The Librarians (US) - Second Season

The Librarians (US) - Second Season

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Librarians US S02E02 HDTV x264-KILLERS
The Librarians US S02E02 HDTV x264-FLEET
The Librarians US S02E02 HDTV XviD-AFG
The Librarians US S02E02 HDTV XviD-FUM
The Librarians US S02E02 480p HDTV x264-mSD
The Librarians US S02E02 720p HDTV x264-KILLERS
The Librarians US S02E02 720p HDTV x264-FLEET
The Librarians US S02E02 720p HDTV x264-0SEC
ناشر llillusionll
► illusion زیــرنـویــس از: امــیرعــلی ◄

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
480p
480
تاریخ انتشار: 2017-01-27
تعداد دانلود: 11
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

سلام،کارتون خوب بود از توفان نجات پيدا کرديم

- کارتون خوب بود - ممنون.خيلي ساده نيازمند

فهميدن ميزان زوال ادياباتيک

به عنوان نوسان مدن جوليان

بدون از دست دادن ميزان گردش انرژي گرمايي رانده شده بود

و يه مقدار بسيار زيادي جادو

بايد اونا رو آماده رفتن کنيم

- هرچه زودتر - اونا کارشون رو به خوبي انجام دادن

بدون اونا نميتونستيم پراسپرو رو شکست بديم

ما پراسپرو رو شکست نداديم

اون فرار کرد،و کتابش رو هم گرفته

...من ميخواستم برم دنبالش،ولي بجاش

ما يه نقشه ريختيم و با هم اجراش کرديم

جاي اينکه الکي کاري انجام بديم

کار الکي بهترين بخش ـه

داري...قهر ميکني؟

نه

شايد.نميدونم

اره دارم قهر ميکنم

چون ما اونجا کارمون خوب بود،من و تو

ميدوئيديم،ماجراجوئي ميکرديم

- تنهايي - بله،بخش هاي تنها بودن بهترين ـن

اره،ولي براي الان

که پراسپرو در رفته و موريارتي باهاشه

ما به همه نياز داريم

همه ي سه کتابدار اضافي کار رو درست انجام ميديم

- ميتونيم ادم بدا رو بگيريم - اوکي،ميتونيم سعي کنيم

ادم بدا رو بگيريم

واسه تغيير چيز خوبيه

وقت کار.کار،کار،کار

illusionامـيـرعـلـي illusion_Sub : تـو چـنـلـمـون جـويـن بـشـيـن #The_Librarians_S02E02

