Arthdal Chronicles

Arthdal Chronicles (아스달 연대기)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

아스달 연대기~Arthdal Chronicles S01E03❤️(Barcode)❤️
ناشر Mary_fall
❤️@barcodesubtitle❤️

برچسب‌ها

HD
تاریخ انتشار: 2019-06-09
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

اگه اون اسب کانموروئه

پس اونم آرامون

هسولاست

موبک اسب شما هم تندتر نمیره؟

موبک اون اسب کانمورو نیست؟

ازتون میخوام برگردید و اینو گزارش بدید

من میرم دنبالش

خودتو نجات بده

بعد یه روز برگرد پیشمون

چیکار کنم؟

باید نجاتشون بدم

ولی حتی نمیدونم اونا کین

رویا" اسمت اینه"

چون تو رویای من و

واهانی

اونا خیلی قوین و تعدادشونم خیلی زیاده

اونا خیلی

اگه اون اسب واقعا کانموروئه

هیچ اسبی تو این دنیا نمیتونه به گردپاش برسه

باید چیکار کنم؟

میتونم دوباره جلوی زخمی شدن با اون تیزی عجیب رو بگیرم؟

هی چرا وایستادی؟

ازم میخوای چیکارکنم؟

نه اینکارو نکن چرا داری برمیگردی؟

آره یادمه دالسه چی گفت

اون گفت که انسان نیستم

چون خیلی تیزبینم

موبک

ازت میخوام که مردی مثل کانمورو بشی

موبک

نه تنها باید قوی و سریع باشی

بلکه کسی باشی که همه مطیعانه ازش پیروی کنن و تحسینش کنن

سخنی از زمان های قدیم هست که میگه وقتی کانمورو شروع به دویدن میکرده

همه ی اسب های دشمنا به دنبالش میرفتن

کانمورو

اون اسب واقعا کانموروئه؟

مادر

مادر بدنتون داغ شده حالتون خوبه؟

خوبم حالم خوبه

فقط پام گیر کرد جایی افتادم

بلند شید - بلند شید -

اونا کین؟

کجا دارن میبرنمون؟

"دارن میبرنمون به اون محل؟"

ادامه بدید

اونسوم

عمو اونسوم

عمو - دوتی -

اونا همه رو کشتن

اوریوک

اولمی , ماکسه و بقیه

یه گروه مردم ترسناک

با خودشون یه تیزی هایی داشتن که خیلی عجیب بود و

چیزی نیست دوتی تو حالا حالت خوبه

من میرم نجاتشون بدم میرم نجاتشون میدم

نه نه عمو

اونا واقعا مردم ترسناکین

دوتی. هی، دوتی

وقتایی هست که احساس سردرگمی میکنی چون داره بهت سخت میگذره درسته؟

آره

یادته مادر بزرگ بهمون گفت چیکار کنیم؟

وقتی که داره بهمون سخت میگذره؟

بهمون گفت که به صدای روح ها گوش بدیم

درسته

و چیزی که هست اینه که

من صدای روح اون اسبو شنیدم

اون چی گفت؟

"برگرد و بجنگ "

