هماهنگ با نسخه‌های زیر

Curtain Call E15 HDTV[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2023-01-01
تعداد دانلود: 8
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(درخـت ها ایستاده میـمیرند)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

رانندگیت خیلی خوبه

قصد نداری گواهینامه بین‌المللی بگیری؟

نیازی نیست

چرا همش میگی نیازی نیست؟

من نیاز دارم اصلا، باشه؟

مشکلی پیش اومده؟

آره، دلم نمیخواد برای پسر عمویی که خودش بلده رانندگی کنه شوفری کنم

میخوام پسر عموم منو ببره و بیاره

این راهیـه که همیشه تنهایی اومدی

...و به زودی

مجبوری دوباره تنهایی ازش رد بشی

همش داری بینمون دیوار میکشی

کی میدونست که قراره هرچی بین خودمو مردای دیگه دیوار و مرز کشیدم

پسر عموم همونو سرم تلافی کنه

نخند

آره، بیا بگیم که تو برمیگردی چین

آره، حتی اگه این اتفاق بیوفته

دلایلی برای برگشتنت هست

حالا چه برای تعطیلات باشه چه سالگرد مادربزرگ

چرا همش میخوای پسر عمویی رو ببینی

که بیشتر زندگیت حتی نمیدونستی وجود داره؟

برای اینکه خوشحالم میکنی، چطور مگه؟

چرا باید خوشحال باشی؟

یعنی تو خوشحال نیستی؟

میتونی بدون دیدن همچین نونای خوشگلی

که انقدر باهات خوبه زندگی کنی؟

پس داری با زبون خودت

به من میگی که

خوشگل و جذابی؟- !هی، هی، هی-

!اوه اوه، جلو رو نگاه کن

...وای

نونا

میشه بیام داخل؟

تو که اومدی داخل

راست میگی

اجرا؟

آره

...من واقعا میخوام

به مادربزرگ نشونش بدم

واقعا؟

داستان های جالب زیادی هست که ممکنه تو هم ازشون خوشت بیاد

پس خیلی خوشحال میشم اگه تو و مادربزرگ

برای دیدنش بیاین

باشه

واقعا امیدوارم بتونم با مادربزرگ ببینمش

میتونی

حتما میتونی

باشه

...میخوام

بهت نشون بدم نونا

که بازیگر تئاتر یو جه هون کیه

و من واقعا کی‌ هستم

اینطوری باید شروع کرد، نه؟

ای بابا، لازم نبود تا بیرون بیاین

...خب، پس

سلام آقای یو جه هون

هی، قلابی

هنوزم اینجا کاری داری؟

اگه بازیگری

باید بدونی که وقتی اجرا تموم میشه

باید صحنه رو ترک کنی

هنوز تموم نشده

حتما باید با چشمای خودت

ببینی خانم رییس میمیره تا راضی بشی؟

!هی

اینطوری درباره‌ش صحبت نکن

چرا؟- اونطوری که فکر میکنی نیست-

پس اینطوری درباره‌ش حرف نزن

به خاطر سه یونه؟

آره؟

انگار چون وقتی ادای ری مون سونگ رو درمیاوردی

یه مقدار به سه یون نزدیک بودی فکر کردی برای خودت کسی هستی حالا

ولی باید جایگاه خودت رو بشناسی

آره

من قلابیـم

...من قلابیـم، ولی

فکر کنم میتونم بالاخره بهت بگم

دیگه نیازی نیست به اینکه چی فکر میکنی اهمیت بدم

چی گفتی؟

من بازیگر تئاترم

اگه کسی نقش یکی مثل تورو بهم بده

فقط یه روز برام طول میکشه

تا آنالیزت کنم

شخصیت تو خیلی ساده‌ ست

بذار درست حسابی ازت بپرسم

تا حالا فکر کردی که

چرا انقدر دلت میخواد

باهاش ازدواج کنی؟

چی گفتی؟

...تو تمام زندگیت رو

بدون هیچ شکستی گذروندی ولی یهویی یه نقصی پیدا شد

