نخستین 200 خط.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
الو؟ سلام
آره، آره. نه، ببخشید بابت اون قضیه
آخه...
سگ همسایه اومده بود توی حیاطم
فقط میخواستم یه لطفی در حقش بکنم
میدونم، میدونم. تقصیر من بود
دفعهٔ بعد اول زنگ میزنم
فهمیدم. دیگه تکرار نمیشه
رندی، دیگه عذرخواهی نکن
باشه؟ مشکلی نیست
خوشحال میشم کمک کنم
همهچی روبهراهه
فقط منتظر کولتر بمون و خبرم کن
باشه، خداحافظ
ـ ممنون ـ صبح بخیر
ـ صبح بخیر ـ چه خبر؟
ـ همهچی خوبه؟ ـ راستش...
یکی از بهترین دوستهای رندی گم شده
سایمون بویس
در حبس خانگی بوده
و فردا باید در جلسهٔ پیش از محاکمه حاضر میشده
رندی رفته کولتر رو ببینه تا بفهمن چه خبره
حبس خانگی؟
چه کار کرده؟
بهش اتهام زدن...
که هک سایبری کرده
وارد سرورهای یک شرکت بیمه شده...
و پول رو به حساب مشتریهای شرکت منتقل کرده
جرم نسبتاً سنگینیه
خودم هم دقیق نمیدونم چه حسی دربارهش دارم، ولی...
خب...
اگه پلیس بفهمه که گم شده...
اوضاعش خیلی بدتر میشه
ـ مستقیم میندازنش زندان ـ اوه، چه بد
یه جورایی رابینهود بوده
بههرحال، اگه رندی نیاز داشته باشه کاملاً آمادهم بهش کمک کنم
من چی کار میتونم بکنم؟
برای شروع، پروندهٔ سایمون رو برام بیار
وکیل تسخیریش افتضاح بوده...
و شاید حتی صلاحیت نداشته
برنامهٔ امروزم رو هم خالی کن
فکر کنم باید سوار هواپیما بشم و برم مینیاپولیس کمکشون
باشه، چند گزینهٔ پرواز برات پیدا میکنم
ممنون
سلام
ـ ممنون که اینقدر زود رسیدی ـ خواهش میکنم
تعریف کن ببینم
همونطور که گفتم، رفیقم سایمون...
در حبس خانگیه و مادرش هیچجا پیداش نمیکنه
رینی پروندهش رو برام فرستاد
هیچ گزارشی نیست که ردیاب پاش هشدار داده باشه
نه، نه. اولین چیزی بود که بررسی کردم
هنوز نشون میده ردیاب یه جایی داخل محدوده فعاله
ـ هوم ـ کاملاً سبزه
هیچ هشداری نداده و من...
دارم همهجا رو میگردم، ولی پیداش نمیکنم
ـ فعالیت اینترنتیش چی؟ ـ هیچی
اصلاً به اینترنت دسترسی نداره
بهخاطر اتهامهاش دادگاه این رو اجباری کرده
پس کاملاً آفلاین زندگی میکرده
گوشی تاشوش رو توی آشپزخونه پیدا کردم
کارت اعتباریش رو هم بررسی کردم
هیچی
هیچ تراکنش تازهای نداره
ماشینش هم هنوز اینجاست
آخرین بار کی باهاش حرف زدی؟
یه مدتی میشه...
چند هفته پیش زنگ زد و پیام گذاشت
من هم جوابش رو ندادم
یککم سرم شلوغ بود
تقصیر تو نیست، مرد. بیا
دستبهکار بشیم. پیداش میکنیم
مادرش داخله
خانم بویس، آخرین بار کی با پسرتون حرف زدید؟
امروز ساعت هفت صبح بهش زنگ زدم
جواب نداد
ساعت نهونیم هم برای آوردن خریدها اومدم اینجا...
ولی رفته بود
خیلی خب
چرا به پلیس زنگ نزدید؟
بهش فکر کردم، اما نمیخواستم...
وضعیت حقوقیش از این هم بدتر بشه
برای همین به رندی زنگ زدم ببینم چیزی میدونه یا نه
اون موقع گفت...
شاید شما بتونید کمک کنید
این کار دقیقاً از سایمون برمیاد
همیشه همینطور بوده
پسرم از اول هم آدم عجولی بود
فکر میکنید...
ممکنه...
