نخستین 200 خط.
...شرط می بندم من تنها پسریم که میتونم
زنی مثل لی جی یون کنترل کنه
مسابقه زل زدن به هم داریم؟
از کجا فهمیدی امروز دلم میخواد گریه کنم؟
یک شاهزاده همیشه میدونه پرنسسش کجاست
...اون پسربونیتایی یک کتک خوب ازم خورد
اگه افتادم زندان
باید بیای ملاقاتم و برام غذای بیرون بگیری
تو محوطه گلف بودم که شنیدم
تصادفی شنیدم
حالا چرا یک کتک خوب زدیش؟
بایدیک کتک مفصل بهش میزدی
می بینم که هنوزم همون اخلاق داری
یه کم قدم بزنیم؟
منتظر تماس من بودی یا نبودی؟
نمی خوام بهت بگم
تابلو شد که منتظر تماسم بودی
پس بنابر این حق با من بوده
هر دو احساس متقابل به هم داریم
درسته تو باعث شدی قلبم تند بزنه
یک حس خاصی بهم دادی
...اما در شرایطی نیستم
بخاطر این احساس زندگیم بخطر بندازم
ای بابا دوباره که انرژی منفی شدی
ما تو محیط های مختلفی زندگی میکنیم
و من زندگی سختی دارم
باید خیلی چیزایی رو که میخوام کنار بذارم
خودت همه رو میدونی
وقتی میگی باید ول کنی
منظورت در مورد جانگ سه هونه؟
هنوزم بهش احساس داری؟
طلاق باعث میشه کاملا به هم پشت کنیم
بین ما همه چی تموم شده
پس خوبه
البته من از قبل تصمیم گرفتم بخاطرش آزار نبینم
.جونگ مین
شاید به من ربطی نداشته باشه
...اما میخوام بدونم چرا یهویی تصمیم گرفتی
بری گروه سورین
اگه میخوای بهت میگم
فهمیدم باید دیوار رو خراب کنم
دیوار بین من و پدرم
هر دو خیلی داریم به هم آسیب میرسونیم
...من همیشه سعی داشتم ازش فرار کنم
از اینکه همیشه سعی میکرد زندگی مو کنترل کنه متنفرم
...اما یهو به نظرم رسید
شاید من بودم که این دیوار بین مون ساخته
...پس فکرشم نکن که بخاطر جانگ سه هون
به شرکت سوروین پیوستم
...جی یون تو بهم گفتی
فراموش نکنم تو همینی که الان هستی
...و همون زمان من بهت گفتم
من همینی رو که الان هستی دوست دارم
نه کسی که در گذشته بودی
از حالا دیگه نذار جانگ سه هون بین ما قرار بگیره
...من شخصاً فکر میکنم همه مون یکبار با یک شخص اشتباهی ملاقات میکنیم
تا اینکه بالاخره با آدم درستش روبرو بشیم
جونگ مین چرا منو دوست داری؟
...چون حس میکنم
تو فقط فرد مناسب منی
حس میکنم میتونی یادم بدی عشق چیه
...بخاطر همین
...میخوام من مرد مناسب
تو باشم
عشق چیز خوبیه
این یک حس نجیبانه است
اما این چیزی بیش از یک احساس نیست
اما عشق میتونه تو رو خوشحال کنه
من میدونم همیشه عشق زوری نیست
و باید بطور طبیعی اتفاق بیفته
بخاطر همین تصمیم گرفتم عجله نکنم
میخوام صبر کنم تا تو هم عاشقم بشی
...بخاطر همین فعلا
تا یک استراتژی ارائه بدم
یه چیز دیگه هم هست که من خیلی توش مهارت دارم
صبوری
معنی این چیه؟
به نظر نمیاد اومده باشی دلم بدست بیاری
همینطوری برات خریدم چون تو عاشق گل رزی
این یک هدیه جدایی ـه؟
میخوای دقیقاً مثل فیلم ها یک جدایی خوب داشته باشی؟
برای دعوا نیومدم
متوجه شدم که باید صحبت کنیم
آزارم میدی
بعد میخوای درکت کنم؟
فکر کنم امروز روز درستی نباشه
انگار برا بهتر شدن به زمان بیشتری نیاز داری
چطور انتظار داری حال بهتر بشه؟
.می ران
من میدونم بخاطر اون تصادف رو صندلی چرخدار نشستی
و اینم میدونم چقدر بخاطرش آسیب دیدی
اما هیچ کس جز خودت نمی تونه بهت کمک کنه
...تو باید خودت بهش غلبه کنی
تا بتونی نفس بکشی
...تو کسی هستی که منو آزار داده
و باعث شد اینقدر عصبانی بشم
...تو حق نداری بهم بگی
این من بودم که رابطه مون خراب کرد
