نخستین 200 خط.
خب، اکسل براي ترم زمستوني ...برگشته بود
.و اين دفعه واقعا نميخواست چيزي کم بزاره
!آخ
...ميدونيد، اکسل و هاچ چند هفته بود که درگير
...يه جنگ انگشتي بزرگ شده بودن
.که هيچ برنده اي هم نداشت
...تا اين لحظه، اين قضيه از يه جنگ آزاد
تبديل شده بود به يه عمليات مخفي .توي سرزمين دشمن
...پس نتيجهش ميشه
بله؟ شما؟
شما اسمتون چيه؟
.اه، اکسل
..."خب "اه، اکسل
با توجه به چيزي که در مورد ...نظريه نسبيت ميدونيم
و اينکه چطور پيشبيني ميکنه که ...يه حجم انبوه
...فضا رو به يه گرداب انرژي تبديل ميکنه
اين چه چيزي رو ايجاد ميکنه؟ .و توضيح بده
...اين اه
...يه سياه چاله رو
...پيش بيني و توضيح ميده که
...به عنوان منطقه اي از زمان-فضا شناخته ميشه
جايي که نيروي جاذبه، همه چيز حتي نور رو .به خودش جذب ميکنه
.واو. من بلاخره تونستم به يکي بفهمونم
...حالا من تقريبا خوشحالم که
اونا بودجهي برنامهي فضايي رو قطع کردن .که من بتونم اينجا باشم
.ميتوني بشيني
...اه
.نه، اکسل يه نابغهي نجوم نبود
اون فقط اتفاقي فيلم ...وان داغ ماشين زمان"رو 27 بار"
.ديده بود
.سلام
بله. يه بار ديگه ميگم، مذاکرات با ...راننده هاي اتوبوس
.متوقف شده
اون بهونه گيرهاي بزرگ هنوزم بابت حقوقشون .دست از کار برداشتن
.اما جاي نگراني نيست
...ما اتحاديهي سرايدارها رو شکست داديم
.و اينا رو هم شکست ميديم
پس، از دوشنبه هيچ اتوبوسي ...خدمت رساني نميکنه
...و براي اينکه مزاحمت ها براي من به حداقل برسه
!ما همسفري رو پيشنهاد ميکنيم
!همسفري؟
!يه لحظه صبر کنيد صبر کن، صبر کن. چي؟
.يه نفر رو پيدا کنيد .هرکسي رو که ميخواين پيدا کنيد
!ما جا نداريم !ما پريم
...هي - !پريم -
!اوه هي .ايناهاشي
.من همه جا رو دنبالت گشتم
خب نانسي، ما رفيق هاي همسفر هستيم، همسايه؟
چي؟
.اوه، من يجورايي از قبل گفتم که با بيل هستم
.اوه، اشکالي نداره .بيل مشکلي نداره
.ما دوستاي خوبي هستيم مگه نه، بيل؟
..اه
ديدي؟ .اون مشکلي نداره
!هي، همسفر !ما يه همسفر داريم
!اوه - .هي -
.راهتو ادامه بده .ما پر شديم
!هي، هي
...اما براي فردا، صفحات 33 و 34 از
.کتاب درسيتون
.و من با هيچ کس حرف نميزنم
هي، تو اکسلي، درسته؟
.آره
.زويي - !ااه -
.تو امروز با اون جواب واقعا ترکوندي
.خب، آره ميدوني؟
.فضا... همه چي داره به اون سمت ميره
.خوبه که در موردش اطلاعات داشت
منظورم اينه که، واقعا بنظر ميرسيد که تو ...در موردش اطلاعات داشته باشي
.و من فقط هيچي ازش حاليم نميشه
.اه ببخشيد
...من سوتين هم اتاقيم رو پوشيدم
.و اون خيلي از من کوچيکتره
...بهرحال، من خيلي عقبم و ميخواستم ببينم که
تو دوست داري که يه گروه مطالعه راه بندازي؟
...اوه، اه ...اون اصلا
.آره، البته .قطعا
.من عاشق درس خوندنم
.و مخصوصا دوست دارم که توي يه گروه درس بخونم - .خيلي خب، عاليه -
ما بقيهي جزئياتش رو ميزاريم براي .فردا بعد از کلاس
.اين عالي ميشه .بعدا ميبينمت
.خداحافظ
.آره .اين واقعا عالي ميشه
اما تو که ميدوني توي اين کلاس نيستي؟
.اوه، الان ديگه هستم
...گوش کن، اين هفته يه ذره سرم شلوغه
واسه همين ازت ميخوام که سه شنبه .بري سر کار دنبال سو
.باشه کجا بايد برم؟
واقعا مايک؟
تونميدوني دخترت کجا کار ميکنه؟
.من فکر ميکنم که اين خيلي ناراحت کنندهست
.من فکر ميکنم که تو آدم ناراحتي هستي
.خب، ما هممون ناراحت هستيم .اين مشخصه
خب، حالا دخترت کجا کار ميکنه؟
.من ميدونم که به سيب زميني ربط داره، فرانکي
ما چند هفتهست که داريم سيب زميني .پوکيده هاي اونو ميخوريم
.من فقط نميدونم که جاش کجاست
اون توي اسپادسي مالون توي مرکز خريده، باشه؟
...و بعدش
...اون بايد بره به جلسهي "جي پي لا"، پس
...اون احمقايي که هي بوق ميزنن کيان
