نخستین 200 خط.
من... خدای تاریکی هستم
من باعث سکوت سایهها ...
و تاریکی شب هستم
نور، نابود کننده من است
تمام اینا باید تغییر کنه
امشب، خورشید برای همیشه غروب میکنه
و طلوع دیگری در کار نخواهد بود ...
وارد شو!
آه، بیلکس
بیا جلوتر
منو احضار کردین، سرورم؟
تو نفرتانگیزترین گابلین من هستی؟
درسته سرورم
و قلبت سیاه و پُر از تنفره؟
سیاه مثل نیمه شب، سیاه مثل قیر
حتی سیاهتر از لجنزار
بخاطر همین تو رو به اینجا فرا خوندم
از اونجایی که من باید در تاریکی بمونم تو باید گوش و چشم من باشی
به من افتخار بزرگی دادین، سرورم
یه چیزی داره اذیتم میکنه
میتونم حضور یه نفرو توی جنگل حس کنم
نیروی که خیلی وقته فراموشش کردم
حتماً وحشتناکه که باعث ناراحتی شما شده
به دنبال موجودات ضعیفی باش
موجوداتی که فکر نمیکنن همچین قدرت بزرگی رو داشته باشن
قدرتی که میتونن باهاش به دنیا حکومت کنن
تو باید اونا رو واسه من پیدا و نابود کنی
چه شکلی هستن، سرورم؟
احمق! بذار این چاقو بهت یادآوری کنه
اونا یه شاخ روی سرشون دارن ...
که مستقیم به بهشت میرسه
متوجه شدم، سرورم
اون شاخ رو واسم بیار
بهت جایزه خوبی میدم
باید در قلمروی من یه شاهزاده بشی
یه امتیاز خاص، سرورم
باید کجا دنبالشون بگردم، سرورم؟
فقط یه چیزی میتونه این موجودات حال بهم زن رو فریب بده
یه طعمه که همیشه جواب میده
این طعمه چیه؟ خواهش میکنم، بهم یاد بدین
معصومیت. معصومیت
زیرنویس از عـرفـان مـرادی
# بیا ای گل سفید #
# فرش زیر ما شو #
# گرده افشانی کن #
# درختی برای ما بساز #
# برگها و شاخهها آهنگ عاشقانه ما رو زمزمه میکنن #
# وقتی در چشم عشق واقعیم نگاه کنم #
# جوان مانند بهار #
# انگاری چشمانش برای من... #
# آواز میخوانن #
پریهای لعنتی!
لیلی!
خدا حفظت کنه، سرورم
همیشه یه دیدار سلطنتی برای ما خوشآینده
یه بیسکویت دیگه بردار
نل ...
امروز وقت ندارم بمونم
اوه، با معشوقهات قرار داری؟
- نه، ندارم. - مطمئنم پدرت همچین کاری رو قدغن کرده
چیزی که پدرم نمیدونه اونو به دردسر نمیندازه
اوه، عاشقی چشمات رو کور کرده
مثل یه مرد نابینا که وارد لونهی اژدها شده
امروز نه حرف یه روستایی و نه فرمان پادشاه میتونه ...
مانع رفتن من به جنگل بشه
پس عقلت رو به کار بنداز. لیلی. پرنسس لیلی
من تو رو مثل دخترم میدونم. باید منو ببخشی ...
ولی وقتشه مثل یه پرنسسی که هستی رفتار کنی
باید دنبال یه شاهزاده خوشتیپ با یه اسب سفید باشی
نه به دیدن آدمای فقیری مثل ما بیای
نه. متوجه نیستی که من عاشق به اینجا اومدنم؟
این خونه برای من جادوییتر از ...
هر جای دیگهای توی این دنیاست
تو زندگی باشکوهی داری، نیل
عمراً شاهزادهی رو بشناسم که همچین کلبه چوبی داشته باشه
تو خیلی مهربونی، لیلی
جادو یه چیز شگفت انگیزه
یه روز هم جادوی خودت رو پیدا میکنی
مطمئنم که پیدا میکنی
من واسه این چیزا وقت ندارم. باید برم
مراقب ارواح و درختهای زنده باش، دخترم
این جنگل پُر از اوناست
به قارچهای سمی، درختهای بید و بلوطهای پیر ...
نزدیک نشی
جک!
کجایی؟
جک!
جک! جک!
جک؟
جک؟
جک، جوابم رو بده
جک! جک!
جک
جک، خواهش میکنم، خواهش میکنم اگه صدامو میشنوی یه چیزی بگو. خواهش میکنم
جک، منو زهرترک کردی!