و این از لحظه ای شروع شد که تو احساست به یکی دیگه شروع شد
و البته مه به دلیلی تغییر میکنن
و برای تو اون لی جی یون بود
از کی میدونستی؟
الان این مهمه؟
اما اگه بهش فکر کنی
تو هم مثل من بدبختی
...آرزو داری توسط کسی دوست داشته بشی
که دیگه دوستت نداره
میخوای کاری کنم لی جی یون دوباره عاشقت بشه؟
اگه اوضاع بین جی یون و جونگ مین خوب پیشنره
میدونی ممکنه برگرده پیش تو
...بخاطر همین من به رئیس سو زنگ زدم
...تا بهش بگم زن سابقت
داره با پسرش سو جونگ مین قرار میذاره
!یون می را
صدات واسه من بلند نکن
نگران نباش
خوشبختانه زنش گوشی رو جواب داد
نتونستم بهش چیزی بگم
گوشی رو قطع کردم چون نتونستم ازفکر تو بیرون برم
نمی خواستم وضعیتت تو شرکت خراب بشه
چرا اینقدر ازش متنفری؟
چرا اینجوری خودتو شکنجه میدی؟
پس چیکار میتونم بکنم؟
میخوای یه چیزی بهت بگم
...وسواس بودت با تو
...تنها کاریه که میتونم بکنم
تا نشون بدم چقدر از زندگی رقت انگیزم نا امید شدم
... من در واقع
...قبل از تصادف
میدونستم میخوای ازم جدا بشی
پس وقتی پاهام فلج شد
و حتی سعی کردم خودم بکشم
بعدش دیدم به همین دلیل نمی تونی من ترک کنی
خدارو شکر کردم
بخاطر همین خیلی خیلی سپاسگزار بودم
وقتی بچه بودم پدر و مادرم ولم کردن
و حتی رو صندلی چرخدار قرار گرفتم
وتو بهترین اتفاق زندگیم بودی
اما دنیا دست به دست هم داده تو تو رو ازم بگیره
اونوقت من باید دست رو دست بذارم و کاری نکنم
همون موقع باید من ترک میکردی
چرا قول دادی کنارم بمونی؟
اگه ولم کرده بودی تا بمیرم
دیگه همچین زندگی بدبختانه ای نداشتم
.متاسفم
وقتی بهت قول دادم منظورم واقعی بود
اما حدس میزنم ترحم فقط احساس بدتری بهت میده
.متاسفم
تو واقعاً خوب بلدی چطوری من ناراحت کنی
.می ران
ترحم ، دلسوزی و شفقت
تنها چیزی نبود که نسبت به تو حس میکردم
دوستت داشتم
و از جذابیتت خوشم اومد
و حتی تو رو در آغوشم گرفتم
...اما من و تو از همون اول به هم گفتیم
که هیچ علاقه ای به ازدواج نداریم
میدونم خودخواهم
امانمیشه من درک کنی؟
من میخوام آزاد باشم
نمیخوام یکی دست و پام ببنده
احساست به لی جی یون بی فایده است
هنوز این متوجه نشدی؟
لی جی یون دیگه دوستت نداره
بخاطر جی یون نیست
بعد از اینکه دوباره دیدمش
یاد گذشته افتادم
اما قصد ندارم دوباره باهاش شروع کنم
...اما قشنگ معلومه
هنوز ازش دل نکندی
پس بذار درکت کنم
اگه نمی تونم جلوتو بگیرم پس بهتره این کارو بکنم
من صبر میکنم تا از پسش بر بیای
قطع رابطه با کسی که دوستش داری از هر کاری سخت تره
ویل من خیلی دوستت دارم
.به آسمون نگاه کن
"...نمی تونم تمام ستاره هارو تک تک بشمارم"
"...که در قلب من نشسته "
"زیرا صبح راهی سریع برای آمدن دارد"
"زیرا شبِ فردا هنوز فرا نرسیده است"
"و چون هنوز آتش جوانی من نسوخته است"
"من خاطرات را در یک ستاره می بینم"
"و عشق به دیگری"
"من تنهایی رو می بینم"
"آرزوهای من"
"و شعرم"
"...در دیگران"
من تنها تو را می بینم
لی جی یون
انگار داریم قایم موشک بازی میکنیم
اما این تویی که میبازی
شاید احساس من بیشتر از مال تو باشه
اما صادقانه تر از این نمیتونه باشه
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
ببخشید که این وقت روز اومدم
ببخشید ببخشید
میتونستم فردا سر کار بهت بدم مجبور نبودی بیای
داشتم بر میگشتم خونه
گفتم بیام اینو بگیرم برم
گذاشتم تو اطاق مطالعه صبر کن بیارم
No comments yet. Be the first to leave one.