نخستین 200 خط.
یه لحظه یه لحظه
چی اینجوری نگرانت کرده؟
به من اعتماد نداری؟
نه
بهت شک ندارم
کل دیروز رو نگرانم بودی
میدونم دیروز جلوی خونهم منتظرم بودی
پس چرا
برای همه چی
ممنونم
شرط میبندم نمیدونستی
درست پشت در وایستادم
شوکه شدی مگه نه؟
نه میدونستم اونجایی
نمیدونستی
از اولش میدونستم چه اتفاقی برات میفته ووجو
میخواستم بهت بگم نگران نباشی
اینکه من دوست دارم، به من اعتماد کن
وای خدا
من اعتراف کردم چه احساسی دارم
وای نه
تقصیر لبام بود. لبام اینکار رو کردن
تو که میدونی من عقلم سرجاش نیست
این چه کاری بود؟چطور تونستی؟
چرا سرت رو تکون دادی؟
چطورتونستی؟
وایستا منم بیام
بجنب
بجنب؟
من رو نگاه کن - دنبالم نیا
خیلی بهتون فکر کردم خانم معلم
اما نتونستم به دیدنتون بیام
میخواستین ببینین که من زندگی خوبی دارم
خیلی معذرت میخوام
همیشه آرزو داشتی یه آتش نشان بشی
رویات به حقیقت پیوست
این به اندازه کافی خوبه
تو موفقی
نیستم
انتخاب بدی بود
اون موقع، 23 سال پیش
راستش من بغلت نکردم
تو بغلم کردی
اون موقع وقتی بود که
من پسرم رو از دست دادم. تنها بچم رو
اصلا نمیدونستم
همیشه میخندیدین
نباید وقتی تو رو میدیدم ناراحتی میکردم
دیدن تو
بهم نیرو میداد، حس میکردم پسرم زنده شده
بین همه بچه ها از تو خیلی ممنون بودم
همیشه من رو دو بار بغل میکردی
یادتونه
منم با سختی های زیادی روبرو شدم
هربار این چیزی بود که به خودم میگفتم
"چیزی هست که مادری که بچه اش رو از دست داده نتونه تحمل کنه؟"
"میتونم از پس هرچیزی بربیام"
تو هم الان داری مبارزه میکنی
پس میتونی این قدرت رو به دست بیاری که
هر سختی ای زندگی در مسیرت قرار بده از پسش بربیای
این یعنی آسیب روحی
بله. من از پسش بر میام
هونگ مین ما هنوزم پسر خوبیه
خیلی خوشتیپ تر شدی
میتونی یه بار دیگه ام ازدواج کنی
خیلی خوشحالم
که دوباره دیدمت
وقتی که خانم معلم آقای بک هونگ مین رو بغل کرد
یه احساس عجیبی بهم دست داد
تقریبا گریه کردم
همه آسیب روحی دیدن. فکر میکنم هممون احساس راحتی کردیم
من توی مدرسه راهنمایی دوستی نداشتم این آسیب روحی منه
تو هنوزم دوستی نداری
مشخصا هنوزم نتونستی از پسش بربیای
این کار رو نکن بدجنس
هنوزم نمیتونم سوار مترو بشم
اما اشکالی نداره. دارم بهتر میشم
ووجونگ سونبه. چطور شد رفتین سراغ معلمش؟
فکرمیکنم این رو مدیون خانم هان ووجو هستیم
منظورتون چیه؟
"درمان رفتاری-شناختی که بهش میگیم"احضار کردن
ایده خانم هان ووجو بود. فقط اینو میتونم بگم
به نظرم خیلی بده که باید بره
هنوزم میتونیم اینجا ببینیمش
درسته خانم گونگ؟
اگه بیایم اینجا میتونیم خانم هان ووجو رو ببینیم؟
مطمئن نیستم. نمیدونم
غذای خوشمزه ای بود
ممنونم - ممنونم -
خداحافظ - خداحافظ -
غذای خوشمزه ای بود
ووجو اونی کجاست؟
برای تو اهمیتی داره؟ نمیدونم کجاست
من شیفت شب اورژانسم
خونه نمیام
خسته نباشی
دردمیاد مگه نه؟
خوابی پس یکم شلش میکنم
نباید تکون بخوری
این چطوری شل شده؟
آروم باش. آروم باش
مچ دستش کبود شده بود به خاطر همین یکم شلش کردم
اصلا مغز توی کله ات هست پرستار هو؟
اون توهم داره
