نخستین 200 خط.
" ... آنچه در این ما هستیم گذشت "
بچه؟ - یه چیزی درست نیست -
ما بچه سوم رو از دست دادیم، جک
من خیلی متاسفم
دوست دارم فکر کنم که تو شورترین لیموی تو
تبدیل به لیموناد بشه
سی و شش سال پیش، زندگی من از جایی شروع شد که من رو جلوی درب آتش نشانی رها شدم
بت، این مرد سرطان معده نوع 5 داره
چرا این چرت و پرت رو نگاه می کنید؟
به اونها گفتم برن پی کارشون
من می رم نیویورک
نمایش تجارت
مامان بزرگ و بابابزرگ اینجان
من میرم تو اتاقم
ارائه ای دیگر از مرجان MarjanZdh
این ترسناک ترین قسمته
بعضی مردم فکر می کنن که ترسناک ترین بخش برای بچه دار شدن به بیمارستان بیان
نه. ترسناک ترین قسمت اینه که با بچه بیمارستان رو ترک کنی
بچه ها - بچه ها، البته -
دکتر، این دو تا، اونها فقط وقتی خوابشون میبره که کنار هم باشن
این غیرمعمول نیست؟
خب، اونها نه ماه تو یه رحم شریک بودند
تو نمی تونی بلافاصله از هم جداشون کنی
نه، من مشکلی نمی بینم
اون گفت که ما اسمشون رو چی گذاشتیم؟
نه، در واقع نگفت
تو می تونی بهش بگی، عزیزم
کوین، کیت و کایل ... سه تا ک
حرف خوبیه
ما دکتر خوبی داشتیم، درسته بک؟
متاسفم. من فقط .. من یه خورده دستپاچه شدم
برای همه چی خیلی ممنونم
مامان بزرگ و بابابزرگ اینجان
سلام بابابزرگ - سلام -
سلام عزیزم
شماها اینجا چی کار می کنین؟
ما داشتیم می رفتیم شهر و گفتیم وایسیم و یه سلامی به شما بکنیم
یه دوست بلیط های همیلتونش رو به ما داد
مثل اینکه من تنها کسی هستم
که روی زمین از این جفنگیات خوشم نمیاد
اینجا یه مردی با ما زندگی می کنه - چی؟ -
دوست بابا از محل کارش
بیایین لگو بازی کنیم
آره، بیایید با ما لگو بازی کنید
داریم میاییم. داریم میاییم
هوراااااا
دلم براتون تنگ شده بود
این جز برنامه نبود
کدوم برنامه؟
برنامه که من چطوری به اونها بگم که اون رو پیدا کردم
متوجه نشدم تو برای این کار برنامه داشتی، عزیزم
خب، آره
... یعنی، برنامه که نه
داشتم برنامه ریزی می کردم؛ اما الان دیگه به هم ریخت
اوکی، حالا می خوای چی کار کنی؟
همین الان؟
الان یه خنده مصنوعی احمقانه می کنم
از مامان می خوام که باهاش به طور خصوصی صحبت کنم
و بعد بهش چیزهایی رو می گم
که این کامل میشه و اون رو بکلی خراب می کنه
مامان؟
می تونم باهات خصوصی صحبت کنم؟
یه دقیقه - حتما -
مرد چاق مست
وای خدا
صورتت چطوره؟
خب، خوبه
خوشبختانه، من انقدر چاقم که همه جام نرمه
بس کن
صبحونه چطوره؟
منظورت این، آرد جو سفت هست
و یه پنکیک سفیده تخم مرغ بدون نمک، بدون شکر
و بدون روغن که تو برام درست کردی که بخورم؟
بله
عالیه
واقعا؟
این بهترین چیزی هست که تا به حال مزه کردم
یه سئوال سریع
... دیشب، بعد از مهمونی
من همه جا تیره و تار می دیدم
.. ما
نه
کلی استفراغ کردی
اما کار دیگه ای نکردی
چقدر سکسی
از اینا گذشته، تو صدای فوق العاده ای داری
نمی دونستم که آواز می خونی
خب، منم نمی دونستم که تو دم در حموم
گوش وایمیسی
داشتی برای من می خوندی؟
نه
بی خیال کیت، یالا - نه -
یالا؛ یالا. تو خوبی
و من در مورد یه کارااوکه خوب حرف نمیزنم
دارم در مورد یه چیز خوب خوب حرف می زنم
.. تو .. تو تا حالا
تا حالا اجرا داشتی؟
وقتی خیلی جوون بودم
یه جورایی رو سیندی لاپر گیر بودم
.. زمان پشت زمان " اون رو "
... من راک می خوندم. می دونی
من این رو راک می خوندم انگار کارم این بود
