Arrowhead

Arrowhead

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Arrowhead
ناشر El-nooran

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2022-06-30
تعداد دانلود: 29
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ساکت

چی شده؟ بی صدا

دو هفته گذشت...هیچی 15مایل هم از قرارگاه دور شدیم

حس ششم ات چی میگه

شن و ماسه های تازه

میریزن تا رد شون را گم کنند

بعضی هاشون تازه بریده شدند

بعضی هاشون هم شکسته شده

گروه اصلی شون رفتند سمت قرارگاه

برای چی برن سمت قرارگاه؟ خرید و فروش

دو تاشون اینطرفی رفتند

شاید اونطرف تپه

میرم دنبالشون

بزن بریم تو نه

باید بفهمم گروه اصلی شون کجاست

برگرد پیش بقیه

بعنوان اد -بنون حرف میزنی

یا بعنوان اد-بنون رئیس پیش آهنگ ها؟

من همیشه یه جور حرف می زنم سندی برگرد پیش بقیه

برگردید...آشغال ها

اگه میخواستم از دستورات اطاعت کنم رئیس پیش آهنگها زنده نمی موند

ایست

چی اتفاقی افتاده؟

اد بنون اونجاست قربان علت لتفاق هم همونه

سندی مکانون هم باهاشه

کاپیتان نورث...حواست باشه...میریم بالا

گروهبان استون بله قربان

در ردیف دوتائی حرکت کنید

حرکت

با حواس جمع

سلام اد سلام بیل

جیم ایگل...از کدوم قبیله بودند؟ تانتوس...از افراد آزونی

پرسیدم از کدام قبیله بودند؟

بنون در مورد آپاچی ها هرگز اشتباه نمیکنه

تانتوس هستند قربان از افراد رئیس آزونی

برای اولین بار دوست داشتم سرباز بودی بنون

اونوقت می تونستم از ارتش بندازمت بیرون

دوست دارم بدونم چه خطائی از من سر زده کلنل؟

دستور واشنگتون رفتار صلح آمیز با آپاچی ها

حالا میشه بخاطر من عفو بفرمائید کلنل؟

من یه کمی کودن تشریف دارم

امروز قرار بود رئیس آزونی را در ایستگاه ببینم

این افرادی که بنون کشت قرار بود منو پیش اون ببرند

کلنل اینا آپاچی هستند که باهشون معامله می کنی

لازم نیست به من یاد بدی چطوری رفتار کنم

خلاصه کلام...شما اخراجید

من استعفا دادم

اون استعفا داد از کدوم راه میخواهی بری تا پست؟

از مسیری که برامون مشخص شده

از یه مسیر دیگه برو کلنل

این آپاچی ها برای صلح اینجا اومده بودند توی صورتشون رنگی می بینی؟

مجبور نیستند فقط روی صورتشون رنگ بزنند

منتها بدون رنگ نمیتونند بجنگند

می تونن یه جای دیگه ای را رنگ بزنن

درست میگم ..جیم ایگل؟

خیلی وقت من باهاشون نیستم نمیتونم چیزی بگم

باشه

فهمیدی چی گفتم

اینجا هم هست

جیم ایگل...حقیقت داره؟

نه قربان

راستشو نمیگی ...آپاچی کافی یه بنون

بدون کمک شما میتونیم بریم پیش آزونی و افرادش

و موفق هم میشیم

از یه مسیر دیگه برید کلنل

ما با هم صلح کردیم

برای زنده موندن در زمان صلح هم بهتره عاقلانه رفتار کنی

توصیه آپاچی سفید پوست

قربان اجازه میخوام اینها را دفن کنیم

اجازه داده شد

گروهبان استون...دست بکار بشید

آیوز ...اسب وسایل را بیار اینجا

عملیات دفن

راه بیفتید

برم اسب ها رو بیارم رئیس ...سابق... پیش آهنگ ها

اونها رد گم کنی بودند

مسیری که این کلنل میخواد بره

سه - چهار مایلی دره های تنگ داره

دره هائی با دیوارهای بلند در دو طرف

هر لحظه ممکنه تونتو ها بریزن رو سرشون

بهترین مکان برای کمین کردنه

و بین دیوارها گیر می افتن

آزونی بهش قول داده که دوستانه برخورد خواهد کرد

تو هم مثل کلنل کور شدی غیر ممکنه به قول شون عمل کنن

اینجور با من حرف نزن اد من یه ارتشی ام و کارمو دوست دارم

بله...شاید گتسبورگ برات خوب بوده

اما اینجا که گتسبورگ نیست

تو از گتسبورگ چی می دونی؟ هیچوقت از رودخونه پکو به اونطرف نبودی

اگه می بودی ...حالا اون شلوار یاغی ها پات نبود

چرا بودم...از خاکستری هم بدم نمی اومد دوست داری خیانتکار باشی

با این تنفری که از آپاچی ها داری همین روزها ممکنه یکی از این قبرها لازمت بشه

بدم نمیآد...خوب میشناسمشون

کاری که کردی باعث شد دیگه نیان

هیچوقت هم نمی اومدند

اگه چریکاهو ها فردا نیان بدتر هم یشه

چریکاهو ها...هیچ سفید پوستی نمیتونه مجبوربه آمدنشون بکنه