به جاي اينکه هرکدوم جدا کار کنيم

محافظ من منو راضي کرد

که اين يه موقعيت ايده آل براي

ماست که باهم متحد بشيم

تا دشمن ـمون رو از بين ببريم

اين مرد...پراسپرو

ميدونيم.اونجا بوديم خودمون

پراسپرو يه افسانه ـست

در بعضي موارد خيلي نادر يه شخضيت انقدر مشهوره که

خيلي خوب نوشته شده،يه نمايشنامه يا داستان که آنقدر خونده ميشه

که انرژي ذهني با جادوي محدوده ترکيب ميشه

و بهشون اين قدرت رو ميده که واقعا از داستان بيرون بيان

پراسپروي جادوگر،در تئوري

خيلي خطرناک ـه

...اما در کتاب تمپست

پراسپرو جادوي خودش رو از بين ميبره

کتابش رو غرق ميکنه،چوب دستي ـش رو ميشکنه

هرچند،اتفاقات اخير نشون ميدن

که شايد بخواد قدرتش رو پس بگيره

که براي يه افسانه خيلي غيرمتعارفه

بصورت معمولي،اونا به داستان ـشون مرتبط ـن

...نداشتن قدرت اراده براي تصميم گيري بر سرنوشت خودشون

ببخشيد

باشه،نه من...جدي؟اوکي

به هرحال همونطور که داشتم ميگفتم

پراسپرو از طريقي تونسته راهي پيدا کنه

تا عليه داستان خودش شورش کنه و قدرتش رو بازپس بگيره

- ...اون کتابش رو پس گرفته،خود - ...خود

- خودمون ميدونيم - بله ميدونم

بدين معني که حرکت بعديش پيدا کردن

و تعمير چوب دستيشه مگه اينکه ما شکستش بديم

خيله خب،من خوشم اومد حمله رو شروع کنيم

- چيکار کنيم؟ - ...خب،چوب دستي شکسته شده

واو!متاسفم.موضوع اينه که معمولا من توضيحات رو ميگم

تو معمولا نتيجه گيري هاي سريع و آشکار سازي هاي دراماتيک رو انجام ميدي

و همه چيز هاي هيجاني

- منصفانه ـست.ادامه بديد - ممنون قربان

پس چوب دستي اصلي در سال 1611 شکسته شد

درست بعد از اولين نمايش کتاب تمپست

که درست وقتيه که پراسپرو براي اولين بار به عنوان يک افسانه ظاهر شد

و چه بلايي سر قطعات اومد؟

اون رو هنوز نميدونيم

کپي تمپست رو داريم؟

حدود 10 سال بعد از نمايش منتشر شد

ممکنه چندتا سرنخ توش باشه

فکرکنم يه يادداشت اصلي توي اتاق مطالعه باشه

ميرم دنبالش.يادداشت.اتاق مطالعه

- ...اتاق مطالعه کجاست - ...برو

نه،بزار...تو بمون.من ميرم.سريعتر ميارمش

استون،ازيکيل،چرا نميريد کاتالوگ کارت ها رو برسي کنيد

و دنبال هر ارجاعي به يه چوب دستي گمشده نميگردين؟

حله.ميريم سالنامه کتابخونه رو هم چک ميکنيم

ببينيم کتابدار گذشته اي هيچ تجربه درمورد

- اين يارو پراسپريو داشته يا نه - پراسپرو

حالا هرچي

يه نفر بايد دفتر هاي جادوئي رو چک کنه

يعني،حتي اگه اون ما رو پخش کرده باشه

هنوز بايد از به حالت اول برمون گردونه

اين ميتونه يه نقطه ضعف احتمالي باشه

- و ميتونيم ازش سواستفاده کنيم - خيلي خوبه

من انجامش ميدم

اون...چطور...بود؟

نقشه اول خوبي بود

حالا يه نقشه دوم ميخوايم محض اينکه اون قبل از ما چوب دستي رو گير بياره

فکري داري؟

خب،يه فکر خوب دارم که نه شامل

ول کردن يه مشعل سولار در نيويورک ميشه

و نه از کار انداختن چيزي که ميتونه

...ربطي به مجسمه آزادي داشته باشه،ولي

اوکي،اون ديگه گذشته ...چيزي که الان مهمه

گذشته

ايو،ميدونم چوب دستي کجاست

مگه اينکه حدسم درست نباشه و منم هيچوقت اشتباه حدس نميزنم

ميتونم اون قطعه ها رو بگيرم و برگردم اينجا

به سرعت يوز ايراني

همچين چيزي داريم درسته؟

- خوبه،پس همه باهات ميايم - نه

تو بايد اونا رو بفرستي سراغ نقشه دوم

محض اينکه اشتباه کنم،که اينطور نيست

