The Golden Spoon (Geumsujeo / 금수저)

The Golden Spoon (Geumsujeo / 금수저)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Golden Spoon E15 HD-WEB[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam

برچسب‌ها

web
HD
تاریخ انتشار: 2022-11-12
تعداد دانلود: 20
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

عسلم- پدر-

عسلم، چول- پدر-

پدر- عزیزم-

چول عسلم- !پدر-

چول

ته یونگ

ته یونگ

همسرم چقدر آسیب دیده؟

خیلی جدی نیست، نه؟ حالش خوبه، درسته؟

این چیه؟

ته یونگ تو چرا هیچی نمیگی؟

جوابمو بده

ته یونگ حال همسرم خوبه؟

ته یونگ

دکتر

همسرم حالش خوبه درسته؟

دکتر، همسرم کجاست؟

...مامان

...بابا

بیمار لی چول ساعت 8:50 دقیقه بعد از ظهر فوت کردن

!بابا! بابا

!مامان! مامان

عسلم

!عسلمممم

بابا

...نه

!نه

...این نمی تونه درست باشه، این نمی تونه

عزیزم، منم

چول

بابا

یه چیزی بگو

چرا هیچی نمی گی؟

چرا؟ عزیزم

...نه

!نه

عزیزم

بابا

کی این کار رو کرد؟

!بهم بگو حرومزاده تو می دونی چه اتفاقی افتاده

کی بوده؟

کی این کارو با بابام کرده؟

سو جون ته

چی؟- سو جون ته-

اون تو بیمارستان فوت کرد

جون ته چطور؟- ما هنوز داریم دنبالش می گردیم-

ما باید قبل اینکه پلیس پیداش کنه پیداش کنیم

بله قربان

همسرم چطور؟- ،خب-

ایشون دارن مراسم کنسرت خانگی که ترتیب دیده بودن اجرا می کنن طبق برنامه

کی؟- یه ساعت دیگه شروع میشه-

جون ته، بهم گوش کن

دارم میرم الان اجرا کنم

اگه من یهویی کنسلش کنم مردم متعجب میشن

اول لباساتو عوض کن

تو اینجا جات آمنه پس اینجا رو ترک نکن، باشه؟

ممنون، نونا

ولی چرا ازم چیزی نمی پرسی؟

حتما یه اتفاقی افتاده

هیون دو گفت که تو آدم کشتی

ولی من باور نمی کنم

تو هیچ وقت کسی رو نمی کشی

درسته، نونا

هیچ وقت هیونگ رو باور نکن

این تقصیر اونه که من الان به این وضع افتادم

رئیس جوان خوبید؟

اون خون چیه؟

رئیس جوان

رئیس جوان

دارم میرم هوانگ هیون دو رو بکشم

سو جون ته

چرا بابامو کشتی؟

چرا؟ چرا؟

چی داری میگی، حرومزاده دیوونه

از پسرم دور شو

بابا بذار به اداره پلیس گزارششو بدیم

من زنگ می زنم- بگیرش-

چی؟

!بابا، سو جون ته قاتله !تو اینو می دونی

!پدر! پدر

چرا ما یه گفت و گو نداشته باشیم؟

ازم دور شو

!پدر! پدر

ولم کن

باز کن

در رو همین الان باز کن

اون حرومزاده سو جون ته باید دستگیر شه

در رو باز کن

!سو جون ته مجرمه. اون این کارو کرد

داریم دنبالش می گردیم

ما باید دوربینای مدار بسته رو چک کنیم

و شواهد رو جمع کنیم- این چیه؟-

قرار نیست دستگیرش کنین نه؟

چون اون برادر زنه هوانگ هیون دوعه؟

شاید هیچ وقت برنامه ای برای گرفتنش نداشتی

آروم باش

این تفنگو یادته؟

من اینو برات آماده کردم

نمی دونستم

ازش دوباره استفاده می کنم

که تورو هدف قرار بدم

همیشه همینجوری بودی

تو دروغ میگی، فریب میدی

و به بقیه خیانت می کنی

بهم شلیک کن اگه می خوای

شلیک کنم؟

جون ته

من نمی خوام بهت شلیک کنم

داری لاپوشونی‌ـش می‌کنی

که قیمت سهام سقوط نکنه و گروه شهرتشو از دست نده؟

،حیف که پدر سونگ چون مرد

اما این چیز خوبیه

کارت خوب بود

اون می خواست تو راه من قرار بگیره

جون ته

...بیا قشنگ فکر کنیم که

...چطور قراره

این موقعیتو کنترل کنیم

یه ایده خوب دارم

ممنونم ازت هیون دو

...اما

خواهرم یه بار بهم گفت

که هیچ وقت باورت نکرده

باید زودتر بهش گوش می دادم

چرا مثل یه احمق باورت کردم؟

چون ازت خوشم اومده بود

وقتی بقیه میگفتن من شبیه تو ام

احساس خوبی

کردم

اما تو زندگیمو نابود کردی

اگه می خوای بهم شلیک کنی

این آخرین شانسته

اما

کسی که زندگیتو نابود کرد من نبودم

مامانت بود

مامانم؟

باید بهت راستشو بگم؟

مادر واقعیت

سو یونگ شینه

خواهر بزرگترت

الان انتخاب با توعه

جون ته؟

جون ته همین الان

با یه تفنگ رفت

زنگ بزن حراست

متوقفش کن قبل از اینکه اتفاقی بیفته

تو مامانم

بودی؟

جون ته چی داری میگی؟

برادرم یکم مریضه

برای همین بستری بود

جون ته تو باید بیمارستان باشی نه اینجا

برت می گردونم بیمارستان

تو مامان منی؟

جوابمو بده

خودتو جمع کن، من خواهر بزرگتم

مامان یه مدت پیش فوت کرد

به نظر نمیاد اصلا درمان کار کرده باشه

دیگه از دری وری‌هایی که درباره‌ی مامان میگی خسته و کلافه‌ام

خسته ای؟

جون ته، تو نباید این کارو کنی

تفنگو بذار زمین، متاسفم

من بهت همه چیز میگم

بذار حرف بزنیم تو باورم داری، مگه نه؟

نه دیگه باورت ندارم

جون ته

تا دا

وقتی این طوری لبخند می زنی بهترینی

سخت درس بخون

منم بهت اطمینان میدم که زود بیام ببینمت

میای، درسته؟

البته

بذار یه بار دیگه ازت بپرسم

تو مامان منی؟

فقط جواب بده

جون ته، این الان مهم نیست

من همیشه سمت تو ام

مهم نیست چه اتفاقی بیفته من تا آخر ازت مواظبت می کنم

ترکت نمی کنم

جون ته، لطفاً بذارش زمین

تو تا آخرش اعتراف نمیکنی

،اگه تو واقعا خواهر من بودی

بهم می گفتی که مامانمی

چه دروغ باشه چه نه

جون ته- مامان-

امیدوارم تو جهنم زندگی کنی

!جون ته! نه

رئیس جوان

خدای من

چه جوری می تونه همچین اتفاقی بیفته؟

نمی تونم باور کنم که این اتفاق برای ...مرد خوش قلبمون افتاده

این غیر قابل باوره

خدای من، هیونگ نیم

بذار هر کاری از دستم بر میاد بکنم

خدای من

مامان

جوهی اینجاست

با ته یونگ اومدم

چطور جرأت کردی بیای اینجا؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left