FEUD

FEUD

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Feud S02E03 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
ناشر Roya_T_K

برچسب‌ها

web
1080
XviD
x264
720p
720
webrip
BRip
480p
480
تاریخ انتشار: 2024-02-09
تعداد دانلود: 53
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

مـتـرجـمین: رویـــــــا و مـــحـــمـــد دانــشــور Mohammad_IA, Roya_T_K

انتشار فیلم «درکمال خونسردی»، که راوی خاطرات «ترومن کاپوتی» است،

‫چشم انداز ادبیات آمریکا را درهم شکست

‫در سال 1966، ترومن به کمک برادران میزلز

‫به ساخت یک مستند از مستندات ادبیاتی

‫و وقایع اجتماعی ای که برایش ‫اتفاق افتاده بود پرداخت

‫نور چطوره؟ خوبه؟

‫نور... ‫خوب تو صورتم میخوره؟

‫بله

‫میخوام شبیه رقاصه های ژاپنی باشم ‫(منظور باکلاس بودن است)

‫دوتا چشم، ‫با دوتا سوراخ بینی کوچولو

‫باید صاف و صوف باشم عزیزم

‫وسعت اثرِ جزر و مدِ مونه، ‫غیرقابل درکه

‫وسعت دید زیادی میخواد

‫گل های مانه هرچند ‫عاشقانه تره ولی وسعتش کمتره

‫مونه، مانه، ‫بهتره دیگه دربارشون حرف نزنیم

‫آثار مونه خیلی جذابه

‫ولی آثار مانه نفس گیره

‫دوتا دون گل رز، ‫خیلی قدیمی و کلیشه ایه

‫این نمایانگر آزادیه جیکوب

‫تسلط، قدرت متمرکز

‫خانم پیلی...

‫به نظرم درزمان خلق این اثر، ‫تازه به آزادی رسیده بوده

‫آقای هورن، مسئله آزادی نیست ‫چون زمان مرگش رسیده بوده

‫سیفلیس ‫(نوعی بیماری آمیزشی)

‫گفتن اسم این مریضی تابو نیست ‫ما دیگه بالغ شدیم

‫من که مطمئن نیستم ‫بالغ شده باشم

‫بعدشم که قانقاریا گرفت ‫و یه پاش رو از دست داد

‫دیگه حتی نمیتونست یه بوم ‫بزرگ رو درست سوارکنه

‫کاملا درسته، ‫غم و اندوه

‫نه، اندوه نه

‫این ظرافت شکوه انگیز رو ببین

‫با این جزئیات و ظرافت...

‫به طبیعت اجازه زیبایی و ‫زنده موندن رو میده

‫این رزها دارن زوالشون رو ‫نشون میدن. یادگاری از موری

‫قدرت این اثر خیلی زیاده ‫قطعا مانه ارجع تر از مونه ست

‫میگفتین موهام رو درست میکردم ‫و رژلبم رو تمدید میکردم

‫نه من هیچ وقت نگفتم فقط ‫صدف میخورم. واقعا نگفتم

‫- یه ساعت پیش نگفتی؟ ‫- نه

‫داره راز عشق رو بهم یادمیده

‫عزیزم، من فقط میخوام بدونم ‫چرا من رو دوست داری؟

‫منظورم اینه، فقط خدا میدونه ‫دوست داشتن من کار راحتی نیست

‫نه، نیست

‫دوست دارم چون... ‫درکم میکنی

‫خیلی زود همه چیز رو ‫متوجه میشی

‫مثل یه طوطی خیلی باهوشی

‫ولی جدی، چرا رابطه دوستیمون ‫انقدر برات مهمه؟

‫در طول روز، چندبار باهم صحبت میکنیم. ‫تعطیلات رو باهم میگذرونیم

‫به مردم بگو

‫خب...

‫بهت افتخار میکنم ‫تو...

‫به نظرم خیلی مهمه...

‫یکی رو پیداکنی که ‫قابل ستایش باشه

‫که بی قید و شرطت دوستت داشته باشه. ‫چیزی که من در تو پیداکردم

‫جدی میگم ‫تو...

‫خودِ خودتی

‫از همه مهم تر، وفاداری ‫وفاداری خیلی مهمه

‫تحت هرشرایطی در دسترسی

‫بخاطر همین میخوای ‫برام یه خونه بخری؟

‫تو که نمیذاری

‫خودم پیشنهادش رو دادم

‫خیلی خوبه اگه نزدیک خودمون ‫سمت لانگ آیلند باشه

‫چه موهبتی بالاتر از اینکه ‫اونی که دوستش داری بهت نزدیک باشه

‫خب، عزیزم

‫برای من...

