانمک تو قابل مقایسه نیست

زیبای من

ببینید چقدر مغرور عه

شما خرابش کردین

دختران زیبا صبور نیستن

شما دوتا روهم

خودم حال اساسی بهتون میدم

“ازدواج زندگی منو تباه کرد”

هنوزم معتقدم باید قبل از اینکه بیدار بشه،بفرستیمش بره

منم موافقم،یکم بهش پول بدین تا بره هر درمونگاهی که میخواد

یه مرد بالای صخره ایستاده

باید بکشیمش اگه خواست بیاد اینجا

اسلحه ات رو نشون بده

هی،بهت گفته باشم

به نظرم حتما هم مجهز اومدی

من میتونم تا سرت رو چرخوندی بکشمت

تو قوانین رو میدونی؟

هی یارو

اسمت چیه؟

من افراد بی گناه رو نمیکشم

حرف بزن

خودت خواستی

هی،خنجرم رو گردنته ها

زنده ای!؟

چرا وقتی نگاش میکنم دلم براش میسوزه؟

به خاطر طرز نگاهشه یا به خاطر اینه که این اواخر احساس بدی دارم

پدر، برادر هان گوانگ، چو زیفو

همه چیز مرتبه؟

بالاخره فهمیدی؟

نه،آخه یه گنجیشک

که نمیتونه تبدیل به ققنوس بشه

پس چرا اومدی تو؟ من که صدات نکردم

سردم شد اومدم ی فنجون آب داغ بخوریم

برو بیرون

اطاعت،جناب شاهزاده

این اتاق از بیرونم سرد ترِ

میرم بیرون خودمو گرم کنم

جینگ شو خیلی خوب میشد اگه کنار هم بودیم

زیفو،واقعا نمیخوای بهش نگاه کنی؟

چیزای زیادی در "تیان چو" هستن

وقتی پدر فردا ازت امتحان بگیره جوابش رو چی میخوای بدی؟

تو مثل همیشه منو ناامید میکنی

جینگ شو

برادر

حالت چه طوره؟

تو عمارت هونگ یائو حوصله ات سر نمیره؟

چرا هیچ کدوم خبری ازت دریافت نمیکنیم؟

پدرخونده میگه،بی خبری خوش خبریه

نمیترسی خبرای بدی تو نامه برات بفرستم؟

عمو کوان و خواهر ینگ باهات بازی میکنن؟

خودت چی؟مراقب چو زیفو هستی؟براش قلدری نکنی؟

از شنیدن این اسم خسته شدم

ناراحتم کردی

تو باید بری به رختخوابت

میخوام صبر کنم تا استاد برگرده

چرا نمیری بخوابی؟

فردا چه طور میخوای آموزش ببینی؟

استاد، این دختر از کجا اومده؟

شما گفتین که بچه ندارین

برای همین دارین منو بزرگ میکنین

این ،دختر خونده ی منه

باید خوشحال باشی که حالا یه خواهر داری

من خواهر نمیخوام،مامان و بابا میخوام

گستاخ

جناب شاهزاده استراحت کنین

هان گوآنگ ادامه بده

استاد،کی از این تمرینا خلاص میشم؟

هر وقت مُردی

دیگه نمیخوام تمرین کنم

چه فایده داره وقتی همش از شاهزاده عقبم؟

هیچ کس نمیخواد تو کونگ فو نفر دوم باشه

یه کتاب خوب حسادت همه رو بر می انگیزه

اما اگه کونگ فوی تو از بقیه ضعیف تر باشه

برات خطر مرگ رو به همراه داره

خودت انتخاب کن

تو چند روزِ که اینجا وایسادی

خسته نشدی؟

گرسنه نیستی؟

میدونی که آدما نیاز به غذا خوردن دارن

گرسنه نیستی؟

مطمئنی؟

فهمیدم یه آدم معمولی هستی بابا. اینو بگیر و بخور

مالِ تو

نمیخوری؟خودم میخورم

اگه من بخورم چیزی ازش نمیمونه ها

چه مرگته پسر جون آخه؟

هنوز خیلی جوونی که بخوای این طور ماتم بگیری

مردی یا زنده ای هنوز؟

چند روز گذشته اما عمو کوآن هنوز نتونسته از اون مرد حرف بکشه

اون مَردم که از جاش تکون نمیخوره

مثل درخت خُشکِش زده

نشونی از زنده بودن نداره

نه چیزی میخوره نه میخوابه، فقط یه جا ایستاده

فکر کنم میخواد خودش رو بکشه

اما پرتگاه که دقیقا روبروشه. چرا نمیپره پایین؟

بیدار شدی؟

ازت تشکر نمیکنم

قلب من مرده و تو نیازی نبود منو نجات بدی

به من ربطی نداره

فقط اینکه یه نفر بالای پرتگاه ایستاده و منتظرته

پاشو و از اینجا برو

اون آدم، سگ منه

تو این چند روز، اون نه چیزی خورده نه خوابیده

یه سانت هم از جاش جم نخورده

یه آدم معمولی نمیتونه این طوری دووم بیاره

اما تو

من،اربابشم

بدون اجازه ی من معلومه که نه میتونه چیزی بخوره نه بخوابه

تو خودکشی کردی و اون انتخابی نداشت جز اینکه باتو بمیره

این سرنوشت اونه،به تو ربطی نداره

از خانم هیچ خبری نیست

میدونین اون کیه؟

میدونم

نه نمیدونم

اگه اون گم بشه همتون جونتون رو از دست میدین

نگران نباشین،یه نوکر لال دنبالش رفته

Colourful Bone (Yan Gu / 艳骨) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Colourful Bone (Yan Gu / 艳骨)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left