Penny Dreadful

Penny Dreadful

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Penny Dreadful S01 E05 - 480p Bluray
ناشر mpasha

برچسب‌ها

BluRay
480p
480
تاریخ انتشار: 2015-05-01
تعداد دانلود: 78
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

...‏‏آنچه گذشت

‏استعداد‌هاش باعث آسیب‌پذیریش میشن

‏همچنین باعث میشن که خواستنی‌تر بشه

...‏ونسا

‏کمکم کن

‏چه بلایی سرِ مینا اومده؟

‏با یه موجود درگیر رابطه شد

‏حالا برده‌ی اون شده

‏بین دنیای ما و دنیای اون ‏سرگردانه

اطرافم پراکند‌ن

‏تو این وسط چیکاره‌ای؟

‏کارم به‌خودم مربوطه

‏پسرم رو توی آفریقا از دست دادم

‏پدرم، بذار همراهت بیام

‏خودم رو به‌عنوان کاشفی گرانقدر ثابت میکنم

‏پیتر دوستت داره، پدرجان

!‏آمونت؟

‏نـه ‏پیرتر از این حرفام

‏آمونت همسر آمون بوده

‏ولیعهد حقیقیِ ابلیس

...‏با گرفتن روح بقیه

‏خودش رو تقویت میکرد

‏من اینو به دوشیزه آیوز نمیگم

‏آخه کی دلش میخواد بدونه که ‏خودِ شیطان تسخیرش کرده؟

‏چی شد؟

‏اومده بود دنبال تو

‏فکر کنم کل ماجرا نقشه‌شون بود

‏اما مینا من رو به‌سمت اون راهنمایی کرد

‏پس شاید مینا هم دشمنت باشه

‏میتونی سرزنشش کنی؟

‏ونسا کجاست؟

‏من مادرم رو میخوام

‏واسه چی اونو میخوای؟

‏بقیه واسه چی میخوانش؟

،‏اگه گناه نمیکردم ‏هیچکدوم از این اتفاقا میفتاد؟

‏نمیتونیم گذشته رو برگردونیم

‏باید با گناهانمون زندگی کنیم

Translated by: ElSHEN & ELAHE

‏مینای عزیزتر از جانم ‏...دوست محبوبم

‏این نامه را وقتی مینویسم که ‏بیماری درحال ترک وجودم است

‏اوایل، هرماه نامه مینوشتم

‏بعد هرهفته و حال هر روز نامه مینویسم

‏میدانم که به‌زودی تمام مشغله‌های دیگر را کنار گذاشته ‏و فقط مینویسم

‏پایان یک نامه، شروع نامه‌ای دیگر است ‏سلسله‌ای از کلمات بی‌پایان

‏تنها به این امید مینویسم که ‏شاید روزی در جواب، نامه‌ای دریافت کنم ‏و همه‌چیز مثل سابق شود

‏گرچه میدانم که ناممکن است

‏وقتی که بچه بودیم، زندگی خیلی ساده و بی‌مشکل بود ‏درست نمیگم مینای عزیزم؟

شاید مشکلات بسیار دورتر از ما بودند و فقط بازی‌های کودکانه و ماسه و قلعه‌های شنی بود

‏چنین تفکری ساده‌لوحانه‌ است میدانم ‏اما مگر همه‌ی خاطره‌ها اینگونه نیستند؟

‏بیا بریم توی آب و خیلی خیلی دور بشیم ‏نباید بریم ‏ممکنه توی دردسر بیفتیم ‏ترسیدی؟

‏- نـه‌ نترسیدم ‏- پس باهام بیا

‏به‌نظرت تا کجا میتونیم شنا کنیم؟ ‏تا هرجا که بخوایم

،‏وقتی رسیدیم اونجا ‏بعدش چیکار کنیم؟ ‏هرکاری که بخوایم

‏بیا بریم و ببینیم تا کجا میتونیم پیش بریم ‏نـه، نباید بریم

‏تو همیشه اینقدر میترسی، میناجونم؟

‏کجای دنیا دو خانواده از ما به‌هم نزدیک‌تر بودند؟

‏روزی را به‌خاطر ندارم که ‏درب خانه‌ی ما به‌روی هم بسته بوده باشد

‏مگر روزی که برای همیشه بسته شد

‏سلام خانوم موری ‏روز قشنگی برای مهمونیه ‏هممون مضطرب شدیم ‏بچه‌ها توی اتاق آفتاب‌گیرن