ولي تو بايد باهام بياي

اين يه بهونه زيرکانه براي اينکه

- بريم ماجوراجوئي ـه نه؟ - يه مقدار

ولي فکر ميکنم يه نقشه استراتژيک ـه

چون تضمين ميکنم اون چوب دستي هرجا که باشه

پراسپرو هم همونجاست

از سوي کتابم،من تو را براي خدمت احضار ميکنم

با قدرت هنرهاي محرمانه و روح هاي فاسد طرف من باش،موريارتي

...خب

پس اين همه هياهو بخاطر اين بود نه؟

کلکسيون والاس کاملا بيشتر جالبه

و از افسردگي خانواده ورنت منشأ گرفته

حرفاي پرافاده ايه براي کسي که زندگي فرومايه اي داشته

من جزء اولين افسانه ها هستم

من احضارت کردم.من کنترل ـت ميکنم

يادت بمونه

...و حالا،روح کوچک

کمکمون کن قلب رو پيدا کنيم

به نظر ساعت ـت شکسته

حواس ـش توسط اين مکان گيج شده

نوعي جادوي قويتر از اون راهي رو که به گنجينه اي که دنبالش هستيم

ختم ميشه رو تاريک ميکنه

به يک راه متفاوت براي رسيدن به هدفمون نياز داريم

و راه جديدمون رو فهميدم

موجي بر ژرفاي ما

بهترين مکان ها رو ميريم

عالي نيست؟

اينجا خونه جان دي بوده

رياضيدان،ستاره شناس

مشاور ملکه اليزابت اول

...همچنين محرم اصرار و هم عصر

ويليام شکسپير

البته،اون جادوگر هم بود

شکسپير يه رفيق داشته که جادوگر بوده؟

اصلا معلوم نبود

و اگه چوب دستي پراسپرو شکسته

شکسپير ميخواسته تيکه هاش رو مخفي کنه

چه جايي بهتر از خونه يه جادوگر

براي مخفي کردن چوب دستي يه جادوگر ديگه؟

براي 400 سال تيکه هاي چوب دستي توي اين خرابه بوده؟

قدرت شکسپير در داستان هايي نهفته ـست

که اون در فضا پخش ميکرده

اون احتمالا تيکه ها رو تا جايي که امکان داشته

نزديک مرکز قدرت مخفي...کرده

استيج.ايو

شکسپير و بازيگراش برنامه هاي

در حال اجراشون رو براي جان دي و دوستاش اجرا ميکردن

!اينجا احتمالـن استيج ـشون بوده

هي،راستش اون بالا خوب به نظر مياي

...خب،ميدوني که،يه وقتايي بود

که من تصور ميکردم شايد

يه هنرپيشه کلاسيک تعليم ديده بشم

"در واقع،دوران دبيرستان براي تيم بازيگري "هملت

تست دادم و ترکوندم

- تونستي نقشـتو بگيري؟ - نه...نتونستم

من مدير استيج بودم

ولي ميتونستم عالي بشم

به هر حال،شکسپير همينجوري

اين چوب دستي رو مخفي نکرده

...اون به يجور کد عبور براي مطمئن شدن

...از اينکه اونا نتونن پيداش کنن

...کلماتي

که ما هيچوقت روي اين استيج نگفتيم

ايو،تو نابغه اي

يه کلمه وجود داره

کلمه اي که هيچ بازيگري،هيچ هنرپيشه اي

هيچکسي که توي عرصه هنر نمايشي بوده مثل پراسپرو

هيچوقت نتونه به زبون بياره مگر اينکه

اونا توي عمل درست کردن بوده باشن

مکبث

قسم به شمشيرش

قراره شمشير هاي جادوئي پيدا کنيم؟

چون هيچي نياوردم واسشون

نه،اون نمايش اول،صحنه پنجمـه

اونا کلماتي هستن که روح پدر هملت ميگفت

معمولا زير استيج زده ميشدن

چوب دستي زير ماست

منابع يه مشت

چوب دستي هاي گمشده رو اينجا پيدا کردم

رويي جينگو بانگ،چوب دستي زاراتوسترا

چوب دستي را

دنبال کلمه چوب دستي و شکسته شده بگرد

چطور؟يجور ميگي انگار موتور جستجوگره

...منظورت چيه چطوري

نميدوني چطوري از کاتالوگ کارت استفاده کني؟

ناسلامتي قرن 21ـه

همينطور نميدونم چطوري بايد کفش پاي اسب کنم

خيله خب

ميرم ببينم جنکينز با دفتر يادداشت به کجا رسيده

چه خبر شده؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left