اما بعد که بزرگ شدم
.. و بعد رشد کردم
.. می دونی
سعی کردم از شهرت به دور باشم
صبحونه ات تموم شد؟ - بله -
تو؟
یه آهنگ دیگه
یه آهنگ دیگه
یه آهنگ دیگه - اوکی، کیت -
من کاملا برای این که برم نیویورک مصر هستم
یعنی، ما کلی دردسر داریم
البته، اما من کاملا جدی هستم
صبر کن ... این واقعی بود؟
آره. صحنه بازی، این الان درگیری فکری منه و روش ویرم گرفته
فکر می کنی که متوجه هستی این چقدر بامزه اس
.. که کارگردان هنری تاتر، که ازم خوشش میاد.. چی
کارا - کارا؛ آره -
من عاشق کارا هستم -
و وقتی که تو بهش زنگ زدی
بهش بگو که من فقط دوست دارم درام سنگین بازی کنم
ما این همه راه رو نمی ریم نیویورک
که بتونم چند تا کمدی براودوی چرند بازی کنم
می خوای منم باهات بیام؟
البته. آره
راهی نیست که من بدون تو بتونم برم
و شاید تو باید مشخص کنی
که من چی کار کنم که مجبور نباشم تن لختم رو نشون بدم
توبی
ندیدمت که اینجایی، چه خبر؟ - سلام -
این چطوره؟ می دونی ما باید چی کار کنیم؟
ما باید نگاهی به بخش بسته بندی گوشت بکنیم
یه جورایی بالا و پایین داره
پنکیک ها خوبن
اون چیزی رو که درست کرده رو خوردی؟
دارم سعی می کنم یه خورده سکس داشته باشم
خب حالا اون یه هفته اس که اینجاست
فکر می کنم من فقط می خواستم ایده اون رو برای خودم داشته باشم
می دونی، قبل از اینکه بهت بگم، و این کاری نیست که
به تو یا بابا ربطی داشته باشه .. من امیدوارم که این رو متوجه باشی
من نمی دونم، آره، البته - اوکی، اوکی -
یعنی، معلومه که من در مورد اون کنجکاو بودم
از وقتی که بچه بودم
و می دونم که شما اگه می تونستید اون رو پیدا می کردید
خب اون کی هست؟
اون در مورد خودش بهت چی گفته؟
اسم اون ویلیام هست
همین؟
اون دیگه هیچی بهت نگفته؟
اون یه گربه داره
سرطان معده داره
عمده مطالبی که من می دونم همینه
خب، اون کجاست؟
دوست دارم .. ببینمش
... اون تو اتاق آنی هست، اما - باشه -
نمی دونم که اون برای این کار آمادگی داشته باشه، مامان
یه دقیقه صبر کن
خب
اوکی
صندلی های ماشین رو آماده کردم
پلیس موافقت کرده
من کشیدمشون بالا، ما بعدا درستشون می کنیم
و بعد ماجراجویی شروع می شه، آره؟
باشه
اگه من جای تو بودم، یه سره می رفتم مکزیک
اگه من برنگردم، حداقل می دونی من رو کجا پیدا می کنی
صبر کن
اوکی، بذار قفل کنم و نصب کنم
بیا، من گرفتمش - آره -
بیا، پسر گنده
اوکی
سلام - سلام -
... می خوام بهت - سلام -
من ربکا هستم، مادر رندال
خیلی از دیدنت خوشحالم
منم از دیدنتون خوشحالم
عزیز دلم، می تونی یه لحظه به ما وقت بدی که صحبت کنیم؟
.. آره
ممنون
خیلی خوب به نظر میایی
چیزی نیست، خانم کوچولوی من
اون سینه ام رو نمی گیره
می تونی اون رو کمکم بگیری، لطفا؟ اون خیلی گریه می کنه
لباس آروغی داریم. تو اتاقشون رو ببین
این .. اینجا نیست .. اینجا
.خواهش می کنم، فقط برگرد اینجا من به کمکت نیاز دارم، لطفا
اوکی
دراز کشیدی، جک؟
میشه لطفا کوین رو چک کنی؟
چرا گریه اش رو تموم نمی کنه
اونها به زودی میرن دانشگاه
کدومشونه؟
احتمالا یکی شون که از من متنفره
اون از تو متنفر نیست - جک، من فکر می کنم -
که با اون با فرمول شروع کنیم
نه، اون خوبه
اون نمی خواد سینه من رو بگیره
ما باید اونها رو مثل هم نگهداری کنیم
اون مثل اونها نیست
No comments yet. Be the first to leave one.