نخستین 200 خط.
در 26 نوامبر 1983 ، شش مرد مسلح به مخزن "برینکز مت" در نزدیکی فرودگاه هیترو لندن نفوذ کردند
آنها انتظار داشتند به ارزش یک میلیون پوند ارز خارجی پیدا کنند
آنها در عوض شمش طلا به ارزش 26 میلیون پوند پیدا کردند
این بزرگترین دزدی در تاریخ جهان بود و سیستم پلیس بریتانیا و جرم را برای همیشه تغییر داد
اگر از سال 1984 جواهرات طلا را در بریتانیا خریداری کرده اید احتمالاً در آن حاوی ردهایی از طلای "برینکز مت" می باشد
و همه چیز با شش مرد در یک ون آغاز شد
شرح زیر از حوادث واقعی الهام گرفته شده بعضی از عناصر و شخصیت ها برای اهداف این نمایش خلق یا تغییر یافته اند
لندن ، 26 ام نوامبر 1983
خزانه امنیتی برینکز مت ، منطقه تجاری هیترو
بفرما ، رفیق
رالفی ، بفرما
نمیخوام از شیر ایراد بگیری آره آره
بفرمایید
بخوابین رو زمین ، لعنتی ها
رو زمین
صورت رو زمین
دستاتو بذار جایی که بتونم ببینمش
رو به زمین
فردی هوک
خیابون چرچ 32، توتینگ
رالف ترنر، آپارتمان 2 خیابون بروملی 98
آقایون
با من بیاین
به حرکت ادامه بدین، ادامه بدین کلک تو کار نباشه
صفحه کلیدها
نمیتونم ، یادم نمیاد
زود باش رالفی
نمیتونم بیاد بیارم
فقط ازش برای تمرینات استفاده میکنیم یادم نمیاد
ما اینجور حرفا رو میشناسیم
ما ارز رو هم میشناسیم و میدونیم که برای معطل کردن ما آموزش دیدی
معطل کردن شما؟ من بابت این گوه ساعتی دو پوند میگیرم
من پولو میارم تو ون شما
فقط نمیتونم بیاد بیارم
آخ
سعی كن
همه چی درست میشه درست میشه
اون حالش خوب میشه فقط یه دقیقه بهش فرصت بدین
فقط آروم باش ، آروم باش
اون حافظه کوفتیش کار نمیکنه
طلا
.:: تـرجمـه و زیـرنـویـس : سـعـید ::.
صبح بخیر
ازش خوشت نمیاد
ادامه بده
اون تصمیم گرفته بخشی از میراثش
کاهش سرقت های مسلحانه باشه
و اون میخواد که اینکارو تو دو هفته آخر زندگیش انجام بده ، آره؟
نه
ما هستیم
اون ازمون میخواد که ارزش سرقت های مسلحانه تو این شش ماه رو مرور کنیم
و اونها رو تا حد امکان مسلح نکنیم
میدونی شاید اسمش این باشه ولی همیشه فکر میکردم
" گروه "فلائینگ اسکواد باید هیجان انگیزتر باشه
خب این اولین اشتباهت بوده
...حالا
محبوبیت خودشو از دست داده
نکنه تیکه کردنشون رو تو آشپزخونه انجام بدی
نمیخوام خونی روی سنگ مرمر بمونه
چی؟ صادقانه درست کار میکنم
اوه، میدونی که دیگه لازم نیست شکار غیرقانونی بری ، نه؟
آره، اما این چیزیه که باعث سرگرمی میشه
اون یه دوک ـه که مالک اون جنگل هاست
انگلستان اینجوری کار میکنه، عشقم
تعداد زیادی ازش دارن و ما هم ازش زیاد میگیریم
فلائینگ اسکواد"؟"
واحد کنترل. میتونی یه کارآگاه رو بفرستی اینجا؟
ببین کی داره اینو میگه اوه، متاسفم، عشقم
"سرقت مسلحانه ، خزانه "برینکز مت "منطقه تجاری "هیترو
بلند شو بریم
خوب، خدا رو شکر
بله؟
کنی؟
بله
شنیدیم که شما تو کار طلا هستین
آره
خوب، این یه خوش شانسی ـه چون ما بیرون خونه ات هستیم
چی گیرشون اومده؟
طلا ، تا شب اینجا بوده
و بعدش قرار بوده امروز به خلیج پرواز کنه
چقدره؟
خب، موضوع همینه
خیلی ها میگن که یه قایق پُر بوده
اما تو خزانه نبوده که برای من منطقی نیست
اونها در مورد دزدها چی میگن ؟
میگن شش تا مرد بودن
هفت تا
اونها رو تو اتاق کنترل نگه دارین
دور از کمدهاشون
کلوپ توتینگ رایفل ؟
تصورم اینه که چهره های زیادی اونجا بودن
خیلی با نصف شون مدرسه رفتم
هنوز دوست هستین؟
میدونم دنبال چی میگردی
حق داری دنبالش بگردی
ولی... این کار من نیست
تو سهم خودتو در مورد کد انجام دادی
اگه همکارت دچار دستپاچگی نشده بود
الان تو خزانه بودن
و نرسیدن به خزانه بهترین چیزی بود
که تا بحال برای اونا اتفاق افتاده
اونوقت طلا چطور؟
طلا ، تو خزانه نبوده چون
حجمش برای خزانه خیلی زیاد بوده
منظورت از خیلی زیاد چیه؟
من مدت زیادی اینجا کار کردم
و هرگز باری مثل این ندیدم