واقعا؟ ولی چجوری؟

اونا خیلی زیاد بودن

حتی ممکنه بیشترم باشن

دوتی

یادته عمو دالسه چی گفت؟

عمو دالسه؟

ما فقط باید رهبرشونو بکشیم

ما رهبرشونو میکشیم ومیذاریم تاوان قبیله ی آنجا رو بدن

بعد چیزی که میخوایمو بدست میاریم

یادمه

ممکنه نتونم با همشون بجنگم

ولی اگه رهبرشونو بگیرم

میتونم در ازای جون اون، جون مردم واهان رو نجات بدم

هی

میشه لطفا بپرسی ازش چرا اینجاست؟

ها

میشه

روحش هیچی نمیگه تنها کاری که داره میکنه غذا خوردنه

هی

میخوای لباس تنت کنی؟

ببخشید

اگه از این راه برید جاده ی دیگه ای وجود نداره

کجا دارید مارو میبرید؟

چه جالب

دوجومسنگ ها چطوری میتونن به زبون ما حرف بزنن؟

میتونی بهم بگی کجا دارید مارو میبرید؟

به بن بست میرسیم

نمیتونیم چپ یا راست بریم

میدونم میریم بالا

اون بالا

ولی فقط پرنده ها میتونن اونقدر بالا برن

ادامه بدید

چیه؟

راه برو

چطور یه همچین چیزی درست کردن؟

...وای خدایا، چطور اونا

برو

حرکت کن

تمام ارواح دست از صحبت بر میدارن

چی؟

و همه زنده ها زندگیشونو از دست می دن

زندگیشونو از دست میدن

حرکت کنید

وای- نه-

این دیگه چیه؟

برید- راه برید-

حرکت کنید.تکون بخورید

سریع تر

سریع تر حرکت کن

وایسید

بیاین- بیاین بیرون-

عجله کنید

سریع تر حرکت کن- حرکت کن-

سریع تر راه برو

برو- حرکت کن-

حرکت کن- زودباش-

برید

سریع تر

برید بیرون- زود-

زودباش

ادامه بدین

تکون بخور- سریع تر -

ساکت

مسخره بازی رو بذار کنار

حرکت کن

حرکت کن- تو یه خط راه برید-

عجله کن- تکون بخور-

زودتر

اونا اینجان

تکون بخور

تکون بده خودتو

برو

حرکت کن

تکون بخور- وای خدا-

به تاگون هیچی درباره کانمورو نگو

واسه چی؟- ...الکی کاری نکن -

گیر بده به چیزی که ازش مطمئن نیستیم

اون راحت بدون کانمورو، آرامون هسولا میشه

...ولی موبک قراره با کانمورو برگرده- پس اون موقع اونقدرام دیر نیست که بهش بگیم-

باهام خودمونی حرف زدی؟- نه بابا-

چی؟- نه قربان-

پسره عوضی

چی؟- ..تو پسره-

گندش بزنن- اه لعنتی-

راه برو- تکون بخور-

حرکت کن- زود باش-

برو- تکون بخور-

تکون بخورید بی مصرفا

...چطور یه همچین چیزی

برو- حرکت کن-

بی معنیه - وای، لعنتی-

زودباشید

این نکبت خودشو خیس کرده

برو- عجله کن-

تکون بخور- راه برید-

زودتر- تکون بخور بی مصرف-

برو- عجله کن-

تکون بخورید

برادر

همشون و آوردیم

شنیدم حدود دوهزار تا برده ان

وای ، همتون قرار ثروتمند بشید

فایدش چیه وقتی حتی نمی تونیم به آسادال برگردیم

حق با توئه. بیا برگردیم

چی؟- امروز ، ما-

به طرف آسادال حرکت خواهیم کرد

چی؟- واقعا؟-

واقعا بر می گردیم؟- ما دستوراتی دریافت کردیم-

وای ، خیلی وقته که خونه نبودیم

اون آدم های عجیب غریب و می بینید؟

تموم بخورید

اونا به زبون ما حرف می زنن

چی؟- به زبون ما حرف می زنن-

خیلی جالبه

ما قراره سه یا چهار برابر حقوق بگیریم مگه نه؟

اگه حقیقت داشته باشه ، ممکنه حتی ده برابرم بگیریم

برید- ساکت-

بیاید جلو

بیاید جلو- زودباشید-

فکر می کنی بالاخره می تونی از زندگیت در آسادال لذت ببری؟

فقط واسه یه دیدار کوتاه رفتی اونجا

تو این ده سال گذشته هیچوقت آروم و قرار نگرفتی

مطمئن نیستم

اگه بازم نذارن بمونی ، من آسادال رو نابود می کنم

آره همینطوره

ما همیشه پشتتیم برادر تاگون

تا پایان راهی که طولانی ست

تا قعر چیزی که عمیق است- تا قعر چیزی که عمیق است-

بریم

آسادال- تا قعر چیزی که عمیق است-

خیلی وقته که جناب گیلسون رو ندیدم

باورم نمیشه که بهمون ملحق نشد. احتمالا داره اوقات خوشی رو تو آسادال می گذرونه

More Farsi Persian subtitles for Arthdal Chronicles

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left