‫خودت میدونی که، ‫اول و آخر همه چیز هستی

‫تو مرکز دنیای منی ‫میدونی دیگه؟

‫داری اشکم رو درمیاری

‫این رو جدی گفتم

‫مردی که دوربین دستش میگیره، ‫حتما یه نیتی داره

‫منظورم همچین دوربینیه، ‫عین اسلحه دستش گرفته

‫میخواد تو رو باهاش بکشه

‫متاهلن؟ ‫برادرای میلیز رو میگم؟

‫نه، اسلیم لطفا نخورشون، ‫اونا هنرمندن

‫حالا که کس دیگه ای نمیگه، ‫خودم میگم...

‫کناراومدن با اون دوربین، ‫یجورایی غیرممکنه

‫عین یه مهمون ناخونده ست

‫چیزی برای ترسیدن نداره ‫فقط نورش میخوره تو صورتت

‫نکته خوبی بود

‫دیوید و آلبرت ‫دوستای خوب منن

‫به نظرم خیلی مهمه ‫این چیزا رو ثبت بکنیم

‫درضمن، هرچیزی که ازش فیلم ‫میگیرن رو ترومن قبلا تاییدکرده

‫کجا رفتن؟

‫انگار کل فیلم شده...

‫خدمتتون عرض کنم... ‫این چیزا قرار نیست مستند بشه،

‫محض رضای خدا، آخه ناهار خوردن ‫ما به چه درد مردم نیویورک میخوره

‫این برای... شناخته ‫این یه جور جشنه

‫منظور... ‫جشن موفقیت بی همتاییه...

‫که ترومن داره تجربه میکنه

‫بله، ما اومدیم کمکش کنیم ‫تا این لحظه رو ثبت کنه

‫تاحالا کسی همچین ‫تجربه ای نداسته

‫ماحصل حضور من در... ‫اون جهنم...

‫که واقعا جای بدی بود

‫توجه مردم سراسر دنیا ‫رو به خودش جلب کرد

‫بخاطرهمین، این ‫مهمونی ویژه رو ترتیب دادم

‫مهمونی بالماسکه

‫یه مهمونی بالماسکه سیاه و سفید

‫برای رده بالاترین آدم های دنیا

‫یعنی حتی نسل سلطنتی اروپا

‫و اون هایی که از گیوتین جون سالم ‫به در بردن، هم هستن؟

‫کجاست؟

‫دورتر از مونروویل، ‫آلاباما، میتونی بیای عزیزم

‫سالن بالماسکهِ هتل پلازا

‫یه مهمون افختاری هم داریم

‫به وقتش اعلام میکنم کیه

‫ترومن!

‫اسلیم، به نظرت این ‫مهمونی افتخاری کی میتونه باشه؟

‫تو؟

‫این با عقل جور درمیاد؛ مگه نه؟

‫رابطمون رو که میبینی

‫سالیناس، کالیفرنیا، ‫مهم نیست اهل کجا باشه

‫حتی شهرستان های کوچیکی ‫که خودمون ازش اومدیم

‫من بهش یاددادم چطور باید ‫لباس بپوشه، چطور زندگی کنه

‫فرق مُد و استایل رو بهش گفتم

‫من تمام رونوشت های ‫«درکمال خونسردی» رو خوندم

‫اتفاقی که الان و در این لحظه ‫داره برای ترومن میفته...

‫چیزی نیست که من میخواستم

‫ولی به هرحال کاریه که ‫خودم کردم. مگه نه؟

‫کدوم کار؟

‫ما خودمون نیویورک رو به ‫پایتخت دنیا تبدیل کردیم

‫مرکزِ همه چیز

‫حالا کی در مرکز این مرکزیته؟

‫بذار از تو بپرسم. ‫کیه؟

‫چجوری میخوای مهمون ها ‫رو انتخاب کنی؟

‫عزیزم، براساس ‫انتخاب شخصیه

‫منظورم اینه، وقتی فکرمیکنی ‫که توی این دنیا...

‫کدوم آدم ها مهمن...

‫... یک سلسله مراتبی وجود داره، ‫اما به اندازه درجه بندی پولدارا مبتذل نیست

‫باید دید کدوم آدم ها ‫کارهای شایسته تری انجام دادن

‫آدمایی که مادرم آرزو داشت...

