نخستین 200 خط.
صدای چی بود؟
.یوبو
- تو کی هستی ؟ - .یوبو
.یوبو
حالت خوبه؟
چه خبره؟
!مامان
.هه بین
وای خدا
چه خبر شده؟
بیدارم کردین
سلام رئیس یونگ
البته خیلی وقته اینجان
یک لحظه
با شما کار دارن - باشه -
سلام؟ بله رئیس
بله قربان باشه
باشه بعدا صبحت میکنیم
.باشه
حتما با رئیس دوستین
بله ، خوب... ما مثل برادریم
ما تمام سعی خودمون میکنیم تا مجرم بگیریم
...خب آقا
...احتمالا کی هست که بهتون کینه داره
و قصد انتقام داشته باشه؟
یکی از شما و خانوادتون کینه داشته باشه
مطمئن نیستم
...من آدمیم که یک تجارت اداره میکنه
شما چی خانوم؟
البته که نه
این به نظر می رسه کار یک حرفه ای باشه
برق سیستم هشدارو بدون دیده شدن قطع کرده
همینطور دوربینها مدار بسته
و چیزایی که به آلارم متصل بودن
وااه
این باید کار آدمهای خطرناک باشه
خطرناکن؟
از حالا باید آماده باشین
من فکر نمی کنم اونا دنبال چیزهای با ارزش شما بودن
...حدس میزم دنبال گوشمالی و هوشدار
دنبال یکی از شماها بوده
اونا حرفه ای بودن
برای کشتن من؟ یا هی کیونگ؟
کی میتونه باشه؟
این خیلی خطرناک بود
خدایی خانم مین خیلی سرسخته
با یک سارق روبرو شده و بعد انداختش بیرونه
حق با شماست من بودم بیهوش شده بودم
اگر من اونجا بودم حالشو میگرفتم
جون خودت
خانم کیم اگه تو بودی چیکار میکردی؟
نمی خوام بهش فکر کنم
اولین تلاش شکست خورد
به زودی میرم سراغ مرحله دوم
الو؟
همین الان بیا دفتر من
کار تو بوده
تو یکی رو فرستادی خونه ما
غیر از اینه؟
اینطور نیست؟
داری روز به روز خشن تر میشی خانم مدیر
این رفتار به کسی که ایتالیا درس خونده نمیاد
...حتی یه بیسواد مثل من که یک شب ـه
ننه باباشو از دست داده همچین کارایی نمی کنه
...تو - مدرک داری؟ -
تو بودی
فکر کردی نمیدونم
من مطمئنم که هزاران دلار صرف یه سیستم امنیتی کردی
بهتره نیست با شرکتش تماس بگیری؟
نه با کیم جمای ناتوان و ضعیف
...فکر می کنی من نمی دونم
حتی اگه خودتو به اون راه بزنی؟
چرا باید اینکارو بکنم؟
...چون فهمیدم شوهرت کسی بوده
که زده به بابام و اونو کشته؟
بهت هشدار میدم
دست از این مزخرفات احمقانه بردار
...وگرنه این تویی
که آسیب می بینه
تو بودی گفتی جونم تو دستهای توئه
گفتی خالق من بودی پس چرا اینقدر می ترسی؟
آهان درسته همینه
شرم آوره اگه مخلوقت آسیب ببینه
اگه به من شک کردی
باید به رئیس کوون می گفتی
اینکه من دختری بودم که ولش کردی
...اینکه فهمیدم
...اون بوده که به بابام زده و انو کشته
و اینکه باید مراقب باشه
فکر کردی این چیزیو رو عوض میکنه؟
...فکر کردی واقعا میتونی چیزی رو عوض کنی
به خودت مسلط باش
...تو یک بچه احمق و نادون
بی دست و پا و نترسی
گفتی من نادونم؟
...با اینکه میدونم
هر روز آروم آروم مادر شوهرتو کشتی؟
اونوقت به من میگی بی خبر و نادون؟
چی گهی خردی؟
با چی بوده؟
سم؟
چه سمی؟
تترودوتوکسین؟
نه تو نمی تونستی اونو با غذا قاطی کنی
من فقط باید دفتر خاطراتش پیدا کنم
سعی نکن صبر منو امتحان کنی
گمشو
از صحبت با شما لذت بردم خانم مدیر
بیا از حالا بیشتر اینجوری با هم وقت بگذرونیم
نه
موضوع چیه؟
دفتر خاطرات؟
امکان نداره
منظورت چیه؟
سارق؟
نمی دونم دزد بوده یا چی
به هر حال خونه ما الان به هم ریخته
چیزی هم برده؟ به پلیس زنگ زدی؟
آره ، مادرم دیدش و اون فرار کرد
وای خدای من حتما شوکه شدین
بخاطر همین نگرانم
چی؟ در مورد چی؟
امروز داریم عکس می گیریم
صورتم خسته نیست؟
دیشب به سختی خوابیدم
به نظر خوب میای
به من اعتماد کن بیا بریم
تو باید منو زیباتر از جما جلوه بدی ، باشه؟
باشه؟
یه ژست دیگه
یک دو سه
خوبه
عالی بنظر می رسه
لطفا بفرمایید داخل
اونجا بایست
.باشه یک دو
خوبه
اوکی ..بعدی
.هه بین
اوکی
اوه خوبه
یک دو
بعدی یه ژست جدید یک دو سه
اوکی بیایید دوباره شروع کنیم
هی تمرین کردی ، نه؟
یک دو
.اوکی یک دو سه
یه لبخند بزرگ بزن یک دو سه
وای این خوب به نظر می رسه
.باشه در دسترس خواهم بود
بله باشه
بیا تو
هنوز آقای یون نیومده؟
شنیدم عکس های نهایی برای انتخاب مدل وجود داره
ببخشید دیر رسیدم معذرت می خوام
بفرما
...اینها بر اساس آراء نهای
توسط کارکنانه
تو چی فکر میکنی؟ کی بهتره؟
خانم یو چرا یکی رو انتخاب نمی کنی؟
من خانم کوون هی بین ترجیح میدم.
- تو چطور؟ - میدونی که چرا می پرسی؟
در هر صورت تو کاری رو که خودت میخوای میکنی
این چه جوابیه؟
نظر شما به عنوان یک عکاس چیه؟
...خب
پس جما انتخاب میشه؟
قرار شد بزنن تو لابی
تبریک می گیم خانم کیم همونطور که همه انتظار داشتیم بود
وقتی برای مدلینگ دستمزد می گیری باید ما را بیرون ببری
چی ...این نیست
خب تبریک میگم
چهره جدید تشک لورا خانم کوون هه بین
راست میگی؟
من بردم؟
اوپا
یس ایول
اوپا
همگی شام مهمون من
الان وقت تعطیلیه پاشین همه با هم بریم
تو نمیای؟
برنامه دارم. فردا می بینمت
- بیا بریم - .باشه
بیاین بریم
باشه
حتما حالت گرفته شد
تبریک می گم خیلی برات خوشحالم
...اگه من انتخاب شده بودم همه باید اطرافت
دست به اعصا راه میرفتن
نگاش کن الکی نشون میده به بقیه اهمیت میده
فقط صبر کن کیم جما
چه بخش کفش چه تشک
جایی برای تو و جود نداره
به زودی تو برای همیشه این ساختمون ترک خواهی کرد
باشه من میرم
همراه مادرت ، مین هی کیونگ
و پدرت ، کوون هیوک سانگ
بفرمایید تو
تولدتُ از صمیم قلب تبریک میگم ، سو یون
الان که تولدم نیست
No comments yet. Be the first to leave one.