نخستین 200 خط.
چینگ,من حالم خوبه و دارم درمان میشم.
اگه ادامه بدم, اوضاع هم بهتر میشه
میتونی بمونی اونجا.برنگرد! اگه دلمون تنگ شد ما میایم میبینیمت.
فقط رو اینکه یه کارآموزی گیرت بیاد تمرکز کن.من حمایتت میکنم!
بابا,من هنوز مطمئن نیستم چی میخوام و هنوزم درمورد آینده واضح نیستم.
میخوام هرچیزی که میشه تجربه کرد رو تجربه کنم.
باشه
مهم نیست که چه تصمیمیه, تا وقتی که درموردش فکر کرده باشی...
حمایتت میکنم,باشه؟
این چیزیه که منتظر بودیم بگی.
باشه,چینگ. تمام تلاشت رو بکن!تو میتونی!
مرسی بابا!مرسی مامان!
- پس برنمیگردی چین؟ -آره
باید منتظر مصاحبه ها باشم, شرکت های قانونی, و مراقب شما باشم
امشب سرِ شام, گفتی میخوای به شو چه کمک کنی کار پیدا کنه.
شوچه دوست پسرِ قبلیِ خواهرِ چنگ رانه,نه؟
آره.
انگار خیلی مراقب این شخصی.
منظورت چیه؟
هیچی.فقط منظورم این بود خیلی خوبی باهاش.
ما دوستیم فقط. به عنوان یه دوست فقط دارم کمکش میکنم.
باشه,میرم بخوابم,شب بخیر!
بیا داخل!
-پروفسور؟ -شیائو!
میخواستین منو ببینین؟
بشین لطفا.
اخیرا خلاصه ی تجربیاتت رو به شرکت قانونی ام تی ای فرستادی؟
بله,منتظر جوابشونم.
هفته ی پیش, تامپسون رو دیدم, یکی که از سه تا شُرکاشونه..
ده سال پیش شاگردم بود.
میشه یه نامه ی توصیه واسه من بنویسین؟- -چرا زودتر نیمدی پیشم؟
بخاطر اینکه تازه بهم گفتین.
یادت باشه, شیائو.وقتی تو آمریکا دنبال کار میگردی...
باید شجاع و شدید به سمت جلو پیش بری
تامپسون بهم گفت تو این سالای اخیر..
شرکت قانونیشون یه عالمه مورد
درمورد قوانین فساد خارجی جذب کرده.
اکثر موارد غیر قانونی خارج از آمریکا انجام شده.
و بیشتر کمپانی های خارجی تو چین مستقرن.
بخاطر همین اونا به کارآموز یا کارگری که
درک عمیقی از شرایط ملی چین داشته باشه
و مسلط به زبان چینی و انگلیسی باشه نیاز فوری دارن.
- من!من میتونم این کارو بکنم! -آره,فکر میکنم
بنابراین,من شخصا تورو به تامپسون معرفی کردم.
و دلیلی که صدات کردم بیای اینجا..
اینه که بتونم این نامه ی توصیه رو بهت بدم.
خیلی ممنونم پروفسور اندرسون.
و یه چیزی که میخواستم زودتر از وقتش بهت بگم...
از اون جایی که جی پی اِی نمره ـت تو تمام کلاسات بالای سه و نیمه..
کمیته بورس تحصیلی تصمیم گرفته درخواستت رو تایید کنه
برای بورسِ تحصیلی که سالِ آینده سپرده میشه.
سانتا بازی میکنین امروز؟
خدا میبینه فرزندانش سخت کار میکنن. تبریک میگم,شیائوچینگ.
- ممنونم ,پروفسور! - خواهش میکنم.
- خدافظ ,پروفسور. - خدافظ.
خدافظ.
سلام.
آقای تامپسون,چطور میتونم کمکتون کنم؟
باشه.
باشه, فهمیدم. آدرسو بهم بده لطفا.
باشه, فهمیدم.
خانم شیائو, متاسفم.
آقای تامپسون نمیتونه بیاد چون سخنرانیش به تاخیر افتاده.
فقط ده دقیقه وقت داره که باهاتون حرف بزنه چون باید بره فرودگاه.
باید هرچی زودتر که ممکنه خودتو برسونی اونجا.
عیبی نداره.کجاست؟
- این آدرسشه. -باشه.
-و میتونی یه لطفی بهم بکنی؟ -حتما.
اینو باید بدی بهش. باید ببرتش چین.
- باشه. -خیلییی ممنونم.