یه چیز دیگه باید بهتون بگم که اونها نمی دونستن اینجا بوده
حالا، نمیتونم تصمیم بگیرم که آیا این
خوش شانسیه یا کلاً بد شانسی
چشمت چطوره؟
خیلی خوب کار نمیکنه
وقتی اونا رفتن کجا بودی؟
راستش رو بگم ، تو اون گوشه بودم مثل یه خرگوش ترسیده
دقیقا کجا؟
همین اینجا
مشکل اینجاست، رفیق
تو میدیدی که ون اینجا رو ترک میکرده
نه، بیشتر اینجا بودم
اون هنوزم از اونجا میبینش اینطور نیست،تون؟
واضح مثل کریستال ، نیک
نه من اینجوری نبودم
بیشتر اینجوری بودم
اون میخواد که برگردی
برگردی تو حیاط
این به "فلائینگ اسکواد" مربوط نمیشه
خوب، اگه کار "فلائینگ اسکواد" نیست نمیدونم چیه
یه بار دیگه اظهاراتش رو مرور کن
هر خطش رو
حالا میتونی بیای بیرون ، رفیق
ما تسلیم این نمیشیم ، پرونده مال ماست
بیا در موردش بفهمیم
داریم وقت رو تلف میکنیم اونا نباید باشن
چه انتظاری داشتی؟
سیب زمینی
آره، این راحت تر بوده
خب دوست مون میگه تو میتونی جاشو تغییر بدی ، کنی
میتونم تغییر بدم
بولِکس ، اون میتونه
میگن شما مثل سازنده ای هستی که حتی میتونه ساعت قلاب دار رو حفاظ بکشه
نه، اونا اینو نمیگن ، من میگم
چون کیه که زحمت تماشای یه سازنده رو به خودش میده که ساعتهای قلابدار رو حفاظ میکشه؟
اگه میتونستی از پس چنین کاری بربیای حتماً در موردت شنیده بودم
تو فقط در مورد افرادی میشنوی که گرفتار میشن
این دیوونه کننده اس ، میکی
این امتیاز ماست ما خودمون میتونیم این کار رو بکنیم ، چطور؟
چطور انجامش میدین؟
خب، همه مون شرور و تبهکاریم
همه مون حصارها رو می شناسیم
اوه، آره؟
تو کی رو می شناسی که میتونه از عهده اش بربیاد؟
یه آدم تو بازیلدون ، اون یه مغازه رهن و وثیقه داره یه لطف بهم بدهکاره
این سه تن طلای خالص ـه
که شما از بازار خارج کردین
و تو جنوب لندن حبس شده
و حالا ، باید اونو از حبس در جنوب لندن خارج کنی
و دوباره برگردونیش به بازار
بدون اینکه کسی متوجه بشه
دو نفر تو انگلیس هستن که میدونن چطور اینکار رو انجام بدن
و هیچ کدوم از ما تو بازیلدون زندگی نمیکنیم
من باهات در تماسم
همسر سزار
ببخشید قربان؟
همسر سزار باید بیش از حد مشکوک باشه
تو آثار کلاسیک رو نمی شناسی؟
نه از ته قلب
حسادت، وسوسه، طمع
طبیعت انسان ضعیف ـه و به همین دلیل قانون باید قوی باشه
و به همین دلیله که کسانی که قانون رو تبلیغ میکنن باید از همه قوی تر باشن
برای اینکه یه جامعه متمدن عمل کنه
همسر سزار باید بیش از حد مشکوک باشه
اوه، باشه، درسته
آره متوجه شدم
بعنوان یه وکیل وکالت 42 افسر پلیس رو برعهده داشتم
که به فساد متهم شده بودن و هنوز شکست نخوردم
و به این دلیله که نماینده پلیس های فاسد نیستم
من نماینده کسانی هستم که ضعف نشون دادن و میخوان توبه کنن
من مردان خوب رو تو پست شون نگه میدارم
تو مرد خوبی هستی؟
بله، هستم، آقای کوپر
رشوه گرفتی
نگرفتم خب ما تو ابهام هستیم
قبول کردی ولی هرگز نگرفتی
اونها تلاش شون رو میکنن از شک و ابهام تا قطعیت بحث میکنن
من از عدم قطعیت تا پاک موندن بحث میکنم و برنده میشم
و شما رو به پست تون برمیگردونم
و وقتی به پست خودت برگشتی پلیس محلی ، در حال مبارزه با افراد مشکل دار
در خیابون های این شهر ـه اونوقت به همسر سزار فکر میکنی
بله قربان
خب اون چکار میکنه ؟
این در همین اندازه اس ، نیک
این کار خیلی بزرگیه در حد و اندازه اون نیست
چرا باید اینکار رو بکنه؟
چون میخواد زیبا و مرتب بره بیرون و برای طرفداراش دست تکون بده
اون میخواد که مردم در موردش صحبت کنن که "کِری" ها رو میشناسه
و ازش نپرسن طلا کجاست
اگه اون بعهده نمیگیره ، پس کی میخواد بگیره؟
نخست وزیر میخواست تشکر شخصی خودشو اعلام کنه
نیازی نبود که اونو در مورد این موضوع زحمت بدم، قربان
این اثر انگشت ها به دستگیری مردی که قصد کشتنش رو داشت کمک کرد
No comments yet. Be the first to leave one.