فردا معلوم میشه

توریآنو رفته سمت شرق

قراره فردا از مدرسه سرخپوست ها بیآد پست

فکر میکنی چطوری تونستیم آپاچی ها را بکشونیم اونجا

ضمانت کردیم که افراد تورینو هم میآن

یعنی تصادفی که اون هم همان روز از شرق میاد؟

اتفاقه دیگه همزمان شده

چهار سال ...پسر خوانده یه طبیب آپاچی بودم

اونا مطابق رسم خودشون عمل می کنند

مردم توریانو فردا میآن

چون پدرش هم از ارتش کمک خواست

چاتز چی؟ مرد خوبی یه

ممکنه..خب قراره فردا چریکاهو ها را بیاره

شرورترین سرخپوست روی زمین برای ارسال به منطقه حفاظت شده

همراه با پسرش که اتفاقا همان روز بر می گرده

بنظرت تصادفی یه؟

تو خیلی در باره آپاچی ها می دونی ؟ جوابت چیه؟

هنوز به جواب نرسیده ام اما یه چیزی هست

خب...پس فعلا

جوردن...کسیدی...آیوز

بله قربان؟ تمومش کنید

بله قربان بله قربان

سریع ترین مسیر گذشتن از رودخونه است

این مسیر در ماموریت قید نشده

چند بار باید بگم سریع ترین مسیره

بازهم تکرار می کنم...سریعترین مسیر برای رسیدن به کلنل

به پیش حرکت می کنیم

اون بالا بالای تپه...سرخپوستها

استون...بیا پائین

پشت سنگ ها

ببرش عقب...شما ادامه بدید

هرچه نزدیکتر باشیم بهتره روی تپه ...بزنیدشون

اگه میزاشتی نزدیکشون بشیم بیشتر تلفات می دادند

اونا هم بیشتر می کشتند

اگه دوست داری دستور بدی باید ارتشی بشی

هنوز هم میتونیم راه بیفتیم بریم سر قرار قربان

همین انتظار می رفت

آپاچی ها حسن نیت نشون دادند دنبالم فرستادند

بنون اونا را کشت

از دست اون خلاص بشید...این یه دستوره بله قربان

از دستش...خلاص

همین الان خلاصش می کنم

استون

بسیار خوب...دست بکار بشید

مرده ها را می بریم پست دفن می کنیم

ایست

چه اتفاقی افتاد؟

چون آقای بنون از آپاچی ها متنفره

همه اینها می تونستند الان زنده باشن

گروهبان ...افراد را مرخص کن بله قربان

به چپ چپ

چرا بهشون نمیگی اون آپاچی ها قرار نبود بیان اردوگاه؟

اونا منتظر ما بودند بهشون بگو

کی را متقاعد کنیم؟

بریم بالایه چیزی بخوریم

بنون برگشته...نیتا خوشحاله نیتا لباسشوئی خریده

یه مردی مثل تو دیگه چی کم داره؟

نیتا

اصلا نمیتونم درکت کنم میگی از آپاچی ها متنفری

یه رگ مکزیکی داره اما رگ دیگه اش آپاچی یه

خب...با همه اینها لباسشوی قرارگاهه

لباس هامو خوب میشوره

یادت باشه نیمه آپاچی یه همیشه یادمه

میخواهی بری ببینیش؟

چیه؟...گفته میخواد باهات ازداج کنه؟

عملا نه

هر وقت گفت...خبرم کن تنهاش بزار

ببین بیل...بعد مرگ کلنل تو بالاترین فرد اینجائی

یادت که نرفته من اخراج شدم؟ پس نمیخواد به من دستور بدی

میخواهی همینجوری اینجا بایستم یا برم خودم یه چیزی بخورم؟

لطفا برو... اد

بازهم بهت میگم

شوهرت سلیقه خوبی در انتخاب ویسکی داشت

مشروبتو بخور

نکنه اشتباه می کنم...مگه نگفتی که ما با هم هستیم؟

اشتباه کردم نمیدونستم چجور آدمی هستی؟

چیزی که میخوام اینه که در کنارت باشم هر فکری می کنم

هر چی میگم ..اشتباه از آب در میآد

میخوام خوب باشم باز خراب میشه

چون تو یه جوری و من یه جور دیگه یادت رفته؟

اد...خواهش میکنم حرف گذشته را نزن

الان ما چی هستیم تو ناراضی هستی

دیدم که اومدی دیدم که باهات حرف زد

مگه نیتا کاری کرده؟ هیچی

خدمتکار خوبی یه تعارفم نمیکنی؟

گیلاس ها اونجان

اونا مال چائی هستند

من چائی نمیخورم

لیوان ها هنوز هم سر جای قبلی شون هستند

کاپیتان فرانک ویلسون

محبوب للا کلارک ویلسون

اد...لطفا برو

باشه میرم

میرم... درست مثل اون زمانی که با مردی ازدواج کردی

که با آپاچی ها مثل اون ویرجینیائی ها در ریچموند جنگید

هنوز هم نمیتونی منو نزد خودت تحمل کنی

لطفا...نه اد

به حرف من گوش میدی؟ میشه بیائی بیرون؟

خب...الان بیرونیم

دیدم که ستون وارد کمپ شد

تلفات زیاده...عجیب تر اینکه یه کلنل هم توشون هست

شنیدم که گروهبان می گفت باعث مرگشون تو بودی

شنوائی خوبی داری

حقیقت داره که رابط ها را شما کشتید؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left