خواهش میکنم.
سلام,آقای تامپسون!من اینجام.
خانم شیائو,معذرت میخوام.معطل شدم مجبور شدم یه راست بیام فرودگاه.
-نمیتونم امروز ببینمتون. -واقعا؟
آره.متاسفم.باید صبر کنیم تا از چین برگردم.
- چقدر اونجا میمونید؟ - ده روز میمونم.
ده روز!
میتونم بگم ناامیدتون کرد..
اگه حس میکنین منو باید امروز ببینین, میتونید سعی کنید منو تو فرودگاه ببنینید..
میتونم ده دقیقه باهاتون حرف بزنم بعد.
زود میرسم اونجا.
باشه,ولی شک دارم وقتی بمونه.
الانشم از شما نزدیک تر به فرودگاهم.
سعیمو میکنم.
باشه,اگه بتونین برسین,میتونیم صحبت کنیم.
ممنونم,میبینمتون.
سلام آقای تامپسون!من شیائوچینگم.
این نامه ی توصیه من از پروفسور اندرسونه.
خارق العاده ـس! چطور این کارو کردی؟
چیکار کردم؟از پروفسور اندرسون خواستم توصیه کنن منو؟
نه.چطوری مدیریت کردین که قبل من برسین به فرودگاه؟
هرچقدر که تونستم تند رانندگی کردم.
ممنون واسه نجات دادنم از ارسال پست به چین.
این مصاحبه چطور کار میکنه؟
لازم نیست نگرانش باشین. همینجوریشم قبولین.
و بهتون گفته میشه که وقتی از چین برگشتم بیاین بهم گزارش کارتون رو بدین
قبول شدم؟ولی هنوز حرف نزدیم که!
شما همینجوریش کیفیت یه کارمند رو که تمام تلاشش رو میکنه تا
کاری که ازش خواسته شده رو انجام بده نشون دادین. حتی اگر کارفرماش یکم بی منطق باشه.
واقعا منظورتون اینه؟
درحال حاضر, تمام چیزی که نیاز دارم یه منشیه که چینی حرف بزنه
کسیه که با چین آشنائه.
عیب نداره. هنوزم یه فرصت عالی واسه منه.
خب,اگه جاه طلبین و میخواین تو کارتون بهتر بشین و گسترش پیدا کنین
با فرصت های واقعی در اینده.
باید همچنان خودتونو به من ثابت کنین.
قول میدم.
خب,بهتره واسه بررسی برم. بعدا میبینمتون.
سفر امنی داشته باشین!
مواظب باشین.
-سلام - سلام
برمیگردم پس.
شوچه.
بیا بشینیمو حرف بزنیم؟
حتما.
تو..واسه تابستون برنمیگردی چین؟
تو ـم برنمیگردی؟
نه.
از خونه ـم اسباب کشی کردم. یه آپارتمان اجازه کردم.
تنها زندگی میکنم, میرم کلاس, از کلاس میام بیرون, میرم خونه....
انگار برگشتم به وقتی که دانشجو بودم.
شنیدم که بابات میخواسته باهاش برگردی چین.
دعوا کردین سر این قضیه, و از نظر مالی بیخیالت شده.
شهریه و هزینه های زندگیت چی میشه؟
- رو دوشِ خودمه. - داری کار پیدا میکنی؟
دارم میگردم.
- میخوای کمکت کنم؟ - نه.
این کارتِ منه. فقط در نظر داشته باشش.
- لازمش ندارم - کارتِ خودمه,پولِ خودمه.
مرسی واسه پیشنهادت.
خیلی مصممی که قطعا هیچ کاری با من نداشته باشی؟
بهتره بفهمی که چطوری از من ممنون باشی که
یه کار بلند مدت و حقوق بالا برات پیدا کردم.
شرط میبندم کارِ تابستونی ای بهتر از این نمیتونستی پیدا کنی.
دور گرفتنو تموم کن,فقط بهم بگو.
آژانس سیاحتی ما به گروه های چینی ای که برا مدارسِ سیاحتی اومدن کمک میکنه.
قبلش, این مدرسه استادای دانشگاه یا دانش اموز میفرسته
که ببرنشون اطراف و باهاشون صحبت کنن.
آژانس ما راهنمای محلی هم برا راهنماییشون استخدام میکنه.
اما بعدا,مشتری های ما عکس العمل نشون دادن و گفتن این راهنما های محلیِ ما
با روند استخدام دانشگاه های آمریکا اشنا نیستن.