‫برگردن به آلباما، ‫اونایی که مادرم رو بردن نیویورک،

‫اونایی که دوست داشت ‫باهاشون صمیمی بشه

‫مادرم رو ترسونده بودن

‫ترومن، بله، اون...

‫مردم فکرمیکنن اون خیلی ‫اجتماعیه ولی اینا همش اداست

‫اونم مثل من خجالتیه

‫ولی اجازه نمیده ترس ‫افسارش رو به دست بگیره

‫بخاطر همین میشه رهبر همه چیز

‫ترومن میگه تنها ایراد شما، ‫زیادی خوب بودنتونه

‫این یعنی چی؟

‫من آدم خوبی نیستم ‫شوخی میکنه

‫سعیم رو میکنم، ‫ولی هیچکس بی عیب و نقص نیست

‫انگار بین مردای همجنسگرا

‫و خانم های جذاب، ‫رابطه خوبی شکل میگیره

‫به نظر شما علتش چیه؟

‫ما اهمیت بیان آدم ها ‫رو خیلی خوب درک میکنیم

‫چون به این شیوه ‫از خودمون دفاع میکنیم

‫هرچند پشت این داستان ها...

‫یکی هست که سعی داره ‫شرایط رو تحت کنترل خودش دربیاره

‫اینم یک شیوه دفاعه

‫شما واقعا به ترومن پیشنهاد ‫دادین که براش یه خونه بخرین؟

‫نیازی نمیبینم ‫در این باره صحبتی بشه

‫بیل قصد داشت...

‫یه سری از املاکِ ‫دور و برمون رو بخره، واسه همین...

‫به نظرتون ممکنه شما باشین؟

‫مهمون افتخاریِ جشن ترومن؟

‫من به همچین چیزی نیازندارم

‫تا بفهمم که من و ترومن ‫مثل یه روح در دو بدنیم

‫این چیزیه که هر ‫خانمی شایستگیش رو داره

‫مردی که واقعا دوستش داری...

‫بهت این حس رو بده، ‫که مهم ترین آدم روی زمینی

‫البته توی زندگی زناشوییم هم ‫همچین حسی رو تجربه کردم

‫رو میزی سفید؟ ‫نه، امکان نداره

‫ولی تم جشن سیاه سفیده

‫یعنی جاداری تا با رنگ ها بازی کنی

‫رومیزی قرمز، بله

‫تو فرشته نجات منی

‫بری!

‫میدونم که خانم پیلی رو میشناسین

‫بری مدیرکلِ هتل پلازا ست

‫- خانم پی، از دیدنتون خوشحالم ‫- منم همینطور

‫عزیزم، لیزا رو میشناسی؟

‫مشاور خارجی هنرمندان ‫و گالری های اون هاست

‫تو تدارک مهمونی ها و ‫روابط عمومی ها کمک میکنن

‫خدامیدونه من چقدر توی ‫اینجور چیزا کمک لازم دارم

‫چون مطبوعات بدجور دنبال ‫لیست مهمون های من هستن

‫واسش سرودست میشکونن

‫سلام، حالتون چطوره ‫خانم پیلی؟

‫لیزا، طراحی میزها رو ‫دراختیار خانم قراربده

‫ارکیده سفید با شیشه جیوه ای

‫خوراک مرغ، ‫غذای موردعلاقه شما آقای کاپوتی

‫به همراه کوکتل و ‫یه چندتا دایکیری

‫درسته، ‫ولی مگه غذای روز کارگره؟

‫معذرت میخوام

‫میشه لطفا صبرکنی؟

‫میشه چندلحظه من رو ببخشین ‫عذرمیخوام

‫بالاخره اتفاق افتاد ‫انتظارش رو نداشتم...

‫کسی که این کار رو ‫تو سالن باله میکنه،

‫خانم خوشگلِ اون بیلی پیلی احمق باشه

‫بعضی وقتا خانم ها ‫برای قوی تر بودن به کمک نیازدارن

‫منم که خدای اینجور کارهام

‫پیشنهادمیکنم ‫احساسات رو کناربذارین

‫نقش یه زن قوی رو بازی کنین

‫اجازه ندین کسی جای شما رو بگیره

‫زندگی مثل یه مهمونی بالماسکه میمونه

More Farsi Persian subtitles for FEUD

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left