نخستین 200 خط.
گرفتم
یکم صبر کن
متاسفم
باید زودتر بهت میگفتم
باید میومدم اینجا و ازت درخواست بخشش میکردم
من به اندازه ی کافی شجاع نبودم
برای همین ازش طفره رفتم
میخواستم فرار کنم
میدونی
تاسفت در چه مورده؟
چی؟
برای چی متاسفی؟
برای داشتن یویئون؟
زندگی با سه یونگ؟
چرا واسه این چیزا ازم معذرت میخوای؟
نباید بخاطرشون از همسرت عذرخواهی کنی؟
اگه میخوای معذرت خواهی کنی
باید از کسی که واقعا بهش نیاز داره عذربخوای
پیش بقیه نرو و رقت انگیز نباش
مادر
حتی یه کلمه هم نگو
فقط گوشتتو بخور و برگرد
حداقل باید به اندازه ی کافی غذا بخوری
تا کمتر احساس خجالت کنی
حتی اگه از یه ادم عصبانی کتک بخوری
اتهام قاچاق رو هان سانگ جین هست
من میخوام اسمشو پاک کنم
خب؟
کمکم کن
راحته
میخوام به کمپانی بگی
که طلاق گرفتین
فقط اونموقع میتونم مطمعن تر بشم برای
ایستادن کنارش
تو بخاطر رابطه ی نامشروعت با اون اخراج شدی
جدایی چیزیو درست میکنه؟
اما اگه بفهمن شما از هم جدا شدین
من دیگه معشوقه نیستم
این منو برای موندن کنارش توجیه میکنه
بیش از حد حریص شدی
اون مجبور نیست از اول برای مقامش تلاش کنه
اما میخوام اول بی گناهیش ثابت بشه
همه ی کارات بخاطر اینه که میخوای دخترت یه پدر بی گناه داشته باشه؟
اما این حقیقت که از اول با یه رابطه ی نامشروع شروع کردین
از بین نمیره
منتظر بودم ببینم
در حالیکه به زانو افتادی
ازم میخوای ببخشمت
حدس میزنم یکم بیش از حد بود
اگه زانو بزنم
به این معنیه که پذیرفتم یه رابطه ی نامشروع داشتم
زندگی من همیشه همینجور بوده
مردم همیشه با انگشتشون به من اشاره میکردن
حتی اگه جایزه میگرفتم
یا بهترین رتبه رو تو کلاسم میگرفتم
همیشه دختر یه معشوقه بودم
وقتی قبولش کنم
یویئون
همیشه مثل من زندگی میکنه
زانو نزدنت
این معنیو نمیده که تو یه معشوقه نیستی
اگه بتونم اون خاطره رو پاک کنم
نیازی نیست احساس گناه بکنم
بعدش یویئون
میتونه یه بچه با مادری عادی باشه
اصلا منطقی نیست
دیگه کار از کار گذشته
و اون همه چیز منه
مهم نیست اگه منطقی نیستم
خدای من
حتی نمیدونم چی بگم
اگه روم تف کنی
ازش طفره نمیرم
اگه منو بزنی
بدون هیچ حرفی دردو تحمل میکنم
حتی اگه بهم فحش بدی
فقط گوش میکنم و سرمو پایین میندازم
اما ازت معذرت خواهی نمیکنم
یا برای بخشیدنت التماس نمیکنم
بعنوان همسر قبلی هان سانگ جین که قبلا باهاش زندگی میکرده
و بعنوان مادری که یه بچه رو بزرگ کرده
میخوام بهت یه نصیحت کنم
بگو
هرچی بیشتر انکارش کنی
بیشتر به اون روز فکر خواهی کرد
و همشون با هم جمع میشن
چرا قبولش نمیکنی؟
اگه قبولش کنی
حداقل از این شرمندگی و ناامیدی
خلاص میشی
نه
نمیتونم این کارو بکنم
حرف دیگه ای برای گفتن ندارم
وقت با ارزشمو هدر دادم من میرم
لطفا کمکمون کن
میدونستم چون بی حیا بودی رابطه ی نامشروع داشتی