معمولا نمیتونستن جواب سوالاشون رو بگیرن.
میخواستیم که یه راهِ حلی واسه این مشکل پیدا کنیم.
و تو اینجایی!
من به رئیسمون گفتم, و کاملا قبول کرد.. گفت میتونیم آزمایشی ازت استفاده کنیم.
ببینیم که میتونیم از دانش آموزای محلی به جای راهنماها استفاده کنیم و ببینیم مشتریامون چی فک میکنن.
اگه مشتریا خوش حال باشن, پس ما میتونیم که انجامش بدیم..
چقد این مدارس سیاحتی طول میکشن و چند جارو میبینن؟
تمام دریا کنارای شرق و غرب
تو غرب, لَس آنجلس و سانفرانسیسکوئه
تو شرق,نیو یورک و بوستون.
حدود بیست روز.
یه دفتر جدا تو شرق هست, بخاطر همین ما فقط وظیفه ی غرب رو داریم.
این گروه های سیاحتی معمولا شامل چندتا خانواده ی چینین
معمولا یه بچه ی راهنمایی یا دبیرستانی تو چین دارن.
نقشه دارن که بچه هاشون رو برای دوسال بفرستن امریکا.
هدفشون چک کردن دانشگاه ها و زندگی های تحصیلِ خارجِ کشوری تو ایالت هاست.
دستمزد چقدره؟
از وقتی بری تو یکی از این مدرسه ها, حقوقت خیلی بالاتر میره.
اینجا.یه گروه نُه روزه ـس. دلار5,000.
به اضافه, تمامِ انعام ها هم واسه توئه.
-خیلی ممنونم چن لی. - پس فردا بیا سرِکار!
-به عنوان آموزش درنظر بگیرش -مشکلی نیست
هرچند..این کار واسه من نیست.
منظورت چیه؟واسه کیه پس؟
کسی که دنبال کار میگرده یکی از دوستای منه.یه پسره, کریس.
تاز از استنفورد با اِم بی اِی فارغ التحصیل شده.الآن داره جِی دی میگیره.
پاییز آینده ارشدش میشم.
تازه,هفت سال اینجا بوده. اینجا رو بهتر از من میشناسه.
نمیتونی این کارو بکنی!من کار واست پیدا کردم چون میشناسمت.
نمیتونی همینطوری لحظه ی آخر رو برگردونی.
متاسفم,همش تقصیرِ منه ولی از صمیم قلبم بهت اطمینان میدم...
کاندید خیلی بهتر از منیه.
این کیه که همچین توصیه ی درخشانی داری میدی ازش؟
بهت هشدار میدم, این گروه ها تازه به دوران رسیده ـن.
حتی بچه های کوچیکشونم تو هتل های پنج ستاره میمونن و پروازای وی عای پی سوار میشن
تازه عاشقِ شکایت کردنن.
وقتی دوستت رو نمیشناسم مطمئن نیستم که ازش استفاده کنم.
اگه من باهاش بیام چی؟
شماها رو یه تخت میخوابین و وعده های غذاییتونو نصف میکنین باهم؟
اگه این آرزوته, پس من هیچ شکایتی ندارم.
من فقط یه حقوق رو تحویل میدم.
باشه,بیا دیگه شوخی نکنیم به هرحال, نگران نباش قابلِ اطمینانه..
باشه,هرچی تو بگی.ولی اگه اتفاقی افتاد, مسئولیتش با توئه.
نذار هیچ اتفاقی بیوفته!
مشکلی نیست.
حالا بیا درمورد اینکه چقدر از من ممنونی حرف بزنیم. چرا باهام ازدواج نمیکنی؟
تو زندگیِ بعدیم برده ـت میشم,خوبه؟
باشه.
بیا,از این طرف, همگی!
این اتوبوسیه که مارو این دور و بَرا میچرخونه.
لطفا منظم وارد شین و روی صندلی های اختصاصیتون بشینین.
صندلیاتون رو عوض نکنین, که بتونم همه ـرو پیگیری کنم.ممنونم!
اولین توقفمون برای ناهار تو یه رستورانِ چینیه.
مادر پدرا و بچه ها به سانفرانسیسکو خوش اومدین
سفر طولانی ای بود. اسم من کریسه.
متاسفم,من. عجیبه که یه آدم چینی رو با اسم انگلیسی بشنوی.
شنیدم رئیست میگفت از یانژوآیی
- هممون از یانژوآییم - درسته!
اسم چینیتو بگو که یادمون بمونه.
No comments yet. Be the first to leave one.