!لعنت
!بريک !همسفري
!همسفري
.سلام نانسي .ماه همين الان ميايم
.اون داره کفشاشو ميپوشه
!بيدار شو
آره، داستان همسفري اولش ماجرايي ...داشت واسه خودش
.اما به زودي ما حسابش افتاد دستمون
.نانسي ماشين همسفريه خوشمزه بود
...اميدوارم که همگي از
...مافين هاي تازهي شکلاتي و
!ماداگاسکار 3" خوششون بياد"
.بيل ماشين همسفري باحال بود
!چراغ راهنما ...ميدونيد اين معنيش چيه
!وقت "رقص توي ماشين"ـه
# برادر توني با ساکسيفون #
که يه پسر خجالتيه که زير خورشيد # # صبحگاهي سيگار ميکشه
...و من، خب
.ما ديرمون شده
!من تا حالا هرگز توي زندگيم دير نکردم
.تو که اينو نميدوني داتي .ما هنوز نرسيديم اونجا
.مامان، تو ناهارمو فراموش کردي
!اوه لعنت
.خيلي خب، مکشلي نيست .ما يه ناهار درست ميکنيم
.همگي آماده باشيد .من ميخوام بزنم رو ترمز
خب، چطور بود؟
.من يه سيب زميني سرخ کرده پيدا کردم
.اوه .قطرهي سرفه
.ماشين شما خيلي کثيفه
خب آره، اگه من تميزش کرده بودم الان ...بريک ناهار نداشت
مگه نه، اِلا؟
.من يه پرتقال و يه شکلات پيدا کردم .ايول
!ما ديرمون ميشه !ساعت 7 و 56 دقيقهست
.آروم باش، داتي .مشکلي پيش نمياد
.همگي کمربند صندلي داتي رو بگيريد
.فقط اون يکي سالمه
!هي، هي، هي !اينو ببين
.واو
اونا بليطاي بسکتبال دانشگاه ايندياناست؟
.آره
.چهارتا صندلي براي بازي ميشيگان
...شرکت براي اينکه 6 ماه توي محل کارم
.آسيبي نداشتيم اينا رو برام فرستاده
...خب، پس اون موقعي که نمک رو کيک پرتزل
زبونم رو بريد چي؟
.جيم، تو ميتوني هرچقدر که ميخواي فرم بفرستي
.اما بيمهي درماني دريافت نميکني
.البته .مسخره کن
.من هنوزم نميتونم آب پرتقال بخورم
...هي، اگه دنبال يه نفر ميگردي که باهات بره
.من وقتم خاليه
.صبر کن !تو ميخواي جيم رو ببري؟
!اون کسي که معمولا اينجا مصدوم ميشه منم
،اگه قرار باشه کسي با مايک بره ديدن بازي .بايد من باشم
...ببينيد، بچه ها
...من شما رو به جشنوارهي متال
.متال مانيا، خوشگذروني 2 توي جامائيکا دعوت کردم
...چاک داره فکر ميکنه که تو
...نميخواي با چاک بگردي
...در حالي که تمام کاري که چاک کرده اين که
.از جون مايه گذاشته، مرد
!مايک پيره
!اون نياز نداره که بره به جشنواره متال
تازه، اون کسي که معمولا باهاش .کاري انجام ميده منم
.خب، پس يعني تو خايه مال رئيسي
.و خود شيرين - .اون ميره به کليسايي که من ميرم -
ميدونيد چيه؟ - .ما رفيقاي اس ام اسي هستيم -
.و سر کار خيلي با هم راحتيم
.بچه ها
هي بچه ها، من نميخوام کسي رو از سر کار با خودم ببرم، باشه؟
ميدوني چيه؟
ممکنه که ما توي محل کارمون ...مصدويمت نداشته باشيم
...ولي يه داخليش رو داريم
.که همينجاست
.هي
!واو
.آروم باش مرد .نيومدم بزنمت
.من کتابت رو ميخوام .بايد در مورد نجوم درس بخونم
!درس خوندن براي گروه درس خوني !ااه
خيلي خب، من ميدونم که تو چرا داري .اين کارو ميکني
!اون زويي يه دختر خوشکليه
.اما هي، من واقعا توي کلاسم
.کسي منو دعوت نکرد
...اين نامرديه !آخر نامرديه
خب، شايد اگه در خلال فيلم ..."وان داغ ماشين زمان"
.توجه بيشتري ميکردي، تو هم دعوت ميشدي
حالا، بزار بگيم که من يه .چيزايي در مورد نجوم ياد گرفتم
...و فقط بابت تاييد، اون سيارهي يکه
نه طالع بينيه يک، درسته؟
تمام اون سال هايي که سعي کرديم ...اکسل درسش رو بخونه
.و چارهش فقط يه دختر خوشکل بود
.حالا خيلي واضح شده
...و سحابي چشم گربه
.توي صورت فلکي اژدهاست
...که به سادگي با اين حقيقت که
ما اژدهاهاي شرقي اينديانا هستيم ...به ياد ميمونه
.ميدوني، تيم فوتبالي که من توش بازي ميکنم
.واو اکسل .اين خيلي هوشمندانهست
.ما اژدها هستيم، و صورت فلکي هم اژدهاست
No comments yet. Be the first to leave one.