نخستین 200 خط.
...من می خواستم از کسی که
زندگی منو از بین برد انتقام بگیرک
کسی که دختر منو به کما برد
...من به قدرت شما نیاز داشتم
برای مجازات اون شخص
من که بهت گفتم
اگه به قدرت من نیاز داری
هر وقت که نیاز داشتی ازش استفاده کن
چی داری می گی؟
...ایل جو کسیه که
...اسناد 15 سال پیش
توی کیف من گذاشت
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
اینو از کجا آوردی؟
تو بهتر باید بدونی که اونو گذاشته بودی توی کیف من
خوب فکر کن
...آخرین جایی رو که داشتی با نگرانی
دنبال این اسناد می گشتی
چون نمی دونم دارم ازت می پرسم
اگه این من بودم که اسناد توی کیف تو گذاشتم
اگه کسی بودم که اصل این اسناد داشت
پس چرا الان دست خودم نیست؟
پس چرا تو داریشون؟
...می ری این اسناد پیدا کرد
وقتی توی اتاقت قایم کرده بودیشون
بعدش دنبال می ره کردی برای گرفتنشون
...تو کسی بودی که بخاطر همین می ری رو هول دادی
برای اینکه اینو ازش بگیری
...داری میگی
اینها دست می ری بوده
نه
...خودتم می دونی که می ری اینها رو قایم کرده بود
...توی اون کیف
همونی که با تمام وجود می خواستی
وقتی متوجه شدی
... ترسیدی
که مبادا می ری اون اسناد به من بده
به خاطر همین کار تو می ری الان توی بیمارستان
...و
بعدشم می ری رو متهم کردی به دزدیدن حلقه ات
تو بودی که حلقه رو بهم دادی
تو گفتی که می ری دزدیدش
برای چی داری حرفتو عوض می کنی؟
اینو ببین
می ری به مامان سلام کن
عاشقتم مامان
تو حلقه ات توی مهمونی دستت بود
در مورد حلقه دروغ گفته بودی
توی مهمونی حلقه دستم بود
ولی وقتی رفتم اتاقم تا برم دستشویی درش آوردم
هنوزم به دروغت ادامه میدی؟
تو نبودی که یه سری آدم فرستادی خونه من برای اینکه دنبال اسناد بگردن
بخاطر تو برادرم زخمی شد
دزد گرفتی؟
اون گفت من فرستادمش؟
پدر
من باید به این حرفا گوش بدم؟
تو این کارو کردی
کار تو بوده
من می دونم
پس؟
فکر می کنی من بودم که دخترتو هول دادم؟
بخاطر همین با پدرم ازدواج کردی؟
براگرفتن انتقام
ایل جو
می خوام خصوصی باهات حرف بزنم
= قسمت 30 =-
...اون اسناد
تو 15 سال پیش گذاشته بودی تو کیف اون درسته؟
نه
من این کارو نکردم
پدر
اون زن داره گولت میزنه
اون بخاطر انتقام گرفتن از من زن شما شد
اون شما رو دوست نداره فقط داره از شما استفاده می کنه
این تو نیستی که باید عصبانی بشه ...منم
حقیقت بهم بگو
تو اینارو توی کیف یون سو گذاشتی؟
از همون موقع به هیونگ وو احساس داشتی
بخاطر همین این اسناد توی کیف اون گذاشتی
بخاطر همین اون بچه رو هول دادی؟
من اون بچه رو هولش ندادم
من سعی کردم بگیرمش نه هولش بدم
پس این درسته که تو دنبالش کردی بخاطر این اسناد
پس یعنی مسئله حلقه نبوده ؟
حق با شماست
بخاطر این اسناد بود
...و 15 سال پیش من
این اسناد تو کیف یون سو گذاشتم... درسته
برای اینکه من خیلی تنها بودم
تا هیچده سالگی هیچ کسو نداشتم
من فقط با مادرم زندگی میکردم
اون بعدش اون فوت کرد
دیگه هیچ کسو نداشتم
اینها رو بهانه می کنی
هیونگ وو تنها کسی بود که بهم اهمیت می داد
شما مادرمو ول کرده بودی
بعد از اون من تنها به حال خودم رها شده بودم
هیونگ وو اولین کسی بود که باهام مهربون بود