اما نمیدونستم اینقد بدی
و دیگه هیچی
من هنوز طلاق نگرفتم
اون هنوزم شوهرمه
یه جوری حرف نزن انگار همه چیز تموم شده
مغرور نباش و جوری باهام صحبت نکن که انگار هنوز شوهرته
اگه در مورد همسرمه
من کسیم که باید مراقب باشه و اهمیت بده
نزدیک من نشو
لطفا نزدیک تر نیا
لطفا نیا
اینجور که تو فکر میکنی نیست
اومدم اینجا
چون میخواستم ازت معذرت خواهی کنم
باشه؟
متاسفم
خیلی متاسفم
متاسفم
متاسف
متاسفم. خیلی متاسفم
... من نفهمیده بودم
...داشتن جونگ هیو
چیزی بود که تو ازش میترسیدی
دکتر
اکسیژن رو بیار و او آر رو تنظیم کن
بله
باید بچه رو بیخیال بشین
این مسئله میتونه حتی زندگی مادر رو هم تهدید کنه
یون جی
خوبی؟
هرکاری که بخوای انجام میدم
خوبم
من میتونم بدنیا بیارمش
اگه میتونستم به اون لحظه برگردم
اگه میتونستم به زمانی که هنوز جونگ هیو رو نداشتم برگردم
بهت میگفتم
که باید بیخیالش بشیم
چرا الان؟
چرا الان باید این اتفاق بیوفته؟
چرا؟
چرا الان؟
چرا؟
چرا الان داری این کارو میکنی؟
چرا الان میگی متاسفی؟
چرا الان بعد این همه سال این حرفا رو میزنی؟
الان که این همه جلو رفتم
تو متاسفی
...اگه میگفتی
...اگه اون موقع اینا رو میگفتی
متاسفم
متاسفم
واقعا متاسفم
الان دیگه خیلی دیره
ما راه طولانی ای رو پیش رفتیم
فقط قبولش کن
اگه قبولش کنی
حداقل از این شرمندگی و ناامیدی خلاص میشی
بله یویئون
مامان
کجایی؟
صدای آهنگ بلند میاد
با بابا داریم میایم پیشت
با بابا؟- یویئون-
تو کجایی؟
چه اهمیتی داره؟
میدونم منظورت این نبود
پس؟
بیا همدیگرو ببینیم
بزودی میرسم رستوران هی جین
باید اونجا همو ببینیم؟
نمیخوام دعوا راه بندازم
با یویئون میام اونجا میبینمت
لذت ببرین
مین سو چقدر وقته اینجایی؟
کِی رسیدی اینجا؟
باید هرچقدر میتونم کمکش کنم
این برای اون کار زیادیه
جونگ هیو الان باید چیکار کنم؟
چی؟ چی شده؟
هیچی اون همیشه همین کارو میکنه میتونی بعدا داستان زندگیشو بشنوی
بهرحال, مگه برای کار اینجا نیستی؟
بذار اول به جونگ هیو غذا بدم
عمه هی جین, آمادس؟
من تا الان مشغول بودم صبر کن
عمه هی جین چطور میتونی بهمون بگی صبر کنیم؟
اون باید خوب بخوره
قطعا نمیدونی چون هنوز ازدواج نکردی
چی؟- لطفا عصبانی نشو-
من همه چیزو درست میکنم
این یه کار مردونس
دیدی داشت معاشقه میکرد؟
سامگی جونبوک جوک برای صبحانه عالیه
مردم زیادی سفارشش میدن چون تابستونه
بعد از یه روز بالاخره داری مثل یه کارگر منظم عمل میکنی
یه غذای سالم واقعی باید تو شکمت بدرخشه
نظرت چیه؟
البته من با همه چیز اوکیم
بیشتر بخور
عمه ت یه اشپز حرفه ایه
پس چی؟ اون هنوزم مجرده
خوب میخوری بیشتر میخوای؟
نه ممنون خوبه
ریلکس کن
باید خودمونو به هم معرفی کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.