‏صبحتون بخیر، آقای اندرو

‏صبحتون بخیر

‏صبحتون بخیر

‏صبح بخیر پیتر

‏هنوزم دستت به این میمون بنده؟ ‏هرکاری که میکنم باز این

!‏- شبیه مرده‌هاست "‏- مگه درخته که میگی "این ‏....اینم جون‌ داره

‏یه‌اسم براش بذار ‏ون، این یه میمونه بی‌جونه

‏باید واسش اسم بذاری ...‏تا زنده بشه

‏نام‌گذاری مثل یه طلسم میمونه

‏این آریِلِ ‏اسمش از کتاب شکسپیر گرفته شده

‏تو همیشه روی چیزایی کار میکنی که ‏خوراکشون موجودات زنده‌س

‏به‌نظر من تو خون‌خواری

‏من خون‌خوارم ‏ونسا فقط تظاهر میکنه

‏به‌نظر من آندرو قشنگ‌ترین سبیل رو داره

‏- آره، خیلی خوشگله ‏- خیلی هم قد بلنده

‏منم با یه آدم قد‌بلند عروسی میکنم

‏چون از آدمای قد‌کوتاه اصلا خوشم نمیاد

‏واسه رقصیدن خیلی نافرمه

دوست داری چجوری باشه؟

‏180 سانت قد

‏سبیل‌هاش رو هر روز تمیز کنه

‏ پاهاش هم کوچولو باشه که بتونه خوب برقصه ‏تو چی؟

‏هر کسی به‌جز وکلای بدقیافه‌ی پدر

‏پس یعنی با پیتر ازدواج میکنی

‏همه همینو میگن ‏من اینجا نمیمونم که با ونسا ازدواج کنم ‏کجا میری؟

‏با پدر میرم آفریقا

‏مطمئنی که میخوای مکتشف بشی؟

‏کلِ عمرم که نمیتونم میمونِ عروسکی ‏درست کنم

‏مراقب اون چمدون ها باش

‏- پدر ‏- سلام پیتر

‏پدر

‏اینم دخترِ خوشگلم ‏سلام

‏خیلی لاغری ! ‏میشه دنده‌هات رو شمرد

‏تازه کلاهت رو هم نذاشتی ‏زود فهمیدی

‏کلاهم اولین چیزی بود که گم کردم ‏- بعدش چی گم کردی؟ !‏- راهم رو

‏سلام گِلَدیس

گریه نکن عزیزم

‏واسه من چی آوردی؟

...‏خب، بذارید ببینم

‏اینجا چی داریم؟

...‏خب

!‏اَه

‏- این دیگه چیه؟ ‏- پوست گربه‌ی دشتی

‏از قشر لپتالوروس‌ها ‏از سواحل دریاچه‌ی تانگانیکا

‏- چقدر زیباست ‏- ممنون پدرجان

‏من مثل یه تمساح گرسنه‌م

‏مهمونیه خوبی راه انداختید؟

‏عذر میخوام؟

‏آن مهمانی‌ها را خوب به‌یاد دارم

‏بهترین جشن‌های زندگیمان بودند

‏پدر و مادرم همواره سرِ سفره‌ی شما ‏دعوت بودند

‏پدرت با هدایایی کمیاب و البته آفتاب‌سوختگی ‏روی پوستش، برمیگشت

‏حالا کسی میخواد واسش داستان رویاروییم با ‏آدم‌خوارها رو بشنوه؟

‏میخواید؟ ‏خیلی‌خب

،‏اما کمیاب‌ترین هدیه ‏داستان‌هایش بود

‏البته مطمئنم که داستان‌ها را به‌کلّی ‏تغییر میداد

...‏...همون‌موقع بود که صدای گریه شنیدیم "‏"نیامه

‏چشمان پیتر میدرخشید ‏چه آینده‌ی درخشانی را کنار پدرش ‏تصور میکرد

‏تا اومدیم به‌خودمون بیایم ... ‏دیدیم که توی ‏طناب‌هاشون اسیر شدیم

‏فریاد میزدند، نیزه‌هاشون رو تکون میدادند "!‏و میخوندند: "نیامه، نیامه، نیامه

‏نیامه یعنی، گوشت ، که ‏منظورشون ما بود

‏خیلی ترسناکه

‏شروع کنیم؟

‏اما با وجود خویشاوندی‌مان ... ‏مینای عزیز ‏خیلی هم مانند هم نبودیم

...‏مناسک مسیحیِ خانواده‌ی من برای خانواده تو غریبه بودند

‏اگر بزرگتر بودم، بهتر میفهمیدم

‏پشت آن خنده‌ها

‏پشت آن گفتگو‌های بسیار طولانی و شیرین ‏جاذبه‌ای نبود، نـه؟

‏چون هر دو خانواده با هم سازگاری داشتند

‏نـه

‏بیشتر شبیه یک تپش بود ‏مثل فریاد زدن کلماتی در چاهی بی‌پایان

که با پیچیدگیِ بیشتری باز میگردند

بزرگسالی، میشود گفت

،‏و در آن شب وحشتناک ‏شبی که اتفاق افتاد

‏اتفاق خاصی هنگام غذا خوردن افتاد؟ ،‏نـه ‏حداقل من به خاطر نمی‌آورم

‏در حقیقت تصور میکردم که تو و پیتر را در گوشه‌ای ... ‏پیدا میکنم که ‏برای من نقشه میکشید

