نخستین 94 خط.
اوه، خدا
واو، خوابیدن؟
کارت خوب بود، سریع بود
آره، خسته شده بودند
فکر کردم میبازم وقتی اونها جریان کاپیتان زیرشلواری رو تموم نمیکردن
اصلا نمیدونن بزرگ شدن چجوریه
وقتی بچه ها کتک بخورن
اوه، خدا
قشنگه
یکم بخور نه، نمیتونم
..چه
چی؟
وای
اوه، خدا
اوه، نمیتونم ببینم
و هنوز نگاه میکنه
اما جدا میگم، اونها باید پرده سفارش بدن
خیلی زشته
باشه، اینقدر چرت و پرت نگو
دارن آپارتمان جدید رو جشن میگیرند
فکر میکنی اونها واقعا نمیدونن مردم دارن نگاهشون میکنند؟
یا فقط بیخیال دنیا شدند؟
فکر کنم واقعا اهمیتی نمیدن
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @SamSerial
یه جدیده
خیلی انعطاف پذیره
میدونی، مرده هم خیلی جذابه
من نگفتم جذاب گفتم انعطاف پذیر
فکر میکنی باید چراغ ها رو خاموش کنیم؟
چرا ما خاموش کنیم؟ ما که کاری انجام نمیدیم
..اونها دارن
فقط یه ثانیه دیگه
تقریبا رسیدیم
نه بسیار خب
اوکی، فقط نگهش دار
نه، اون فکر میکنه این کاریه که تهیه کننده انجام میده
بدو، بدو، بدو
بدو، بدو، بدو
خب، اون به خاطر اینه که اون دقیقا نمیدونه تو جلسه استودیو چه اتفاقی افتاد
حالت چطوره، تنر؟
نه، نه، نه! داخل دستشویی
مثل اینه که اداره رو چنتا نوجوون بگردونند
میدونم
هنوز اینجایی
چیکار کرد؟
چی؟ دستشویی نکرد
دوباره؟ بله، دوباره
اوکیه
خب، من باید
ببین، نه، من آهنگ رو دوست دارم و میفرستم
اما واقعا، فکر نکنم اونا دیگه در مورد نظرات من اهمیتی بدن
اوکی
اوکی، امشب بترکون
!بعدا
ببخشید
!بعدا
منظورت چیه؟
من همین الان روز تعطیلم رو
در حال چانه زدن در مورد قراردادها و جبران برنامه ها گذروندم
در حالی که شما داشتین بیرون خوش گذرونی میکردین
من همه چیم رو میدم برای چانه زدن در مورد جبران برنامه
چرا داری اینجا کار میکنی؟
فقط سیگنال های برنامه اسکایپ بهتره
دوستات خونه اند؟
دوستام؟ آره
اون طرف خیابون؟
یا داری خیلی سخت کار میکنی تا متوجهشون بشی؟
اوه، لعنتی
بسیار خوب
بسیار خوب فهمیدم مرسی
امروز چی سرت اومده؟ چی سرم اومده؟
من امروز با سه تا بچه سر و کله میزدم
تو باغ وحش تو برف. و یکشیون
یا سرما خورده بود، یا دستشویی داشت یا یه زخم
روی زانوی لعنتیش هر لحظه داشت
من فقط 4 ساعت دیشب خوابیدم
چون یا داشتم پرستاری میکردم یا حالم بد بود
و میرسم خونه و همسرم داره با رفیقای
تو کار آهنگش ریلکس میکنه و
و به همسایه ها چشم چرونی میکنه
هی بچه ها، چرا نمیرید تو اون اتاق چند دقیقه؟
بفرما
من میام یک دقیقه میرم بیرون، اوکی؟
فکر کردم بعد از سه ماه اونها میفهمن
یه آپارتمان کامل با کلی آدم این طرف هست
به خدا قسم، انگار اونها دارن با ما زندگی میکنند
فکر کنم داری زیادی حساس میشی
اوه، جدا؟
از اون دوربین شکاری که واسه تولدت میخواستی
تو کوهستان کاتسکیل استفاده کنی لذت میبری؟
ببین، میدونم 22 سالم نیست
و همیشه خسته ام
و بدنم از بین رفته
اما یکم دلسرد کننده است
No comments yet. Be the first to leave one.