ـ فرار کرده باشه؟ ـ شاید
ولی فردا جلسهٔ دادگاه داره...
و خیلی نگران بوده که چه اتفاقی میافته
اگه حاضر نشه، براش خیلی بد تموم میشه
این چند ماه که اینجا حبس بوده...
و به اینترنت دسترسی نداشته اصلاً بهش آسون نگذشته
رندی، گفتی گوشیش رو پیدا کردی؟
آره، روی میز آشپزخونه بود
ـ چیزی توش بود؟ ـ چند تماس...
با ادارهٔ کلانتر
افسر ناظرش اونجا کار میکنه
ولی چیز غیرعادیای نیست
ـ هوم ـ خواهش میکنم
سایمون...
آدم بدی نیست
همیشه نیتش خیر بوده
عین حقیقته
این پسر همیشه هوای من رو داشته
نمیتونم پسرم رو از دست بدم
تنها کسیه که دارم
میفهمم
ببینم چی پیدا میکنم، باشه؟
اشکالی نداره یه نگاهی به اطراف بندازم؟
خواهش میکنم
وقتی رسیدید دری باز بود؟
نه، باز نبود
ولی در ورودی قفل نشده بود
اجازه داشت بیرون بره؟
آره، میتونست آزادانه...
به حیاط پشتی و بخشی از جلوی خونه بره
شانس آورده. بعضیها توی حبس خانگی...
اصلاً اجازهٔ بیرون رفتن ندارن
هوم
اوه، وکیل تسخیری سایمونه
باید جواب بدم
دنبالم بیا، باشه؟
آره
خیلی خب
این رو نگاه کن
میدونی چیه؟
داشته محدودهٔ ردیاب پاش رو...
امتحان میکرده، درسته؟
لعنتی
این کار هم خیلی به سایمون میاد
میخواسته دقیقاً بفهمه...
تا کجا میتونه بره...
بیاینکه هشدار فعال بشه
سؤال اینه که چرا
اینجا هم رد هست
یه لحظه صبر کن
رندی
اینجا یه چیزی هست
چی پیدا کردی؟
این رو ببین
این ردیاب مچ پاست، درسته؟
ـ آره، خودشه ـ آره
انگار از اینجا بریدنش
یه جوری که هشدار هم فعال نشده
میشه ببینمش؟
آره، حتماً
روی این تراشه یک مدار رلهٔ ضامندار نصب شده
نگذاشته هشدار به صدا دربیاد
احتمالاً فقط ده ثانیه وقت داشته ردیاب رو جدا کنه...
و تراشه رو جاش وصل کنه
کار قابلتوجهیه
ممکنه خودش از پسش برآمده باشه؟
نمیدونم
قطعاً کار سادهای نبوده
ولی یک چیز رو میدونم
این تراشه رو خودش نساخته
حتماً از یک نفر دیگه گرفته
آها
پس یا یکی کمکش کرده...
یا کسی بردتش
از روی تراشه چیزی پیدا کردی؟
هوم
صبر کن
ـ پیدات کردم ـ چی داری؟
شمارهٔ قطعه و سری ساختش رو دارم
میتونی ردیابیش کنی؟
بذار ببینم
این تراشه بخشی از سفارشی بوده...
که برای شرکت صنایع بیجیاچ ارسال شده
یک آدرس در مینیاپولیس دارم
ـ خیلی خب ـ بریم
بزن بریم
عجب تعداد زیادی دوربین امنیتی داره
خیلی هم زیاد
میتونی هکشون کنی و چندتاشون رو خاموش کنی؟
دوربینها رو؟ آره
ولی سگها... اون دیگه با توئه، نه؟
سگها با من
سگها رو هم از سر راه برداشتم
هی
میشه اون رو بذاری زمین؟
دنبال سایمون بویس میگردیم
میدونی کجاست؟
بیل؟ خودتی؟
این یارو رو میشناسی؟
ـ آره، مرد ـ بیل هندرسونه
هماتاقی سابق و خلافکار سایمون
اون زره مسخرهای که پشت سرته رو شناختم
بذارش زمین، قبل از اینکه خودت رو زخمی کنی
رندو، فکر کردی چه غلطی میکنی که ریختی توی خونهٔ من؟
ـ هی، این رو ببین ـ خب؟
میبینیش؟
ردیاب مچ پای سایمونه
ـ میدونیم این تراشه رو از تو گرفته ـ آره
ـ که چی؟ ـ که چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.