‏مادر من

‏پدر تو

،‏بیشتر از شکّه شدنم

‏بیشتر از گناه ...‏یا ممنوعیت این عمل

‏چیز دیگری بود

‏من لذت بردم

‏صدایی در گوشم زمزمه میشد ‏من گوش میکردم

‏شاید همیشه این زمزمه در گوشم ‏نجوا داشت

‏شیطانی در درون من ‏یا پشت سرم، در انتظار اینکه برگردم

‏چیزی که دیدم را برای تو نقل نکردم ‏چگونه میتوانستم؟

‏احتیاجی نبود که به این زودی ‏وارد دنیای کثیف بزرگان شوی ‏- فردا میریم شهر ‏- آره

‏نمیتوانستی تحمل کنی ‏یا حداقل من اینگونه خود را فریب میدادم

‏شاید میخواستم که همانگونه که هست ‏یعنی به‌عنوان گناهی پنهان، آن را نزد خود نگاه دارم

‏اما درون من، تغییری صورت گرفت ‏تغییری به‌خاطر چیزی که در آن هزارتو دیدم

‏شاید از قبل هم درونم وجود داشت

کارهایی مثل ‏بدجنسی کردن

‏البته بی‌ضرر ‏کارهایی که هر دختری انجام میدهد

‏خود را قانع میکردم که کارهایم فراتر از شیطنت عادی نمیرود

‏اما میدانستم که فراتر میرود

خوب هم میدانستم

‏و هرچه بزرگتر شدیم تو زیباتر شدی ‏شکّی نداشتم که اول تو عشقت را پیدا میکنی

‏با سبیل‌های زیبا- ‏چه افسر دلاوری- ‏چقدر به‌هم می‌آمدید

‏پیداتون کردم

‏ممنونم

‏سپس زمانی بود که پیتر هنوز ریش در نیاورده بود ‏من معاشقه‌ات با کاپیتان برانسون را دیدم

‏تمام کشمکش سخن‌هایتان را دیدم

‏همیشه خودم را فرد قوی‌تر میدانستم

‏اما اکنون تو قوی‌تر بودی

!‏چگونه کاپیتان مغلوب تو نمیشد؟

‏به‌نظرم همان‌موقع آینده‌ی خود را رقم زدی

‏او از هند سخن میگفت و ناگاه رفتنت را دیدم

‏باز کی تو را خواهم دید؟

‏از اینجا تا هند، راهی بس دراز است

‏چه‌کاری از دستم ساخته بود؟ ‏با پیتر ازدواج کنم؟

‏چقدر که حسودیم میشد ‏شاید حتی یک‌ لحظه از تو متنفر بودم

،‏چگونه ممکن بود که تو ...تویی که همیشه بسیار فروتن و مهربان بودی ‏زودتر از من ازدواج میکردی؟

،‏زودتر عشق را درک کنی ‏یا لمس دست یک مرد را

‏درحالی که من،منی که قوی‌تر بودم ‏از زندگی هیچ نمیدانستم

‏مینا دخترکم

‏آدم خوبیه ‏شکی نیست ‏شوهر خوبی میشه

...‏اما حالم به‌هم میخوره که فکر کنم مینا ‏میره هند وسط یه‌مشت سیاه‌سوخته

‏فکر میکنی آفریقا چه‌شکلیه؟ ‏ونسا، حرفشم نزن

‏هروقت که میخوام با پدر درموردش حرف بزنم ‏فلنگو می‌بنده

‏شاید دیگه نباید ازش درخواست کنی

‏میدونی که تنها آرزوم رفتن به آفریقاست

‏من و پدرم همراه هم بریم ماجراجویی ‏راه‌های جدید رو با هم طی کنیم

...‏شاید

‏چیه؟

‏شاید اونوقت دیگه مایه‌ی شرمش نباشم

‏هیچوقت پسری نبودم که دلش میخواست

،‏همیشه مریض بودم ‏بازیم خوب نبود

‏مایه‌ی سرافکندگیش بودم

...‏اون یکی رو میخواد شبیه ‏من؟

‏وقتی که من برم، خیلی تنها میشی

،‏مینا میره هند ‏من همراه پدرم توی آفریقا ‏خیلی واست غمناکه

...‏اما فکر کنم ‏ کشیش ساعت 7 میاد و ‏مادر گفته که اونجا باشیم

‏میدونی که چقدر به زمان‌بندی اهمیت میده

‏اگر میتوانستم زمان را بازگردانم؛ :‏به‌دنبالش میدویدم و فریاد میزدم ‏"نرو. به آفریقا سفر نکن

‏"نمیتونی دووم بیاری، تو خیلی ضعیفی

‏"ضعیفیِ زیبایی توی وجودته، پیتر "‏واسه همین ضعفته که عاشقتم

‏در همان لحظه، آینده‌ی خودم را ‏به روشنی میدیدم

‏آن‌شب تا صبح دعا کردم ‏اما از خدا پاسخی دریافت نکردم

‏از چیزِ دیگری پاسخ گرفتم

‏بزودی فرزندم

‏چه‌بازی‌هایی که با هم خواهیم داشت

More Farsi Persian subtitles for Penny Dreadful

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left