تو خیلی باهوشی
اوه، بیا
اوپس. داخلش رو ببین. ببین چی پیدا میکنی
اون یه چیز خوردنیه
خودم اونو درست کردم
خب، اونو از نیل گرفتم
خوشت میاد؟ شیرینه؟
مطئنم تو شیرین تر از اونی
شاید معصوم و شیرین باشه
اما نصف گوشت فاسده شده خوب نیست
خوبه. خیلی خوبه. عالیه
جک، همونطور که قول دادی بهم نشون بده با خرگوشها حرف بزنم
خرگوش؟
- از پرندهها هم سختتره - بذار امتحان کنم
من خوب یاد میگیرم و پدرم میگه باهوشم
میبینی چقدر باهوشم؟
بذار با هوشم تو رو خیره کنم
چیزی که منو خیره کرده هوش تو نیست، لیلی
جک، بهم یاد بده با خرگوشها صحبت کنم
امروز نمیشه
چرا نمیشه؟
چون ...
یه چیز خیلی خاص هست که بهت قول دادم نشونت بدم
- جک، داری جدی میگی؟ - فقط اگه خودت بخوای، لیلی
اوه، چه جورم میخوام
باید همینالآن بریم ...
چون واسه مدت کمی اینجا میمونن
بهم اعتماد نداری؟
بهت اعتماد دارم، لیلی
اوه، جک
ببین! اسبهای زشت تک شاخ
چیزی جادوییتر از این وجود نداره
تا زمانی که توی زمین پرسه بزنن
هیچ شیطانی نمیتونه به قلبهای پاک صدمه بزنه
زبونشون رو بلدی؟
فقط با خنده و عشق صحبت میکنن
افکار پلید چیزی ازشون سر در نمیاره
نه! نه
خواهش میکنم
لیلی، نه. خواهش میکنم!
# بیا و برقص، گنجشکک #
# بهم صبح بخیر بگو #
# پاشو خورشید کوچولو #
# مثل رنگین کمان آسمان #
الآن حیوان رو میترسونی و تله رو لو میدی
# رود جاری #
# همانند یه الماس میدرخشه #
# وقتی توی چشمان عشق واقعیام نگاه میکنم #
# مثل حسی که یه بچه... #
# موقع نگاه کردن به یه رنگین کمان داره #
# مثل حس یه پرنده #
# موقع اولین پروازش #
# یه چیز جادویی رو حس میکنم #
# که داره تو وجودم تکون میخوره #
# وقتی توی چشمان عشق واقعیام نگاه میکنم #
# چشمانش ... #
# سر زنده و شاد بنظر میان #
این شلیک برامون به اندازه یه کیک شیرین میشه
جک؟ جک؟
جک!
اون عالی بود... مثل یه خواب
کاری که کردی ممنوع بود
کی گفته؟
همه میدونن، لیلی. اونا حیوانات مقدسی هستن
- اهمیتی نمیدم - اگه اینجور حرف بزنی روح پاکت رو به خطر میندازی
وقتی میخواستم به یکیشون دست بزنم. این کجاش مشکل داره؟
جادویی بود
ممنون
بذار واست آواز بخونم
ترست رو از بین میبرم
# در فراز و نشیبها #
# روشنایی و تاریکی #
# بوس اون مثل ... #
# نسیم گل نرگس بود #
# همین که لبهاش به نفس او خورد #
# به مرگ شیرینی رفت #
# در ریشه گل نرگس #
# جایی که آرامید #
میترسی بوسم کنی، جک؟
میترسم قلبم رو بشکنی
پس قلبت رو آروم کن
چون به اندازهی جونم برام عزیزی
دوست نداشتی این حلقه ازدواجمون بود؟
اگه بگم آره آرزوم برآورده میشه؟
من یه پرنسسم
این حق رو دارم که برای ازدواجم یه چالش تعیین کنم
ما با کسی ازدواج میکنم ...
که این انگشتر رو پیدا کنه
جک!
لیلی!
بوی گوشت انسان حس میکنم!
- اول تو برو، خوک - اوه، نه، تو اول برو
ساعت. دنیای فانی منجمد میشه
اینجا بهشت گابلینها میشه!
چه مهمان نوازی دارن
بچه!
من از گوشت بچههای شیر خوار خوشم میاد!
تو چی هستی؟ یه جور حیوون؟
چطور این کارو کردی، بلیکس؟
آره، بهمون بگو چطور اون حقهها رو انجام میدی
راستش خیلی آسونه
املت گابلین
خیلی خوبه، خیلی خوبه
عجب روز خوبیه! تک شاخ زشت رو کُشتم
جوری رفتار میکنی که تو تمام کارها رو کردی. من بودم که تیر زهر آلود رو بهش زدم
No comments yet. Be the first to leave one.