اگه ونتیلاتورش رو میاورد چی؟
معذرت میخوام
این روزا چت شده؟
چرا یه پرستار سال سومی از یه تازه کار بدتره؟
دفعه قبل اصلا نمیتونستی یه سوند ادرار بذاری
تمومش کنید. بیمارا صداتون رو میشنون
تعجبی نداره مریضات رو میکشی
پرستار هو
هو مین یونگ
چرا انقدر تو فکری؟
چی شده؟ میخوای حرف بزنی؟
هیچی...همین طوری آخر وقت به فکر تو بودم
مریضی؟
به نظر خوب نیستی
یکم ناراحتم - برای چی؟ -
یه مدتی میشه که ناراحتی
مشکلی هست؟
پرستارای سال بالایی اذیتت میکنن؟
نه
نمیدونم چرا ناراحتم
احساس میکنم دارم توی زمین فرو میرم
حس میکنم انگار ناپدید شدم
بهتره بری. الان که دیدمت بهتر شدم
واقعا حالت خوبه؟
خوب میشم
اگه امروز کار نداشتم میرفتیم بیرون باهم نوشیدنی میخوردیم
من دیگه میرم
رئیس پارک خانم ووجو رو اخراج کرد
حتما خیلی نگران شی جونه
درمورد رابطه اش با خانم ووجو میدونی؟
آره. یه مدتی هست که خبر ارم
شی جون دربارش بهت گفته؟
من به شی جون اعتراف کردم که دوستش دارم
دوباره زمانبندیم غلط بود
خوشبختانه شی جون میدونست
من چه احساسی بهش دارم
چرا بابت این خوشحالی؟
چون احساس من رو میدونست
اصلا نمیدونستم چه احساسی داری
به خاطر همین احساس بدی بهش داشتم
اما بعد اینکه اعتراف کردم احساس بهتری داشتم
حالا دیگه بی خیال شدم
لارم نیست به خاطر من احساس بدی داشته باشی
چرا لازمه - میخوام دوباره از نو شروع کنم -
چی؟ - تو بی خیال شدی -
یعنی حالا میتونم دوستت داشته باشم
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
.....لطفا بعد از شنیدن صدای بوق - چی شده؟ کیه؟ -
مریضی که من درمانش میکردم
بعضی وقتا برام پیام میفرسته که ازم متنفره
و هروقت بهش زنگ میزنم جواب نمیده
چرا ازت متنفره؟
از دست من عصبانیه
به زودی بهتر میشه
جی یونگ وون تو که میدونی وقتی مریضات اینطورین
نباید بی توجه باشی باشه؟
اگه اتفاقی افتاد
فورا بهم زنگ بزن
باشه
یه مدتی هست گوشیت دستته
مشکلی هست؟
پرستار هومین یونگ رو میشناسین درسته؟
تو بخش مراقبت های ویژه کار میکنه
آره مگه چی شده؟
چند ساعت پیش دیدمش
یه مقدار ناراحت و مضطرب بود
چرا برنمیداره؟
الان دیروقته. احتمالا خوابیده
همینه؟ حتما خوابیده آره؟
معلومه
بک هونگ مین امروز یه ام آر آی عملکردی گرفت
و اینا نتایجشن
نسبت به دفعه قبل تغییر قابل توجهی در فعالیت مغزیش اتفاق افتاده
فکر میکنم روش احضار کردن واقعا جواب داده
روش احضار کردن؟ این دیگه چیه؟
اسمیه که من گذاشتم روش
مثل اینه که یه مریض رو تو مکان امن خودش بذاریم
دیگه روش درمان گروهی رو روی بیمارای پی تی اس دی انجام نمیدیم
به جاش میخوام این روش جدید رو
روی مریضای پی تی اس دی دیگه امتحان کنم
چرا روش تحقیق نمیکنی؟
همین قصدم دارم
کی میخواد توی پروژه تحقیقی شرکت کنه؟
دو تا داوطلب میخوام
من - من -
گونگ جی هی و جانگ یومی
وای خدا - عالیه -
خوش به حالت
سلام، پارک دِها هستم
پلیس؟
بله متوجه شدم
بذار ببینم. فکر میکنم اینه
هیچ کدومتون میدونید چرا تصمیم گرفته
خودکشی کنه؟
کی دو روز پیش پیام رو گرفته؟
خانم نا سون کیونگ
No comments yet. Be the first to leave one.