من اونو برای خودم می خواستم
عشقی که شما هیچ وقت بهم نشون ندادی
می خواستم از هیونگ وو بگیرم
پس نتیجه اش این شد؟
بخاطر این موضوع بابای هیونگ وو مرد
منم نمی دونستم اینطوری می شه
بخاطر همین احساس گناه داشتم به عذابی که هیونگ وو می کشید
تو کاری کردی کسی رو بکشم که از همه بیشتر برام ارزش داشت
کسی که اونو کشت شما بودی پدر
خیلی خب
باشه قبول دارم که من کار وحشتناکی کردم
مگه شمام همینطور نیستی؟
برای هدفت
از هیچ کاری رو گردان نیستی
این اشتباهه که من مثل شمام؟
شمام اگه جای من بودی احتمالا می ری رو هول میدادی
ایل جو چی گفت؟
اسناد بده به من
هر چی ایل جو از دهنش بیرون میاد دروغه
اون حتی برای گرفتن اینا
آخرین بار رفت سراغ دوست مادرم
...اون با زبون خودش اینو گفت
که این اسناد توی کیف من گذاشته
اون اعتراف کرد
بخاطر همین تو ازم استفاده کردی؟
متاسفم
اگه می خواین بخاطر این مجازاتم کنید
من کاملا قبول می کنم
اما ایل جو مسبب کمارفتن بچه منه
شما به من قول دادی
کسی رو که من و خانواده منو نابود کرده
حتی اگه نزدیک ترین کس بهتون باشه
بازم نمی بخشیدش
همه چیزایی که بهم گفته بودی دروغ بود؟
...تو
حتی یه ذره هم منو دوست نداری؟
نخست وزیر
نمی خوام بیشتر از این بگی
شما مادر منو ول کردی
بعدش من توی این دنیا تنها موندم
هیونگ وو اولین کسی بود که باگرمی باهام برخورد کرد
برای خودم هیونگ وو رو می خواستم
عشقی رو که شما هیچ وقت نشونم ندادی
می خواستم از هیونگ وو بگیرم
تو بهم قول دادی
کسی که این کارو با من و خانواده ام کرده نبخشی
حتی اگه بهت خیلی نزدیک باشه
شما گفتی نمی بخشیش
...شماره مورد نظر
موهیوک سر کاری؟
چرا جواب نمیدی؟
باید باهات حرف بزنم دارم میام اونجا
تو دلیل فوت پدر منی
کسی که حقیقت 15 سال ازم مخفی کرده
چظور جرات کردی می ری رو هول بدی؟
کجا داری در میری؟
بعد از اینکه با بی حیایی دروغ گفتی
حالا ترسیدی؟
تو کسی هستی که باید بترسی
...فکر کردی بخاطر استفاده از پدرم
اون می بخشت؟
تو اونو نمی شناسی
من بهتر از تو می شناسمش
اون بر خلاف تو وجدان داره
نمی دونی هم خون بودن چقدر وحشتناک
همونقدر که تو به دخترت وسواس داری
پدر منم هرگز منو ول نمی کنه
فکر کردی یاد گرفتی چطوری با پدرم بازی کنی؟
تو هنوز یه مبتدی هستی
الان باعث شدی درست حرکت کنه
ایل جو
بیا تو
...از قدیم گفتن
سیاست یعنی برخورد بیرحمانه و طمع کارانه
...وحشی و پستی
برای تحقق بخشیدن به رویاهای بزرگ و مقدس
اینو تاریخ ثابت کرده
هیچی بدون خونریزی انجام نشده
...گل نیلوفر آبی
شکوفه ای در گل و لای
...چیزی که هر گز نباید فراموش کنی
برای شکوفا شدن باید مراحل خاصی رو جلو بری
....من می بخشمت
برای هر کاری که کردی برای رسیدن به هدفت
حتی اگه کسی رو کشته باشی
من می بخشمت
پدر
تو یه هدف بزرگتری داری
برای همین از این چشم پوشی می کنم
متشکرم , پدر
متشکرم .
...اما
یه شرطی دارم
تمام کارهایی رو که تا الان کردی می بخشم
فقط باید هیونگ وو رو فراموش کنی
اون دشمن توئه
اگه اونو نکشی هیچ آینده ای نداری
اگه بتونی این کارو بکنی
من هر کاری برای کمک بهت می کنم
آقای جین؟
شما نباید الان اینجا باشی
No comments yet. Be the first to leave one.