و برای درست کردن اون نقص

به شدت غرق ازدواج با سه یون نونا شدی

چی فکر میکنی؟

فکر میکردی وقتی اون نقص رو برطرف کنی زندگیت عالی میشه

ولی حس بدی داره، نه؟

میدونی چرا اون حسو داری؟

...برای اینه که

...تو

عاشق سه یون نونایی

مثل احمقا حتی نمیتونی احساسات خودت رو تشخیص بدی

با این حال داری عجولانه تلاش میکنی که نقص زندگیت رو برطرف کنی

چطور میتونی حتی بعد از رسیدن به هدفت خوشحال باشی؟

عمیقا اشتباه میکنی

چیزی که واقعا میخوای؟

سه یون نونا نیست

قلب سه یون نوناست

هنوزم دیر نشده

یه نقص بزرگتر درست نکن که باقی عمرت رو توی عذاب و حسرت زندگی کنی

درستش کن

دارم میگم از اول شروع کن

همین

جاجانگ، جاجانگ

اینجا نشستی چیکار میکنی؟

هی، بدون حضور من تمرین خوب پیش رفت؟

آره، خوب بود

حس میکنم این آخرین اجرای منه

...جاجانگ

پس میری آمریکا؟- آره-

تا جایی که میتونستم عقب انداختمش

دیگه وقتشه برم

آره؟

این مدت حس میکردم

که زمان یه جورایی متوقف شده

تو و خونه مادربزرگ که توش می موندیم

ولی انگار ساعتـه دوباره شروع به کار کرده

...برای همین

باید ساعتـمو که وایستاده بود دوباره راه بندازم

وای من فقط میخوام

اون ساعت رو خورد و خاکشیر کنم

اینکارو برام میکنی؟

آره، برات خوردش میکنم

واقعا اینکارو برام میکنی اوپا؟

من با اعتماد به نفس گفتم

ولی چیزی هست که بتونم خورد کنم؟ چطوری باید بشکنمش؟

!ولش کن، گشنمه

همش چرت و پرت میگی

!زود باش، گشنمه

باشه بابا، دارم میام

برام دوکبوکی بخر

الو؟

چی؟

مادربزرگ بیدار شده؟

حالش چطوره؟

خوب نیست

پس ما اینجا چیکار میکنیم؟ بریم

...خب، مادربزرگ

دنبال مون سونگ میگرده

چی؟

چی گفتی؟ مون سونگ؟ پس ببریـمش

خاله، مون سونگ کجاست؟

اینجا نیست، توی اتاقش هم نبود

یه مدت پیش رفت، و اخیرا خیلی ندیدمش

هیونگ، تو بعضی اوقات بهش زنگ میزدی زودباش بهش زنگ برن

منم نمیدونم کجاست- ...قبل از هر چیزی-

میخوام یکم بهش فکر کنیم

اصلا این خوبه که ری مون سونگ

و مادر بزرگ الان همـو ببینن؟

چی داری میگی؟

ری مون سونگی که توی ذهنـه مادر بزرگه کیه؟

براش بهتره که کیو ببینه؟

...برای مادربزرگ، مون سونگ

همون مون سونگه

همون مون سونگ

...و برای همین من

به نظرم بهتره به جه هون بگیم بیاد

ماه همیشه پشت ابر نمیمونه

درسته، حق باتوعه

میخوای تا زمانی که مادربزرگ بمیره پنهانش کنی؟ آره؟

نه! بهت گفتم که نه

منم نمیدونم

بریم

پارک سه گیو

من فعلا میرم

ما چیکار کنیم؟

خانم رییس

دارن میان

استراحت کن

!نونا

نونا

مادربزرگ خوبه؟

خوب گوش کن

امروز تو ری مون سونگی

چی؟

این آخرین صحنه ست

که به عنوان ری مون سونگ

تو این اجرا بازی میکنی

حتما خیلی اذیتت میکنه، نه؟

بهشون بگم درش بیارن؟

خیلی کله شقی

نگهش دار، باید زنده بمونی

بیا بریم بیرون

مادربزرگ باید استراحت کنه

من همین بیرونـم

دستت رو بلند نکن

...تو

اوپا

مادربزرگ

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left